يادداشتهاي روزانه كاربران (وبلاگ)
حمیده
حميده

حميده ، (عالم، محدث، متوفى قرن 2 ه) حميده بربريه، دختر صاعد بربرى اندلسى، لقبش لؤلؤه، و كنيه‏ اش ام محمد و مادر فرزندان امام صادق عليه السلام، (موسى بن جعفر عليه السلام، اسحاق و محمد) است . امام صادق عليه السلام به بانوان امر مى ‏فرمود كه در احكام به وى رجوع نمايند . در كتاب جواهر از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه عبد الرحمن بن حجاج از آن حضرت سؤال كرد: در اينجا (مراسم حج) فرزندى به دنيا آمده است، وظيفه چيست؟ حضرت فرمود: به كنيزى بگو حميده را ملاقات كند و سؤال كند كه با پسرانشان (كودكانشان) در اينجا چگونه رفتار مى ‏كنند؟ كنيزك رفت و از حميده سؤال كرد، حميده فرمود: هنگامى كه روز ترويه (روز هشتم ذيحجه) شد، شما از جانب او نيت كنيد و لباس دوخته را از او دور كنيد و لباس احرام به طفل بپوشانيد.

   امام صادق عليه السلام هر گاه مى ‏خواست حقوق اهل مدينه را تقسيم كند ، آن را به دست مادر خود و بانوى حرم خويش حميدة المصفاة مى ‏داد.مرحوم كلينى از پدر عيسى بن عبد الرحمن سرگذشت ارتباط وى را با بيت عصمت و طهارت چنين نقل مى‏ كند: ابن عكاشه خدمت امام باقر عليه السلام بود و عرض كرد: چرا براى ابو عبد الله همسر نمى ‏گيريد؟ ـ در برابر امام عليه السلام كيسه پول سربسته‏ اى ـ بود، آن حضرت فرمود: بزودى برده فروشى از اهل بربر مى ‏آيد و با اين كيسه پول، دخترى برايش مى‏ خريم.

   دختر خريده شد و نزد امام باقر عليه السلام آورد شد. امام باقر عليه السلام خدا را حمد و ثنا گفت، سپس به دختر فرمود: نامت چيست؟ گفت: حميده . امام عليه السلام فرمود: در دنيا حميده باشى و در آخرت محمود (پسنديده) .به من بگو كه دوشيزه هستى يا بيوه؟ دختر گفت : دوشيزه ‏ام...سپس امام عليه السلام به فرزندش، جعفر عليه السلام فرمود: او را به همسرى بگير.و پس از آن بهترين شخص روى زمين، يعنى موسى بن جعفر عليه السلام متولد شد.

  امام صادق عليه السلام درباره ‏اش فرمود: حميده مانند شمش طلا از پليديها پاك است.به سبب كرامتى كه خداوند نسبت به من و حجت پس از من دارد، ملائكه همواره او را نگهدارى كردند تا به من رسيد.حميده از خاندان بزرگان غير عرب بود.

 

منبع كتاب: بانوان عالمه و آثار آنها، ص 1
نويسنده: معاونت پژوهش مركز حوزه‏ هاى علميه خواهران
 

 
نوشته شده در روز ساعت 06:47:42 ب.ظ توسط مجتبي منصور آبادي نظردهيد (0)
شهادت امام صادق(ع) بر همه ی شیعیان تسبیت باد.

          شهادت امام صادق(ع) بر همه ی شیعیان تسبیت باد.

 

 

 

 

 

           اعتراف طبیب هندی به عظمت علمی امام صادق(ع)

 

        روزي امام صادق (ع) در مجلس منصور دوانيقي(دومين خليفۀ مقتدر عباسي) حضور يافت. در آنجا دانشمندي هندي،كتابهاي طبّ را مي خواند و امام صادق(ع)گوش مي داد. پس از فراغ به امام صادق(ع) عرض كرد:«آيا از آنچه كه از علم طبّ در نزد من هست، مي خواهي به تو بياموزم؟»

           امام صادق(ع) پاسخ داد:«نه،زيرا آنچه در نزد من از علم طبّ وجود دارد بهتر است از آنچه در نزد تو است.»

          او گفت:«در نزد تو چيست؟»

          امام صادق (ع)فرمود:گرمي را با سردي،و سردي را با گرمي،و خشكي را با تري،و تري را با خشكي، با توكل بر خداوند،درمان مي كنم و سخن پيامبر اسلام(ص) را انجام مي دهم كه فرمود:«معده،خانه درد است و مراقبت و پرهيز در غذا خوردن،همان دوا است، و با بدن بر اساس عادتش رفتار مي نمايم.»

دانشمند هندي گفت:«وَ هَلِ الطَّبٌّ اِلاّهذا»:«آيا علم طبّ،غير از اين است؟»

سپس امام صادق(ع) سؤالاتي طبّي و تشريحي از ائ كرد،او از پاسخ آن سؤالات مطرح شده درمانده شد.

امام صادق(ع)فرمود:ولي من مي دانم.آنگاه به تمام پرسشهاي مطرح شده پاسخ داد.

در پايان،دانشمند هندي كه تحت تأثير شديد بيانات طبّي امام، قرار گرفته بود،عرض كرد:«اين علم را از كجا فرا گرفته اي؟»

امام صادق فرمود: از پدرانم و آنها از رسول خدا(ص)، و رسول خدا (ص) از جبرئيل،و جبرئيل از ذات پاك خدا فرا گرفته ايم.

دانشمند هندي،همان دم به حقّانيت اسلام پي برد و گواهي به يكتايي خدا و رسالت پيامبر اسلام(ص)داد،سپس به امام صادق(ع)عرض كرد«همانا تو آگاهترين مردم زمانت هستي.»

 
نوشته شده در روز ساعت 08:59:40 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
شوال المکرم ،‌‌ سالروز شهادت رييس مذهب جعفري امام جعفر صادق ( عليه السلام )
http://www.soog.ir:5060/sadiq/sadiq10.jpg

شهادت امام جعفر صادق (ع ) تسليت باد . منتظر افرا . نواي دل


سلام من به مدينه و به غربت صادق
            سلام من به بقيع و به تربت صادق
 سلام من به مدينه و به آستان بقيع  
          سلام من به بقيع و به کبوتران بقيع


  سلام من به مزار مطهر صادق بقيع 
            که مثل ماه درخشد به آسمان بقيع
سلام من به تو اي ماه فاطمي  بقيع
        سلام من به تو اي ياس هاشمي بقيع

 
نوشته شده در روز ساعت 05:56:17 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
عشق سر خواهد زد
 یا مهدی (عج)
                                                      ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمی گردد

 
نوشته شده در روز ساعت 05:44:28 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
حق را ز جور و ظلمت باطل جدا کني
http://www.tebyan-hamedan.ir/photo/zohur/1157278148Mahdi_02_1.jpg
برخيز مهدياکه به عهدت وفاکنی
ما را نويد سبز عدالت عطا کني
تو لاله شکفته به دامان نرگسی
جان جهان ز عطر رخت با صفا کني
تا بشکفد به غنچه لبها تبسمت
کار مسيح مريم و آب بقا کني
باغ زمان فسرده ز پاييز ظلمهاست
بايد زمين به روح بهار آشنا کنی
وقتي که دست بسته زنجير حسرتيم
بيرون تمام سلسله ها را ز پا کنی
برخيز تا به شور شرر بار ذوالفقار
ما را زدست فتنه عالم رها کني
پس با تمام صولت اجداد خويشتن
حق را ز جور و ظلمت باطل جدا کني
شعر از :سيد محمد رضا هاشمي زاده
 
نوشته شده در روز ساعت 07:48:49 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
کی به آرامی ظهوری می کنی

عشق را تن پوش جانم میکنی ،         چتری از گل سایبانم میکنی ،

ای صدای عشق در جان و تنم ،        آن سکوت ساده و تنها منم ،

من پر از اندوه چشمان تو ام ،           آشنای دل پریشان تو ام ،

آتش عشق تو در جان من است ،        عاشقی معنای ایمان منست ،

کی به آرامی ظهوری می کنی ،         از غم دوری عبوری می کنی

ای که در عشق و صداقت نوبری ،      کی مرا با خود هم ایمان می کنی 


خواهشمند است برای ظهور آقایمان امام زمان صلواتی ختم فرمایید

 

 
نوشته شده در روز ساعت 07:38:51 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
دلم آرام نگیرد بخدا مهدی جان
یا مولی

تا نبینم رخ زیبای ترا مهدی جان                                    دلم آرام نگیرد بخدا مهدی جان

نیمه جانی که به دل مانده نثار تو کنم                           گر ببینم گل رخسار ترا مهدی جان

نام دلجوی تو ای مظهراسماو صفات                             همه جا وردزبان است مرا مهدی جان

چشم امید به تو دوخته و آمده است                             به در خانه ی لطف تو گدا مهدی جان

همچو پروانه دلم پر زند وبیتاب است                            گرد انوار تو ای شمع هدی مهدی جان

من نه آنم که کشم دست گدایی از تو                          نکنم دامن لطف تو رها مهدی جان

  تو نه آنی که کنی سائل خود را نومید                      چون توئی معدن احسان و سخا مهدی جان

دستگیری کن از این غرقه ی دریای فطر                      تارهد از خطر موج بلا مهدی جان

خبر وصل تو کوتاه که غمست دل گیرست                     دیگر ای یوسف گمگشته بیا مهدی جان

عاشق منتظرخسته دل بیمارت                                   یابد از فیض حضور تو شفا مهدی جان

آنکه شد از تو جدا لعنت حق شامل اوست                     مپسند اینکه شوم از تو جدا مهدی جان

کم مباد ای پسر فاطمه حتی آنی                                سایه ی لطف شما ازسرما مهدی جان

قبله ی کعبه تو و روح عبادات توئی                            من نخواهم زخدا غیر ترا مهدی جان


 
نوشته شده در روز ساعت 03:42:56 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
شعر انتظار/نيستان
http://sabooyeeshgh.persiangig.com/pic.hamid/mahdi_13.jpg

شعر انتظار/نيستان  

نواي ناي نيستان خدا كند كه بيايي                         ضمير روشن باران خدا كند كه بيايي

طلوع قدر سپيدي، بلوغ سبز رهايي                         معاد رويش انسان خدا كند كه بيايي

به انهدام سياهي به انهدام جهالت                          سفير ناشر قرآن خداكند كه بيايي

نماز خالص عشقي، رجاي منتظراني                      زلال چشمه ايمان خدا كند كه بيايي

تو شهر سبز صيامي، طلوع نظم نظامي                 هلا تو رمز بهاران خدا كند كه بيايي

غبار رنج زمين را فضاي تلخ زمان را                        سمات صبح تو در مان خدا كند كه بيايي
 
نوشته شده در روز ساعت 08:08:26 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
هنگامى كه حضرت مهدى(ع) ظهور كند

http://nedaye-mahdi.persiangig.com/nedaye-mahdi.dom/123/10.jpg

هنگامى كه حضرت مهدى(ع) ظهور كند

عَن أبي جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤيّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ويبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ويُظِهرُ اللَّهُ دينهُ على الدّينِ كُلّه ولو كَرِهَ المُشركون فلا يَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وينزلُ روحُ‏اللَّهِ عيسى بن مريم فيُصلّي خلفه.

قيام كننده از ما منصور به رعب و مؤيّد به نصر است. زمين از براى او در نورديده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دين خود را بر همه دين‏ها غالب گرداند، اگر چه مشركان را خوش نيايد. در روى زمين هيچ خرابى باقى نماند، مگر اين كه آبادش كند و روح اللَّه، عيسى بن مريم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كند و پشت سرش نماز بخواند.

 
نوشته شده در روز ساعت 06:27:28 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
تشرف شیخ انصاری محضر حضرت ولی عصر(عج)

تشرف شیخ انصاری محضر حضرت ولی عصر(عج)

از قول عالم بزرگوار، صاحب کرامات نادره زمان مرحوم حاج سید علی شوشتری نقل می‌کنند:

رسم من و شیخ مرتضی(ره) این بود که در اوقات زیارتی مخصوص از نجف اشرف به کربلای معلی مشرف می‌شدیم و چند روز می‌ماندیم.

در یکی از روزها که از نجف اشرف به کربلا آمدیم، بعد از گذشت سه روز شیخ مرتضی فرمود:

باید مراجعت کنیم، من هم قبول کردم، وقتی شب شد خوابیدیم. نصف شب متوجه شدم که شیخ از بستر خواب برخاست، وضو گرفت و عمامه بر سر گذاشت و کفش به پا نمود و از منزل بیرون رفت.

با خود گفتم: شاید شیخ اشتباه کرده، خیال می‌کند سحر است و حال آن که نصف شب است و وقت تهجد و نماز شب نیز نیست.

از حیاط بیرون رفت، من هراسان شدم و لباس پوشیدم و به دنبالش بیرون رفتم اما آهسته می‌رفتم که او متوجه من نشود، از کوچه‌های کربلا گذشت تا به دروازه‌ای به نام دروازه «بغداد» رسید، در آن جا خانه کوچک عربی بود.

وقتی شیخ مقابل آن خانه قرار گرفت ایستاد و سلام داد، از داخل خانه جواب سلام داده شد.

شیخ عرض کرد: آیا می‌توانم فردا برگردم.

جواب دادند: آیا آن کار را انجام دادی؟

گفت: خیر .

جواب آمد: برای رفتن مرخص نیستی، فردا را بمان.

عرض کرد: به چشم .

شیخ مراجعت کرد، من قبل از شیخ آمدم و در رختخواب خوابیدم به گونه‌ای که شیخ متوجه نشود.

صبح که شد، به شیخ گفتم: امروز حرکت کنیم.

گفت: خیر.

من از علت آن نپرسیدم، شب شد با خود گفتم: امشب را نباید خوابید، پس در رختخواب دراز کشیدم ولی بیدار بودم تا همان وقت شب رسید.

باز شیخ برخاست، وضو گرفت و عبا بر سر از خانه بیرون رفت، من هم لباس پوشیدم و به دنبال شیخ رفتم به همان نقطه دروازه بغداد و مقابل آن خانه ایستاد. شیخ سلام کرد و جواب آمد.

عرض کرد: حالا مرخصم، و فردا حرکت کنم؟

جواب آمد: مطلب را انجام دادی؟

عرض کرد: آری.

صدا بلند شد: مرخصی.

شیخ مراجعت کرد و من زودتر خود را به رختخواب رساندم و خوابیدم تا شیخ آمد. وقتی صبح شد، حرکت کردیم و چون از دروازه شهر خارج شدیم و در وسط بیابان رسیدیم، گفتم: دو سؤال از جناب شما دارم.

خیال کرد سؤال علمی است، گفت: بگویید.

گفتم:

اولا" چرا باید در صحن و حجرات صحن منزل نفرمایند و در دروازه بغداد، در کوخ (خانه کوچک عربی) منزل نمایند؟

شیخ مثل کسی که هیچ خبر ندارد، خود را به جهل زد و نگاهی به من کرد و فرمود: از چه کسی حرف می‌زنی؟

گفتم: از مولا و آقایمان که آنجا مسکن گزیده، من از قضیه با خبرم، سرّ این مطلب چیست؟

وقتی فهمیدند که من جریان را می‌دانم (چون مرحوم شوشتری صاحب کرامات بوده شیخ گمان کرد از راه کرامت فهمیده است)، جواب داد:

منزل را در صحن قرار نداده‌اند به جهت احترام، چون صحن برای منزلگاه شدن و جای خوابیدن مناسب نیست.

گفتم: سؤال دوم؛ آن مطلب که امام علیه السلام در شب اول فرمود: انجام دادی؟ عرض کردید: نه، و مرخص نفرمودند و شب بعد که سؤال فرمود گفتید: آری، آن چه مطلبی بود؟

شیخ گفت: این از اسرار است.

هر چه سید اصرار کرد، نگفت و از سید پیمان و عهد گرفت که تا زنده است این واقعه را برای کسی نگوید، و سید هم بعد از فوت شیخ(ره) جریان را نقل کردند.

منبع: کتاب تندیس زهد
http://blog.hadith.ac.ir/religionandart/IMAM%20MAHDI%20(AJ).jpg
 
نوشته شده در روز ساعت 08:42:49 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
تاریخچه

تاریخچه

پیشینه‎ی تاریخی بقیع به دوران قبل از اسلام می‌رسد ولی در کتب تاریخی به روشنی قدمت تاریخی آن مشخص نشده‌است. بعد از هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان گردید. مردم مدینه قبل از آمدن مسلمانان به آن‎جا اجساد مردگان خود را در دو گورستان «بنی‎حرام» و «بنی‎سالم» و گاهی نیز در منازل و خانه‌های‎شان دفن می‌کردند  و در واقع بقیع اولین مدفن و مزاری است که به دستور پیامبر اسلام توسط مسلمین صدر اسلام به وجود آمده‌است.

اولین کسی که در آنجا به توصیه وی دفن شد عثمان بن مظعون بود که از دوستان نزدیک پیامبر و علی بن ابیطالب به شمار می‌رفت؛ علی در سخنانش او را بسیار یاد می‌کرد و از روی علاقه‌اش به او، نام یکی از فرزندانش را عثمان نهاد. رسول الله برخی از شهدای اُحُد و نیز فرزندش، ابراهیم، را در آنجا دفن کرد و به این ترتیب بر شرافت آن افزود. بعدها که عثمان پسر عفان در قبرستان یهودی‌های مدینه به اسم حس کوکب دفن شد، معاویه بقیع را به قدری گسترده ساخت که قبر عثمان در بقیع قرار گیرد.

بقیع هم‌اینک مدفن ۴ امام شیعه (امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق) است. همچنین قبر بیشتر زنان پیامبر و نیز عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد، مادر امام علی و برخی دیگر از بزرگان در این قبرستان قرار دارد. بقیع قبرستانی است مورد احترام همه فرقه‌های اسلامی، و اکنون در چند قدمی حرم پیامبر قرار دارد.

ویژگی‌های بقیع

قبرستان بقیع دارای دو درب ورودی بوده که یک درب همیشه بسته، و درب دیگر، از صبح تا غروب هر روز بر روی زائران باز بوده‌است. حرم بقیع حالت هشت ضلعی داشته‌است. میرزا محمدحسین فراهانی در سفرنامه‌اش این‎گونه آورده‌است که:

اول چهار نفر از ائمه‎ی اثنی‎عشر صلوات‎الله‎ علیهم است که در بقعه‎ی بزرگی که به صورت هشت‎ضلعی ساخته شده و اندرون و گنبد آن سفیدکاری است.

ویژگی بعدی، داشتن محراب است و این که حرم، خادمانی نیز داشته‌است. حرم ائمه‎ی بقیع مانند سایر حرم‌ها دارای ضریح، روپوش، چلچراغ، شمعدان و فرش بوده‌است. ابن‎جبیر می‌نویسد: قبرشان بزرگ و از سطح زمین بلندتر و دارای ضریحی از چوب می‌باشد که بدیع‎ترین و زیباترین نمونه‌است از نظر فن و هنر. و نقوشی برجسته از جنس مس بر روی آن ترسیم شده و میخ‌کوبی‌هایی به جالب‌ترین شکل در آن تعبیه شده که نمای آن را زیباتر و جالب‌تر نموده‌است.

محمد لبیب مصری که در سال ۱۳۲۷ هـ.ق به مدینه سفر کرده، می‌نویسد:


در آن‎جا گنبدی معروف به «قبه‎البین» قرار دارد که حجره‌ای در آن وجود دارد و در میان آن گودالی است که ادعا می‌کنند، جایگاه افتادن دندان پیامبر است. و ضریح امام حسن در داخل قبه‌ای است و از فلز ساخته شده‌است و خطوط فارسی بر آن نقش بسته‌است. به گمانم از آثار شیعیان عجم باشد.

ویرانی قبور

وهابیان در ۸ شوال سال ۱۳۴۳ (هجری قمری) قبور ائمه بقیع را ویران کردند.

تا آن زمان بر روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینهمدینه‌ آن‌ها ضمن تخریب قبور آثاری که بر روی قبور قرار داشت را نیز از بین بردند. در جریان این واقعه بارگاه امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق نیز ویران شد. مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت. ائمه بقیع در بقعه بزرگی که به‏ طور هشت ضلعی ساخته شده بود و اندرون و گنبد آن سفیدکاری شده بود مدفون بودند. پس از تسلط وهابیان بر

این حرکت وهابیان اعتراضاتی در پی داشت. علاوه بر ویرانی قبور امامان شیعه، مزار عبدالله بن عبدالمطلب و آمنه پدر و مادر پیامبر اسلام عباس عموی پیامبر و اسماعیل از فرزندان امام جعفر صادق نیز به طور کامل ویران شد.

پرونده:قبرستان بقيع - راست.jpg

آرامگاه چهار امام عليهم السلام  
نوشته شده در روز ساعت 05:56:35 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
8شوال سالروزتخريب بقيع

1. بيت الاحزان
2. قبر مطهر چهار امام معصوم
3. دختران پيامبر
4. زنان پيامبر
10. فاطمه بنت اسد

تصوير كم‌نظير از بقيع پيش از تخريب

 
نوشته شده در روز ساعت 06:52:45 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
فطر
The image “http://samanemouroki.ir/wp-content/uploads/2008/10/121.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
 اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:
 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:
 «هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
 

 
نوشته شده در روز ساعت 12:19:51 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
ساقى حوض كوثر

از ((عين)) علي عيون ما بينا شد


وز ((لام)) علي لسان ما گويا شد


در ((ياي)) علي نور خدا ميبينم


زآن نور،محمد و علي پيدا شد



عبادت بي تولاي علي هيچ


نواي عشق،بي ناي علي هيچ


اگر عمر دوصد نوحت ببخشند


تمام عمر منهاي علي هيچ...

ابو ايوب انصارى گويد:نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودم و از آن حضرت درباره حوض سؤال شد،فرمود:اينك كه درباره حوض از من پرسيديد شما را از آن خبر دهم:حوض چيزى است كه خداوند از ميان پيامبران مرا بدان گرامى داشته است،عرض آن به فاصله ميان ايله و صنعاء است،دو نهر از آب در آن مى‏ ريزد،آبش از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر،بسترش از مشك خوشبوست و سنگريزه‏هايش در و ياقوت است.پروردگارم شرط كرده است كه كسى به آن‏ وارد نشود مگر آنان كه داراى نيت هايى درست و دلهايى پاكند،آنان كه در حال توانگرى و فراخ دستى حقوقى را كه بر عهده دارند مى ‏پردازند و در حال نياز و تنگدستى حق قانونى خود را نمى ‏گيرند،و پس از من تسليم وصى من خواهند بود.آن گاه وصى من غير شيعيان خود را از آن دور مى‏ كند همان گونه كه آدمى شتر گر را از ميان شترهاى خود دور مى‏ سازد.
 
نوشته شده در روز ساعت 12:12:51 ب.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
از كلام مولا امام علی ( ع )

گرانبهاترین متاع ها عقل است، بزرگترین فقرها احمقی و  گرامی ترین پیشه ها حسن خلق است.

امام علی ( ع )

آن کسی که بینا به عیب خویش باشد و چشمان خویش را برای عیب دیگران به کار نیندازد، خردمندترین مردم است ... .

امام علی ( ع )

 

مردمان بی همت و ترسو از خوف ذات و سختی همیشه در خواری و ذلت زندگی می کنند.

امام علی ( ع )

بریدن از نادان مساوی پیوند است با دانا.

حضرت علی ( ع )

چون بر دشمن ظفر یافتی و توانستی او را کیفر کنی، به شکرانه توانایی از او در گذر.

حضرت علی ( ع )

دانش آموزید تا سبب شرافت و رتبه شما گردد. دانشمند در شمار زندگان است اگر چه مرده باشد و نادان در شمار مردگان است اگر چه زنده باشد،کامیابی در داشتن دانش است و ناکامی در نادانی.        

حضرت علی (ع)  
نوشته شده در روز ساعت 08:28:03 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
http://www.sadebegooyam.com/upload/content/emamali9.jpg

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عـــالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جـان مـاسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کـرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پــسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربــلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیّرم چه نامـم شــه مـلک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید بـرسد به خاک پایت

چه پیامـها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جــان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پـیام آشنـائی بـنوازد و آشــنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا


 
نوشته شده در روز ساعت 08:21:55 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
علي عليه السلام در كتب اهل سنت

 

-49 قال النّبی (ص): یا علی حسبُك ما لمحبّك حسرةٌ عند موته ولا وحشهٌ فی قبره و لا فزع یوم القیمه.
 فرمودند: ای علی (ع) كفایت میكند تو را اینكه برای دوستانت در هنگام مرگ افسوسی نیست و در قبر و قیامت ترس و بیمی ندارند.
( خطیب بغدادی در تاریخ بغدادی ج 4 ص 102)

 

50 - قال رسول الله (ص): یا علی حُبُّك ایمان و بغضك نفاق
فرمودند: ای علی (ع) دوستی تو ایمان و بغض تو نفاق و دوروئی است.
( سید الشبلنجی در نورالابصار ص 72)

 

-51 قال النّبی (ص):حبُّ علی بن ابیطالب(ع) شجره اصلها فی الجنه واغصانها فی الدّنیا فمن تعلّق ببعض اغصانها اوقعه فی الجنه.
فرمودند: دوستی و محبت علی ابن ابیطالب (ع) درختی است كه اصل آن در بهشت و شاخه های آن در دنیا است و هر كس به برخی از آن شاخه ها چنگ زند آن شاخه ها او را به بهشت می برند.
( موصلی ابن حسنویه در درّ بحر مناقب ص 107)

 

-52 قال رسول الله (ص): خلق الله تعالی من وجه علّی سبعین الف ملَك یستغفرون له و لمحبّیه الی یوم القیمه.
فرمودند: خدای تعالی از نور رُخ علی (ع) هفتاد هزار فرشته آفریده كه برای علی (ع) و دوستان او تا روز قیامت استغفار میكنند.
( الكشفی الصالح الترمذی در مناقب مرتضویه ص 115)

53 - قال رسول الله (ص): علّی و شیعته فی الجنه.
فرمودند: علی (ع) و شیعیان او در بهشت هستند.
( خطیب بغدادی در تاریخ بغداد ج 12 ص 258)

54 - قال النّبی (ص): علی و شیعته یردون علّی الحوض.
فرمودند: علی (ع) و شیعیان او در كنار حوض (كوثر) بر من وارد می شوند.
( نورالدین الهتیمی در مجمع الزوائد ج 9 ص 131.)

55 - قال النّبی (ص): علّیٌ و شیعته هم الفائزون یوم القیمه.
فرمودند: علی (ع) و شیعیان او روز قیامت پیروز هستند.
( عبدالرئوف امناوی در كنوز الحقایق ص 82- ص 92)

56 - قال النّبی (ص): طوبی لمن احبّك و صدّق بك.
فرمودند: ( ای علی (ع)) خوشا به حال كسی كه تو را دوست بدارد و تصدیق كند.
( حموینی در فرائدالسمطین ص 205)

-57 قال النّبی (ص): عنوان صحیفه المؤمن حُبُّ علیّ.
فرمودند: سر لوحه كتاب مؤمن دوستی علی (ع) است.
( عبدالرئوف المناوی در كنوز الحقایق ص 92)

-58 قال النّبی (ص): لایحبّ علیّاً المنافق و لایبغضُهُ مؤمن.
فرمودند: منافق علی ( ع) را دوست ندارد و مؤمن با او دشمنی نمی كند.
( محب الدین طبری در الریاض النضره ج 2 ص 214)

-59 قال رسول الله (ص): ( یا علی ) لو احبّك اهل الارض كما یحبُّك اهل السّماء لما عذّب الله احدا منهم بالنّار.
فرمودند: ( ای علی ) اگر اهل زمین مانند اهل آسمان تو را دوست میداشتند حق تعالی احدی از ایشان را به آتش ( جهنم ) عذاب نمی نمود.
( قندوزی حنفی در ینابیع الموده ص 125)

60 - قال النّبی (ص): لو عمل احدكم عمل سبعین نبیّاً من اعمال البِرّ ما دخل الجنه حتی یحبّ علیّاً و ولده.
فرمودند: اگر یكی از شما اعمال شایسته هفتاد پیامبر را انجام دهد داخل بهشت نمی شود تا اینكه علی ( ع) و فرزندانش را دوست بدارد.
( محمد بن ابوالفوارس در الاربعین ص 24)

 

-61 قال النّبی (ص): لو انّ عبداً عبدالله الف عامّ بعد الف عامّ بین الركن و المقام ثمّ لقی الله مبغضاً لعلّی لاكبّه الله یوم القیامه علی منخریه فی نار جهنّم.
 فرمودند: اگر بنده ای حق تعالی را بین ركن و مقام هزار سال بعد از هزار سال عبادت كند، سپس خدای تعالی را در حال دشمنی با علی ( ع ) ملاقات كند، البته خدای تعالی روز قیامت او را بر بینی اش در آتش جهنم واژگون میكند.
 ( اخطب خوارزمی در مناقب ص 52)

-62 قال النّبی (ص): من احبّك یا علّی كان مع النّبیّین فی دَرَجَتهم یوم القیمه.
فرمودند ای علی (ع) هر كس تو را دوست بدارد در روز قیامت در درجه پیامبران است.
( قندوزی حنفی در ینابیع الموده ص 251)

-63 قال النّبی(ص):من سبّ علّیاً فقد سبّنی ومن سبّنی فقد سبّ الله
فرمودند: هر كس به علی (ع) دشنام دهد مرا دشنام داده و هر كه به من دشنام دهد خدا را دشنام داده است.
( حاكم نیشابوری در مستدرك الصحیحین ج 3 ص 121 )

-64 قال النّبی (ص): من آذی علّیا فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله.
فرمودند: هر كس علی (ع) را اذیت كند مرا اذیت كرده و هر كه مرا اذیت كند حق تعالی را اذیت كرده است.
( محب الدین طبری در ذخائر العقبی ص 65 )

-65 قال النّبی (ص): یا علیٌ من فارقك فقد فارقنی و من فارقنی فقد فارق الله.
فرمودند: ای علی (ع) هر كس از تو جدا شود از من جدا شده و هر كس از من جدا شود از خدا جدا شده است.
( متقی هندی در كنز العمال ج 6 ص 156 )

66 - قال النّبی(ص):من كذب علّیاً متعمّداً فلیتبوّء مقعدهُ من النّار.
فرمودند: هر كس عمداً علی (ع) را تكذیب نماید پس باید جایگاهش در آتش ( جهنم ) باشد.
( ترمذی در صحیح ج 13 ص 166)

-67 قال النّبی(ص): من احبّ علّیاً بقلبه فله ثلث ثواب هذه الامّه.
فرمودند: هر كس علی (ع) را به قلب دوست دوست داشته باشد برای او یك سوم ثواب این امت است.
( صفوری بغدادی در نزهه المجالس ج 2 ص 207)

68 - قال النّبی (ص): من احبّ علّیاً بقلبه و لسانه و یده فله ثواب هذه الامّه.
فرمودند: هر كس علی (ع) را با قلب و زبان و دستش دوست داشته باشد برای او تمام ثواب این امت است.
( صفوری بغدادی در نزهه المجالس ج 2 ص 207 )

69 - قال النّبی (ص): یا علّی محبّوك معروفون فی السّماء السّابعه و الارض السّابعه السّفلی و ما بین ذلك.
فرمودند ای علی (ع) دوستان تو در آسمانهای هفتگانه و هفت زمین و ما بین آن شناخته شده هستند.
( حموینی در فرائد السمطین ص 205)

-70 قال النّبی(ص):من حسدعلّی فقد حسدنی ومن حسدنی فقد كفر
فرمودند: كسی كه با علی (ع) حسادت نماید با من حسادت نموده و هر كس با من حسودی كند كافر شده است.
( متقی هندی در كنزالعمال ج 5 ص 35)


 
نوشته شده در روز ساعت 08:37:34 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی علیه السلام

 
نوشته شده در روز ساعت 08:04:33 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
تسلیت ایام شهادت امام علی(ع)


شهادت مولای متقیان امیر مومنان حضرت علی (ع)بر عموم مسلمانان جهان بویژه شیعیان تسلیت باد

وصایای امام علی (ع) :

از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران بر شما سبقت بگیرند .

وضو را ساداب بگیر .

خدا را در قرآن بنگرید .

خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .

خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .

 
نوشته شده در روز ساعت 10:04:39 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
تکفیری ها
 
فرقه ای که براحتی تکفیر می کند!

 

«تکفیری ها » پدیده تلخ عصر حاضر است که جهان اسلام از آن رنج می برد؛ خواه شیعه باشی و یا سنی ، آنان براحتی فتوای کفرت را صادر می کنند.

کافی است که مشی زندگی و اعتقاد دینی تو بر خلاف چارچوب ترسیمی ابن تیمیه یا محمد بن عبدالوهاب باشد ، مثلا به زیارت پیامبرصلی الله علیه و آله بروی یا معتقد به توسل باشی ! آنان فتوای کفر تو را پیشتر صادر کرده اند؛ مفهوم این اندیشه کژ ، یعنی جواز سلب زندگی و حیات دنیایی تو، آن هم با خشن ترین وسیله ممکن!  

کتاب قطور«فتاوی علماء البلد الحرام» آکنده است از چنین فتواهای نفرت آمیزی که از عالمانی چون بن باز، بن عثیمین، بن جبرین و بن فوزان صادر شده است1.

شما خشونت تکفیری ها در عراق ، افغان و پاکستان را بنگرید ؛ براحتی مسلمانان را متهم به کفر می کنند و به قتل عام آنان می پردازند ؛  آبشخور فکری این جریان را می توان در همان عالمان سلفی حجاز جست ؛ وهابیونی که دولتمندان سعودی را نیز به ظاهر خسته کرده و  به محدود ساختن آنان کشانده است .

براستی ، وهابیان تکفیری، چه پاسخی به این کلام الهی دارند که می فرماید:

وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنا؛ و به كسى كه نزد شما [اظهارِ] اسلام مى‏كند مگوييد: «تو مؤمن نيستى»2.

از آغاز شکل گیری جریان فتنه گرای وهابی ، دانشمندان سنی بسیاری در برابر این نوع نگاه افراطی ایستادند و آثاری را مکتوب کردند؛ محمّد بن علوي المالكي ، عالم معاصر مکه مکرمه یکی از آنانست که در سال 1425 درگذشت . او رياست كميسيون داوري مسابقات قرآن مكّه را عهده دار بود و به صورت رسمي به عنوان استاد شريعت و پس از پدر ، كرسي تدريس مسجدالحرام را به خود اختصاص داد . او كتاب «مفاهيم يجب أن تصحّح» را در نقد وهابیت نوشت و در بخش نخست کتاب خود اندیشه تکفیری این جریان را چنین به نقد کشد:

«بسياري از مردم ـ كه خداوند اصلاحشان كند ـ در فهم عللي كه موجب خروج فرد از دايره اسلام و اطلاق كافر بر او مي شود ، در اشتباه هستند ؛ لذا با كمترين مخالفتي حكم به كفر فرد مسلم مي كنند و با اين شيوه جز تعداد اندكي مسلمان بر كره زمين باقي نخواهد ماند ...اگر با مسلماني برخورد كردي كه نماز مي گزارد ، واجبات بجاي مي آورد و از حرام دوري مي كند و در نشر دعوت الهي و بپاداشتن مساجد مي كوشد وبه تعهدات پايبند است ، سپس او را به مطلبي دعوت كردي كه تو آن را حق مي پنداري و او ديدگاهي مخالف تو دارد ـ و از گذشته نيز در قبول و انكار آن امر بين علما اختلاف بوده است ـ سپس مشاهده كردي كه او زير بار رأي و نظر تو نمي رود و تو او را به مجرد چنين مخالفتي تكفير كردي ، در اين جا تو هستي كه مرتكب گناهي بزرگ و زشت گرديده اي كه خداوند از آن نهي نموده و از تو خواسته است كه در اين امور با حكمت و نيكي ، رفتار نمايي ...در حديث آمده : هرگاه فردي برادر خويش را كافر خطاب كند ، يكي از آن دو به عقوبت آن بدي دچار خواهد شد .  و چنين نسبتي را تنها كسي مي تواند بدهد كه ورود و خروج كفر و مرز بين كفر و ايمان را در شريعت نوراني اسلام بشناسد ... پس براي هر فردي جايز نيست كه در اين ميدان قدم نهد و با وهم و گمان و بدون اثبات و يقين و علم استوار حكم به تكفير دهد و اگر چنين شود ، دامنه تكفير گسترده مي گردد و جز اندكي مسلمان بر زمين باقي نخواهد ماند»

پی نوشت:

1. بنگرید: فتاوی الشرعیه فی المسائل العصریه من فتاوی علماء البلد الحرام، الجریسی، ریاض، 1427.

2. نساء ، آیه 94.

3. وهابيت و بازنگري از درون ؛ محمّد بن علوي المالكي ، ترجمه انسيه خزعلي، ص 32.

 

 
نوشته شده در روز ساعت 02:26:13 ب.ظ توسط محمدباقر پوراميني نظردهيد (0)
شب قدر...

شب قدر"، شب نزول قرآن و برتر از هزار ماه است و فرشتگان در اين شب به اذن خداوند بر زمين فرود مي‌آيند و جميع مقدرات بندگان را در طول سال تعيين مي‌کنند و خوشا به حال کساني که تلاش مي‌کنند تا قدر و منزلت اين شب را دريابند.
در سوره‌هاي قدر، فاطر و دخان خداوند بارها بر عظمت شب‌هاي قدر و دانستن منزلت آن توسط انسان‌ها تاکيد کرده است .  
انسان در چنين شبي مي‌تواند به خود بيايد و به بازنگري اعمال در طول سال بپردازد و از بارگاه خداوند تقاضاي عفو و بخشش کند.
شب قدر شب استمداد از خداوند براي بخشش گناهان بزرگ و کوچکي است که در طول سال مرتکب شده‌ايم.
برپايي آيين‌هاي ويژه و خاص از قبيل دعا و نيايش، شرکت در محافل معنوي ادعيه جوشن کبير و صغير، ابوحمزه ثمالي و اقامه نمازهاي صد رکعتي و حضور در مساجد و تکايا و قرآن بر سرگرفتن از جمله اعمال اين شب‌هاي پرفيض و برکت است.
در اين ميان براي طلب عفو و بخشش از درگاه خداوند توسل جستن به ائمه اطهار و طلب شفاعت آنان در نزد خداوند از ديگر راه‌هاي توبه و بخشش در درگاه حق تعالي است.


طبق روايات ، شب قدر، شب بسيار مهمي در تاريخ زندگي انسان است به اين معنا که هر انساني از مجموعه روزها و شبها در زندگي‌اش يک شب از همه برايش مهمتر است و آن شب قدر و تعيين سرنوشت او است.


بنابر آيات قرآن کريم در شب قدر همه امور و سرنوشت بشريت از آسمان به زمين نازل مي‌شود که از آن جمله مي‌توان به تولدها، مرگ ها،صلح‌ها و جنگ ها اشاره کرد.
دعا، نيايش و نجوا کردن نيز در طول اين شب‌ها پيوندي را ميان انسان با آسمان برقرار مي‌کند که اين‌ها همه در سرنوشت آدمي تاثير دارند.
 
نوشته شده در روز ساعت 08:08:45 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
تربیت روحی و معنوی انسان
http://img.villagephotos.com/p/2007-9/1277614/gharibhasan6.jpg

امام مجتبی علیه السلام در زمینه ضرورت تربیت روحی و معنوی انسان و تغذیه روان او می‏فرماید:«عجبت لمن یتفكر فی ماكوله كیف لا یتفكر فی معقوله، فیجنب بطنه ما یؤذیه و یودع صدره ما یردیه;  تعجب می‏كنم از فردی كه در غذای جسمانی خود فكر می‏كند (كه سالم و بهداشتی باشد) اما در غذای روح و جان خویش نمی‏اندیشد، در نتیجه شكم خود را از غذاهای زیانبخش حفظ می‏كند ولی سینه‏اش را در مقابل آن چه آن را پست می‏گرداند رها می‏كند.»

امام مجتبی

 


 
نوشته شده در روز ساعت 11:49:03 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
خدمت رساني


ابن عباس مي‏گويد: همراه با امام حسن عليه‏ السلام در مسجدالحرام بودم، آن بزرگوار معتكف بود و در همان حال دورخانه خدا طواف مي‏كرد، يكي از شيعيانش نزد وي آمد و گفت: فلاني از من طلبكار است، اگر ممكن است شما آن را بپردازيد. حضرت فرمود: سوگند به خداي اين خانه امروز چيزي نزدم نيست، وي گفت اگر مقدور است از او مهلت بخواهيد، زيرا مرا به زندان تهديد مي‏كند.
ابن عباس مي‏گويد: امام طواف را قطع كرد و همراه وي حركت كرد. گفتم: فرزند پيامبر! آيا فراموش كرده‏اي كه در حال اعتكاف هستي؟ فرمود: آري مي‏دانم ولي من از پدرم شنيدم كه مي‏فرمود: از پيامبر صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله‏ وسلم شنيدم كه: هركس حاجت برادر مؤمنش را برآورد، بسان كسي است كه نه هزار سال خداي را عبادت كرده است، عبادتي كه روزها در حال روزه باشد و شبها در حال نماز

 
نوشته شده در روز ساعت 06:58:37 ق.ظ توسط مسيح الله آصفي نظردهيد (0)
حضرت خديجه س
حضرت خديجه س در گذر تاريخ                                                                                                                                قلم همواره در طول تاريخ، در دست چاپلوسان و در خدمت زورمداران بوده، از اين رهگذر، بسياري از حقايق مسلم تاريخ، دستخوش تحريف شده و رنگ واقعيت تاريخي به خود گرفته، تا جايي که اگر پژوهشگري بر اساس يافته هاي علمي خود، پرده از روي واقعيت‌ها بردارد، موجب شگفت همگان خواهد بود. يکي از پژوهشگران معاصر، با دلايل متقن اثبات کرده که تنها يار غار پيامبر، عبدالله بن اريقط بن بکر بوده و در عهد معاويه و با پول او داستان غار جعل شده و شخص ديگري «جاي عبدالله» يار غار معرفي شده است.

همو اثبات کرده که جمله «الانزع البطين» را پيروان معاويه جعل کرده اند.
از اين رهگذر، جاي شگفت نيست که دوشيزه ي قريش، حضرت خديجه(س) را بانويي چهل ساله و صاحب فرزنداني از شوهران قبلي معرفي کنند؛ تا براي حضرت علي(ع) از ديگر خلفا، رقيب سياسي درست کنند، در حالي که رسول خدا(ص) در مقام شمارش ويژگي هاي حضرت علي(ع) مي فرمايند: يا علي! سه امتياز به تو اعطا شده که به احدي داده نشده حتي به من!
1-  پدر زني چون من به تو داده شده، که من از آن محرومم.
2-  همسري چون فاطمه (س) به تو داده شده، که در سطح آن به من داده نشده.
3- فرزنداني چون حسن و حسين ، از صلب تو آمده اند که از صلب من نيامده‌اند!
اگر پيامبر رحمت(ص) بر جز فاطمه(س) دختر ديگری داشت، شوهر او نيز در اين افتخار، همانند اميرمؤمنان(ع) مي‌شد؛ در حالي که پيامبر(ص) آن را با قاطعيت نفي کرده است.
بسياري از محدثان تصريح کرده‌اند که حضرت خديجه(س) به هنگام ازدواج با پيامبر اکرم(ص)، دوشيزه بود و هرگز شوي ديگر انتخاب نکرده بود، از آن جمله است:
1-  سيد مرتضي علم الهدي، در کتاب «الشافي في الامامه»
2-  شيخ طوسي، در کتاب «تلخيص للشافي»
3-  احمد بلاذري، در کتاب «الانساب اشراف»
4-  ابوالقاسم کوفي، در کتاب «الاستغاثه في بدع الثلاثه»
بسياري از محدثان و مورخان نيز اين مطلب را از مواضع ياد شده نقل کرده اند.
اين عدّه تأکيد مي کنند که سن شريف حضرت خديجه(س) در آن هنگام بيست و پنج يا بيست و هشت ساله بوده و هرگز شوي ديگري انتخاب نکرده بوده؛ (ابن عباس، سن ايشان را به هنگام ازدواج با پيامبر(ص) ، بيست و هشت سال نقل مي‌کند؛ هر چند بعضي از مورخان اهل سنت سعي مي‌کنند اين سخن را رد کنند. چون راوي آن محمد بن صاحب کلبي از شيعيان است و آنها او را ضعيف مي‌دانند!)
همچنين زينب، رقيه و ام کلثوم، فرزند خوانده هاي «هاله» خواهر خديجه(س) بودند، که تحت کفالت و مراقبت حضرت خديجه(س) به سر مي‌برده‌اند.
پژوهشگر معاصر، «علامه دخيل» پس از نقل سخنان بالا مي‌فرمايد:
مؤيّد سخنان فوق، فرمايش صاحب کتاب «الانوار و البدع» مي‌باشد که مي‌نويسد:
زينب و رقيه، دختران (دختران ناتني) هاله، خواهر خديجه(س) مي‌باشند.
مرحوم آيت الله شيرازي نيز استظهار کرده‌اند که حضرت خديجه(س) دوشيزه بوده اند و به همه ي اشراف قريش پاسخ منفي داده بودند و دل در گرو جوان هاشمي، حضرت محمد مصطفي(ص) داشتند.
 
مرحوم علامه سيد محسن امين نيز در کتاب اعيان الشيعه با دلايل مسلم تاريخي اثبات کرده که آنها دختران پيامبر نبوده‌اند.
پژوهشگر معاصر، آقاي جعفر مرتضي عاملي نيز شواهد فراواني آورده، که خديجه(س) پيش از پيامبر اکرم(ص) شوهر نکرده بوده‌اند.
اگر بخواهيم نقل تاريخي رسيده از اهل سنت را درباره ي حضرت خديجه ي کبري(س) قبول کنيم که آنها گفته اند اين بزرگوار قبل از ازدواجش با حضرت رسول(ص) دو ازدواج ديگر داشته است و از آن دو شوي، دو دختر داشته است به نام زينب و رقيه؛ اين اشکال و اين نکته به ذهن مي رسد که اگر خديجه ي کبري(س) دو شوي جاهلي داشته است، ديگر دست کم من و شما نمي توانيم روبروي سيد الشهدا(ع) قرار بگيريم و به امام حسين(ع) عرض کنيم که: اي حسين بن علي «اَشهَدُ اَنَّکَ کُنتَ نُوراً في اَصلابٍ شامِخَةٍ وَ ارحامٍ مطهرة...» ؛ من گواهي و شهادت مي دهم که تو (اي حسين بن علي) نوري بودي در اصلاب مردان شامخ و بزرگ و در رحم مادران پالوده، پاک و مهذب.
با اين حساب اگر خديجه(س)، جده ي حسين بن علي(ع) باشد که هست، و اگر ايشان بر اساس آن نقلهاي تاريخي سنيان، دو شوي جاهلي، و دو فرزند جاهلي داشته باشد، چگونه مي توان حسين(ع) را از ارحام و رحمهاي پالوده و پاک دانست.
کدام رحم پاکي که در ادامه اين زيارت به سيد الشهدا(ع) عرض مي کنيم: «... في ارحامٍ مطهره لم تُنَجِّسکَ الجاهلّيةِ بأنجاسها...» «جاهليت هيچ گاه نجاست جاهلي و ظلمت و تاريکي خود را به پدران تو و به مادران تو و به ارحام مطهر مادران تو نداده است»؟!!
اين سخن، سخن ژاژخواهانه‌ای خواهد بود؛ يا بايد در آن نقل تاريخي ترديد کنيم يا در اين اعتقاد کلامي، انديشه اي؛ که معتقديم «إنّما يُريدُالله لِيُذهِبَ عنکُمَ الرّجسَ اهل البيت و يُطهِّرَکُم تَطهيراً»، يُطهِّرَکُم تَطهيراً، مصداق خديجه‌ي کبري نيز هست که مام فاطمه است ودرباره حسين بن علي که فرزند خديجه است! همو که در هر فراز و نشيب و حتي در خطبه‌هاي عاشورايي کربلايي خودش افتخار مي‌کرد که «اَنَا بنُ خديجة الکبري» ؛ مي دانيد حسين کيست؟ حسين فرزند خديجه است... و حسين جده‌اي خديجه نام دارد.
 
مي خوانيم، به ايشان همچنان در زيارتنامه‌هايي که خطاب به ولي عصر عرضه مي داريم که تو اي امام عصر، فرزند خديجه اي و فخر مي کني و مباهات داري به فرزند خديجه بودن.
به عبارت ديگر، تنها انسانهايي که شايستگي مادري ائمه معصومين
 
را داشتند، اول وجود مطهر خديجه(س) و سپس فاطمه زهرا(س) بود.:
در روايتي از جلد سوم کتاب مناقب ديده مي‌شود که حضرت رسول(ص) خطاب به فاطمه(س) مي‌فرمايند: «دخترم! اين مادرت خديجه بود که خداوند او راوعاء نور امامت (و تنها ظرف شايسته امامت) قرار داد».
بر اساس اين تعبير پيامبر(ص)، مي توان گفت که هيچ انساني نتوانست شايستگي اين کمال را پيدا کند که وجودش ظرف وجود يازده امام معصوم اين افتخاري بود که در شخصيت خديجه(س) معنا مي يابد.
و لذا اين سخني است به گزاف که بگوييم و بگويند و به خورد ما بدهند که خديجه ي کبري قبل از ازدواج با پيامبر، دو شوي ديگر داشته است و دو فرزند.
دست جنايتکاري که تلاش کرده براي حضرت خديجه(س) شوهران و فرزندان جعل کند، همان دست تحريفگر و دروغپردازي است که تلاش کرده براي فرد ديگري که فاقد هر فضيلت و منقبتي بوده است، جمال و کمال ممتازي جعل کرده و او را تا مقام «کَلِّمِیني يا حميراء» بالا ببرد..
فرزانه قريش
حضرت خديجه(س) علاوه بر جمال، کمال، ثروت و شرافت نسب، از دانش، بينش، اصالت انديشه، قدرت تصميم گيري، دقت نظر، سلامت فکر، صلابت رأي، عقل وافر و انديشة صائب برخوردار بودند.
از اين رهگذر خواستگارهاي فراواني از سران بني هاشم، سلاطين يمن و اشراف طائف، با اموال و امکانات فراوان در صدد ازدواج با آن فله شرف بر آمدند ولي او دست رد بر سينه همه آنها زد و دل در گرو امين قريش داشت.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت خدیجه (س)

 
نوشته شده در روز ساعت 05:24:43 ب.ظ توسط فاطمه سادات حسيني نظردهيد (0)
ضیافت ابرار

ضیافت ابرار

محمدامین پورامینى

سیره معصومان(علیهم‌السلام) در ماه مبارک رمضان، چگونه بوده است؟

ماه مبارک رمضان ماه ضیافت رحمان از بندگان خود مى‏باشد و خوان رحمت الهى در سراسر لحظه‌های آن گسترده است. بجاست که با نگاهى گذار به سیره معصومان(علیهم‌السلام) در این ماه، رفتارهاى فردى و اجتماعى آنان را سرمشق سلوک خود در این روزهای آسمانی قرار دهیم.

به‌طورکلّى، مى‏توان سیره آن بزرگواران را در دو بخش مطالعه کرد:

۱. از بُعد فردی، در رابطة خود و خدا

۲.  از بُعد اجتماعى، در رابطه خود و مردم.

۱. رابطه خود و خدا (بُعد فردى)

۱-۱ تغییر حالت

سیدبن‌طاووس(ره) نقل مى‏کند که وقتى ماه مبارک رمضان فرا مى‏رسید، رنگ چهره رسول خدا محمد مصطفی(ص) تغییر می‌کرد و ایشان بسیار به نماز و دعا مى‏پرداختند.[1] تغییر حالت آن حضرت در دهه آخرِ ماه مبارک، شدت مضاعفى پیدا می‌کرد، به‌گونه‏اى که ایشان تمام شب‌ها را به شب‌زندهدارى و عبادت سپرى مى‏کردند.[2]

در احوالاتِ حضرت امام‌زین‌العابدین(ع) نقل کرده‌اند که ایشان در این ماه، کاملاً در دعا و تسبیح و استغفار و ذکر غرق مى‏شدند.[3]

۱-۲ نمازهاى مستحبى

گرچه بجاآوردنِ نمازهاى مستحبى و نوافل، یکى از مسائل عادى و روزمره آن بزرگواران بوده است، این اقدام در ماه رمضان حالت مضاعف به‌خود مى‏گرفت؛ تاآنجاکه ایشان نمازهایى مخصوصِ ماه مبارک رمضان و شب‌هاى قدر می‌خواندند. ذکر تفصیل آن نمازها، مجال دیگرى مى‏طلبد.

۱-۳ تلاوت قرآن

ماه مبارک رمضان بهار قرآن است و پیامبر اکرم(ص) و عترت طاهرین ایشان(علیهم‌السلام) که خود، قرآن ناطق‌اند و هیچ‌گاه ایشان از قرآن و قرآن از ایشان جدا نبوده است و تلاوت آیات دلنشینِ آن جزو برنامه روزمره ایشان بوده است، نسبت ‏به تلاوت قرآن در ماه مبارک رمضان عنایتخاصى داشتند و توجه اصحاب و یاران خود را نسبت‏ به آن جلب مى‏کردند؛ تاآنجاکه درباره حضرت امام‌سجاد(ع) نقل کرده‌اند که چهل‌بار قرآن را در ماه مبارک ختم مى‏کردند.[4]

۱-۴ نیایش

چگونه ‌خواستن، از چه‌ کسى‌ خواستن و به چه انگیزهاى خواهش‌کردن از ارکانِ نهفته در هر درخواستی است. اینجا که سخن از درخواست از یگانه‌معبود قادر و تواناست، معصومین(علیهم‌السلام) بر بشریت منّت نهادند و نحوه درخواست را در قالب ‏«دعا»، به عالى‏ترین وجه‌ممکن نشان دادند و علاوه‌ بر چشاندنِ لذت سخن‌گفتن با خداوند به ما، عالی‌ترین مضامینِ معارف تابناک الهى را در دعاهای خود جاى دادند و از خود، یادگارهایى بس ارزشمند به‌ودیعت نهادند.

در ماه مبارک رمضان، دعاهاى مخصوصى از آن بزرگواران رسیده است که در این مقاله، تنها به ذکر عناوین آن‌ها اکتفا مى‏کنیم: دعا در وقتِ دیدن هلال ماه مبارک؛ دعاى پیامبر(ص) در وقت واردشدن به ماه مبارک رمضان؛ دعاى نبیّ خاتم(ص) در شب اول ماه؛ دعاى ابوحمزه ثمالى در هر شب؛ دعاى سحر؛ دعاى اولِ صحیفه سجادیه؛ دعاى وقت افطار؛ دعاى امام‌زین‌العابدین(ع) در شب‌هاى نوزدهم و بیست‌ویکم؛ دعاى پیامبر اکرم(ص) و امام‌باقر(ع) و امام‌صادق(ع) و امام‌کاظم(ع) در ماه مبارک رمضان؛ دعاى پیامبر اکرم(ص) و امام‌زین‌العابدین(ع) در شب بیست‌وهفتم؛ دعاى پیامبر اکرم(ص) در شب آخر هر ماه؛ دعا به‌هنگام وداع با ماه رمضان.

۱-۵ احیاى شب قدر

معصومان(علیهم‌السلام) در شب‌هاى قدر، شب‌زنده‏دار بودند و نه‌تنها خود به احیاءِ آن مى‏پرداختند، بلکه خانواده و کودکان و فرزندان خویش را به بیدارماندن و مناجات‌کردن در آن، وامى‏داشتند. روایت‏ کرده‌اند که رسول خدا(ص) در شب بیست‌و‌سوم ماه، خفتگان از خانوادة خود را از خواب بیدار مى‏کردند و پس از بیداری، به صورت آن‌ها آب مى‏پاشیدند.[5]

حضرت فاطمه زهرا(س) نیز نمى‏گذاشتند کسى از فرزندانشان در آن شب، به خواب رود و آنان را با کمىِ غذا و ایجاد آمادگى از روز و با استراحت‌کردن در روز، آماده مى‏ساختند و مى‏فرمودند: «محروم کسى است که از خیر این شب محروم مانَد.»[6]

یک سال، امام‌صادق(ع) به بیمارىِ سختى گرفتار شده بودند. بااین‌حال، دستور دادند که در شب بیست‌وسوم، ایشان را برداشته و به مسجد پیامبر(ص) بردند و آن شب را در آن مکان شریف، به احیا گذراندند.[7]

۱-۶ آداب افطار

چگونه افطارکردن و با چه چیزی افطارکردن ازجمله مسائل جالب‌توجه سیره رهبران دین اسلام است. از پیامبر(ص) و ائمه هدى(علیهم‌السلام) ادعیه خاصى در وقت افطار نقل کرده‌اند. امام‌صادق(ع) مى‏فرمایند که پیامبر اکرم(ص) در وقت افطار، این دعا را مى‏خواندند: «اللهم لَکَ صُمنا و على رِزقِکَ أفطَرنا، فتَقبّلْه منّا، ذَهبَ الظّلما و ابْتلَت العُروق و بَقى الأجْر.»  (= بار خدایا، براى تو روزه گرفتیم و بر روزىِ تو افطار کردیم؛ پس آن‌را از ما بپذیر.)[8] مشابه این دعا را حضرت امیرالمؤمنین(ع) در وقت افطار مى‏خواندند: «اللهم لَکَ صُمنا و على رِزقِکَ أفطَرنا، فتَقبّلْه منّا، انّک أنت السّمیع العلیم.‏»[9]

اما درباره اینکه آن بزرگواران با چه چیزى افطار مى‏کردند، روایاتی آورده‌اند؛ امام باقر(ع) بیان داشته‌اند: «پیامبر اکرم با آب و خرما یا آب و رطب افطار مى‏کردند[10] و اگر آن حضرت شیرینى و حلوا مى‏یافتند، با آن افطار می‌کردند و اگر نمی‌یافتند، با شکرِ گرفته‌شده از نِى.»[11] امام‌صادق(ع) نیز ‏فرموده‌اند: «پیامبر با شیرینى و حلوا افطار مى‏کردند و اگر آن‌را نمى‏یافتند، ‏با آب ولَرم افطار مى‏کردند و مى‏فرمودند که آن، باعث پاکیزگى کبد و معده است و دهان را خوشبو مى‏سازد و ریشة دندان و دید چشم را تقویت مى‏کند.»[12] بنابراین، از مجموعة روایات استفاده مى‏شود که آن حضرت، درصورت‌امکان، با مادة شیرینى مثل حلوا یا خرما افطار مى‏کردند و درصورت نبودِ آن‌ها، با آب نیمه‌گرم و ولَرم. همچنین، ابن‌طاووس از امام‌باقر(ع) نقل مى‏کند که حضرت على(ع) دوست داشتند با شیر افطار کنند.[13]

۱-۷ غسل

پیامبر اکرم(ص) در دهه آخر ماه مبارک رمضان، هر شب غسل مى‏کردند.[14] امام‌باقر(ع) شب‌هاى نوزدهم، بیست‌و‌یکم، بیست‌وسوم و بیست‌وپنجم را غسل مى‏کردند[15] و امام‌صادق(ع) در شب بیست‌وسوم دو بار غسل مى‏کردند: یک‌بار در اول شب و بار دوم در آخر شب.[16]

۱-۸ اعتکاف

یکى از مستحبات سازنده و معنویت‌بخش، اعتکاف است که تفصیل شروط و آداب آن در کتب فقهى آمده است. امام‌صادق(ع) فرموده‌اند: «یک‌بار رسول خدا(ص) در دهه اول ماه رمضان به اعتکاف نشستند و در رمضان دیگر، در دهة دوم و در رمضانِ پس از آن، در دهة سوم اعتکاف کردند. بعد از آن، همیشه در دهه آخر رمضان به اعتکاف مى‏نشستند.»[17]

۱-۹ وداع با ماه رمضان

برخاستن از سفره ضیافت‌الله براى عارفانِ دلداده حق، سخت و افسوس‌برانگیز است. همان‌طور که جدایىِ عاشق از معشوق، به‌سختىِ هرچه تمام‏تر صورت مى‏گیرد، پیامبر اکرم(ص) این‌گونه با ماه رمضان وداع می‌کردند:

جابربن‌عبدالله انصارى نقل مى‏کند که در جمعه ماه رمضان، بر رسول خدا(ص) وارد شدم. هنگامى‌که چشم ایشان بر من افتاد، فرمودند: «اى جابر، این جمعه آخر ماه رمضان است؛ پس با او وداع کن و بگو: اللهم لا تَجْعَلْهُ آخرَ العَهدِ مِن صِیامِنا ایّاه، فأنْ جعَلتَه فَاجعلْنى مرحوماً و لا تجعلنى محروماً. (= خدایا، این رمضان را آخرین ماه روزة ما قرار مده و چنانچه قرار دادى، ما را رحمت‏ کن و محروممان مساز.)» سپس افزودند: «هر کس این‌را بگوید، به یکى از این دو امر نیکو (إحدَى الحُسنَیَیْن) نائل مى‏شود: یا آنکه عمر پیدا کرده و ماه رمضان بعدى را درک مى‏کند یا آنکه بخشش و رحمت‏ خداوند را شامل خود می‌کند.»[18]

۱-۱۰ شب عید فطر

از مجموعه روایات می‌توان استنباط کرد که این شب، جایگاه بس والایى دارد. معصومان(ع) آن‌را به شب‌زندهدارى مى‏گذراندند؛ چنانچه حضرت على‌بن‌الحسین(ع) شب عید فطر را در مسجد، به نماز مى‏گذراندند تا آنگاه که صبح شود.

۱-۱۱ نماز عید فطر

رسول خدا(ص) روز عید، بعد از طلوع آفتاب، از منزل خارج مى‏شدند و هنگام خروج، به اطراف آسمان مى‏نگریستند و مى‏فرمودند که در این روز، بر جانماز و حصیر نماز مخوانید؛ یعنی روى خاک بنشینید و بر آن نماز بخوانید. فقیهان بزرگ براى روز عید فطر، مستحباتى ذکر کرده‌اند که این‌ها ازجملة آن‌هاست: نماز را در صحرا به‌پاداشتن، خارج‌شدن با پاى برهنه و پیاده و توأم با وقار و ذکر خدا، سجده‌کردن بر زمین و... .

روز عید فطر روز گرفتنِ نتیجه امتحان است. قهراً، نتایج‏ در هر امتحانى یکسان نیست. شیخ‌صدوق(ره) نقل مى‏کند که امام‌حسن‌مجتبى(ع) گروهى از مردم را در روز عید فطر دیدند که به بازى و خنده مشغول‌اند. حضرت رو به یاران خود کردند و فرمودند: «پروردگار متعال ماه رمضان را محلّ مسابقه بندگان خود قرار داده است که به‌واسطة اطاعت‏خویش به‌سوى رضوان الهى پیشى مى‏گیرند. پس، گروهى سبقت گرفتند و پیروز و رستگار شدند و گروهى عقب ماندند و محروم شدند. عجب دارم از کسى‌که خندان است و به لهو و بازى مشغول است، در روزى که نیکوکاران به اجر و ثواب رسیده‌اند و کوتاهى‌ورزان از آن بى‏فیض و محروم‌اند. به‌خداسوگند، اگر پرده برداشته شود، هر آینه، نیکوکار به عمل نیک خویش و بدکار به عمل بد خود مشغول خواهد شد.»[19]

 

۲. رابطه خود و مردم (بُعد اجتماعى)

۲-۱ ایجاد آمادگى براى ماه رمضان

در آستانة ماه مبارک، معصومان(علیهم‌السلام) اهمیت و عظمت ماه مبارک رمضان را به مردم گوشزد می‌کردند و آنان را به استفاده از این ضیافت الهى، فرا مى‏خواندند. دراین‌زمینه، خطبه‏هاى بسیار جالبی از حضرت محمد(ص) و امیرمؤمنان(ع) و نیز، روایات تکان‌دهنده‏اى ضبط و روایت کرده‌اند که براى نمونه، دو روایت‏ را بیان می‌کنیم:

امام‌صادق(ع) در آستانه ماه مبارک رمضان، این‌گونه به فرزندان خویش سفارش مى‏فرمودند: «نهایت کوشش خود را به‌کار بندید که در این ماه، روزى‏ها تقسیم مى‏شوند و سرآمدِ عمرها و اجل‌ها نوشته مى‏شود و در آن، شبى است که به‌ارزش، از هزار ماه برتر و افضل است.»

اباصلت مى‏گوید که در جمعه آخر شعبان، بر حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) وارد شدم. حضرت به من فرمودند: «اى اباصلت، بیشترِ روزهاى ماه شعبان گذشت و این جمعه، آخرِ ماه است؛ در این باقی‌مانده، آن کوتاهىِ سابق خود را جبران کن و بیشتر، دعا و استغفار و تلاوت قرآن کن و از گناهانت توبه کن تا با خلوص، در ماه خدا وارد شوی.»[20]

۲-۲ سفارش به تلاوت قرآن

اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام)، علاوه بر آنکه خود موفق به تلاوت قرآن بودند، دیگران را به تلاوت آن سفارش مى‏کردند و نسبت‏ به تلاوت برخی سوره‏ها در بعضى شب‌ها، عنایت‏ خاصى از خود نشان می‌دادند. توجه خوانندگانِ عزیز را به روایت‌هایی جلب مى‏کنیم که دو نکته ذکرشده را دربر دارد:

وهب از امام‌صادق(ع) مى‏پرسد: «شایسته است که چند روز از ماه رمضان را قرآن بخوانیم؟» حضرت می‌فرمایند: «در سه روز، به بالا.» نیز، به‌فرموده امام‌باقر(ع): «لِکُلّ شى‏ءٍ ربیع و ربیعُ القرآنِ شهرُ رمضان.‏» (= هر چیزى بهارى دارد و بهار قرآن، ماه رمضان است.) [21]

از بین سوره‏هاى قرآن، به تلاوت این سوره‏ها سفارش کرده‌اند:

۲-۲-۱ سورة عنکبوت و روم: تلاوت این دو سوره را در شب بیست‌وسوم ماه رمضان توصیه کرده‌اند. امام‌صادق(ع) فرمودند: «سوگند به‌خدا، کسى‌که سورة عنکبوت و روم را در شب بیست‌وسوم رمضان بخواند، از اهل بهشت است.»[22] البته، این بیانگرِ اقتضاء این سوره است و کسب چنان نتیجه‏اى، شروط دیگری نیز می‌طلبد.

۲-۲-۲ سورة قدر، در وقت‏ سحر و افطار: از امام‌زین‌العابدین(ع) روایت‏ است: «کسى‌که سوره قدر را در هنگام افطار و سحر بخواند، مانند کسى است که در این فاصله، در راه خدا به‌خون خود غلتیده باشد.»[23] همین مضمون را از حضرت امام‌صادق(ع) نیز روایت کرده‌اند.[24]

همچنین، امام‌صادق(ع) فرموده‌اند: «هر کسى‌که در هر شب ماه رمضان، هزار بار سورة قدر را بخواند، در شب بیست‌وسوم عجایبى را درک خواهد کرد.»[25] در روایتى دیگر، آن حضرت، اثر خواندن سورة قدر را رسیدن انسان به سر حدّ نهایت ‏یقین در امورِ اختصاصى اهل‌بیت(علیهم‌السلام) دانسته‌اند که قرائت‌کننده به‌واسطة دیدنِ بعضى حقایق در عالم رؤیا، به آن مى‏رسد.[26]

۲-۲-۳ سورة دخان: شیخ‌صدوق روایت کرده است که مردى خدمت امام‌باقر(ع) رسید و پرسید که چگونه شب قدر را در هر سال بشناسم؟ حضرت فرمودند: «وقتى‌که ماه رمضان آمد، هر شب یک‌بار سورة دخان را بخوان؛ وقتى‌که شب بیست‌وسوم فرا رسید، به آنچه مى‏خواهى، خواهى رسید.»[27]

۲-۳ کمک به مستمندان

یکى از علل و حکمت‌هاى روزه این است که با ایجاد حالت گرسنگى و تشنگى، انسان به‌یاد ضعیفان و مستمندان و تنگ‌دستان بیفتد و هر کسى، به فراخور حال و وُسع خود، ‏به آنان کمکی کند.[28] ابن‌عباس مى‏گوید: «وقتى‌که ماه رمضان فرا مى‏رسید، هر صاحب‌حاجتى که به نزد رسول خدا مراجعه مى‏کرد، حاجتش برآورده مى‏شد.»[29] راجع به حضرت زین‌العابدین(ع) نقل است که هر روزِ ماه رمضان را صدقه مى‏دادند.[30]

۲-۴ افطارى‌دادن

این عمل را در سیره معصومان(علیهم‌السلام) به‌نحوکاملى می‌توان مشاهده کرد. از امام‌صادق(ع) روایت است: «هنگامى‌که حضرت امام‌زین‌العابدین(ع) روزه مى‏گرفتند، دستور مى‏دادند گوسفندى را سر ببرند و آن‌را تکه‌تکه سازند و در دیگ بریزند. آن حضرت در وقت غروب، به دیگ‌ها سر مى‏زدند و درحالى‌که روزه داشتند،‏ بوى آبگوشت را استشمام مى‏کردند. آنگاه مى‏فرمودند: «کاسه‏ها را بیاورید... این کاسه را براى فلان‌کس و دیگرى را براى فلانی بکشید... و همین‌طور، کاسه‏ها را پُر مى‏کردند تا آبگوشت ‏به اتمام مى‏رسید. آنگاه خود، با نان و خرما افطار مى‏کردند.»[31]

۲-۵ گذشت و توجه بیشتر به زیردستان

از امام‌صادق(ع) روایت است که امام‌زین‌العابدین(ع) در ماه مبارک رمضان توجه خاصى به زیردستان و خدمتکاران خود داشتند و هرگاه یکى از آن‌ها مرتکب خطایى مى‏شد، او را عقوبت نمى‏کردند؛ تنها، اشتباه او را یادداشت مى‏کردند. تا آنکه که در شب آخر ماه رمضان، آنان را گِرد خود جمع مى‏کردند و کاغذهاى خطایاى آنان را بیرون مى‏آوردند و جداگانه، بر تک‌تک آنان مى‏خواندند و آنان به اشتباه خود اقرار کرده و از حضرت، طلب عذر می‌کردند.

جالب‌توجه‌تر این است که امام از این موقعیت، برای درونی‌کردنِ درسی بزرگ‌تر بهره می‌گرفتند؛ به‌این‌صورت که فضای حاضر را به مدلی کوچک برای تصویرکردنِ محکمه الهی تشبیه می‌کردند: امام در میان ایشان برمى‏خاستند و مى‏فرمودند که با صداى بلند بگویید: «اى على‌بن‌الحسین، همانا خدایت نیز خطاهایت را شمارش کرده است، همان‌گونه که تو گناهان ما را شمردى؛ در کتاب، تمام اَعمال کوچک و بزرگ ثبت است و همة اعمال در نزد او حاضر است، همان‌گونه که اعمال ما در نزد تو حاضر بود [و تو بر آن‌ها ناظر بودى]. پس، از ما درگذر، همان‌گونه که تو امید عفو و گذشت دارى. از ما درگذر تا که خدایت را بخشنده و رحیم یابى... اى على‌بن‌الحسین، کوچکى مقام خود را در برابر خداى داورِ دادگرى که به هیچ‌کس ظلم روا نمى‏دارد، یادآور و از گناه ما درگذر...» حضرت در‌حالى‌که گریه و زارى مى‏کردند، مرتب این کلمات را تکرار می‌کردند و آنان هم با وى، هم‌آواز مى‏شدند.

سپس مى‏فرمودند: «بار خدایا، تو به ما دستور دادى تا از کسانى‌ درگذریم که به ما ظلمى روا داشته‌اند. ما به‌خود ظلم کرده‌ایم؛ پس، از ما درگذر که تو نسبت ‏به آن سزاوارترى. تو به ما فرمودى که هیچ درخواست‌کننده‏اى را از درِ خانه‏هایمان رد نکنیم؛ ما به درگاه تو دست نیاز و درخواست‏ بلند کرده‏ایم و از تو طلب مى‏کنیم که بر ما منّت نِهی و ما را محروم مسازی.»

آنگاه، رو به آنان مى‏کردند و مى‏فرمودند: «من از خطایاى شما گذشتم. آیا شما نیز از من مى‏گذرید؟» و آنان در پاسخ مى‏گفتند: «از تو گذشتیم، اى آقاى ما؛ و تو به ما هیچ بدى روا نداشتى.» پس، آن حضرت مى‏فرمودند که بگویید: «بار خدایا، از على‌بن‌الحسین درگذر، همان‌گونه که او از ما گذشت؛ او را از آتش آزاد کن، همان‌طور که او ما را از بندگى رهانید.» آنان آمین گفتند و حضرت فرمودند: «بروید که از شما گذشتم و همگىِ شما را آزاد کردم.»[32]

۲-۶ حفظ حریم دین و حرمت زمان

حفظ عفت عمومىِ جامعه وظیفة مهم نظام اسلامى است‏ و مجازات شکستن حریم امنیت اجتماعی و  ارتکاب بی‌عفتی، بسته به زمانِ وقوع آن تغییر می‌کند؛ برای نمونه، حدّ شراب‌خوار هشتاد تازیانه است، ولى اگر در ماه رمضان، شراب بخورد، تشدید می‌شود. نجاشىِ شاعر در یکی از روزهای ماه رمضان شراب خورد. او را به‌نزد امیرالمؤمنین(ع) آوردند. حضرت پس از یک شب زندانی‌کردن او و اجراى حدّ شرعىِ شراب‌خوارى (هشتاد ضربه)، بیست ضربه شلاقِ اضافى، به‌سبب شکستن حرمت ماه رمضان بر او زدند.[33] بنابه برخى روایات، مجرم پذیراى ۳۹ضربة اضافى بدان جهت‏ شد.[34]

پی نوشتها:

[1]. اقبال‌الاعمال، سیدبن‌طاووس، ۷۰.

[2]. من‌لایحضره‌الفقیه، شیخ صدوق، ۲: ۱۵۶/۲۰۱۸.

[3]. الکافى(فروع)، شیخ کلینى، ۴:۸۸/۸؛ وسائل‌الشیعه، شیخ حرّ عاملى، ۱۰: ۳۰۹/۱۳۴۷۸۶، چاپ آل‌البیت.

[4]. بحارالانوار، علامه‌مجلسى، ۹۸/۵.

[5] . همان، ۹۸/۱۶۰؛ دعائم‌الاسلام، ۱/۲۸۲.

[6] . دعائم الاسلام، ۱/۲۸۲.

[7] . بحارالانوار، ۹۸/۱۶۹.

[8] . الکافى، ۴:۹۵/۱؛ من‌لایحضره‌الفقیه، ۲:۱۰۶/۱۸۵۰؛ تهذیب‌الاحکام، شیخ طوسى، ۴:۱۹۹/۵۷۶؛ المقنعه، شیخ مفید، ۵۱.

[9] . تهذیب‌الاحکام، ۴:۲۰۰/۵۷۸؛ بحارالانوار، ۹۸/۱۵.

[10] . رطب غیر از خرما است. بحارالانوار، ۹۶، ۳۱۴/۱۵.

[11] . بحارالانوار، ۹۶/۳۱۵.

[12] . الکافى ،۴:۱۵۲/۴؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۱۵۸/۱۳۰۵.

[13] . بحارالانوار، ۹۸/۱۲.

[14] . اقبال‌الاعمال، ۱۹۵ و ۲۳۷؛ وسائل‌الشیعه، ۳:۳۲۷/۳۷۷۹ و ۳۷۸۳؛ بحارالانوار، ۹۸/۱۲.

[15] . بحارالانوار، ۹۸/۵۸.

[16] . همان، ۹۸/۱۶۰.

[17] . الکافى، ۴:۱۷۵/۴؛ من‌لایحضره‌الفقیه، ۲:۱۸۹/۲۱۰۵؛ اقبال‌الاعمال، ۱۰۷؛ بحارالانوار، ۹۸/۴ و ۱۵۰.

[18] . فضائل الاشهر الثلاثه، شیخ صدوق، ۱۳۸/۱۴۹؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۳۶۵/۱۳۶۱۷؛ بحارالانوار، ۹۸/۱۷۲.

[19] . من‌لایحضره‌الفقیه، ۲:۱۷۴/۲۰۵۷.

[20] . الکافى، ۴:۶۶/۲؛ تهذیب‌الاحکام، ۴:۱۹۲/۵۴۷؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۳۰۵/۱۳۴۸۱.

[21] . عیون اخبار الرضا، ۲:۵۱/۱۹۸.

[22] . الکافى، ۲:۴۶۱/۱۰؛ ثواب‌الاعمال، شیخ صدوق، ۱۲۹/۱؛ معانى الاخبار، شیخ صدوق، ۲۲۸/۱؛ امالى الصدوق، ۵۷/۵.

[23] . تهذیب‌الاحکام، ۳:۱۰۰/۲۶۱؛ مصباح‌المتهجد، ۵۷۱؛ المقنعه، ۵۰؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۳۶۱/۱۳۶۱۱؛ بحارالانوار، ۹۸/۱۶۵.

[24] . اقبال‌الاعمال، ۱۱۴؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۱۴۹/۱۳۰۷۶؛ بحارالانوار، ۹۸/۱۱.

[25].  بحارالانوار، ۹۷/۳۴۴.

[26] . همان، ۹۶/۳۷۹.

[27] . مصباح‌المتهجد، ۵۷۱؛ المقنعه، ۵۰؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۳۶۲/۱۳۶۱۲؛ بحارالانوار، ۹۸/۱۶۵.

[28] . الکافى، ۱:۱۹۶/ ۸؛ امالى الصدوق، ۳۸۸؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۳۶۲/۱۳۶۱۲؛ بحارالانوار، ۹۶/۳۷۹.

[29] . علل الشرائع، شیخ صدوق، ۳۷۸/۱؛ فضائل الاشهر الثلاثه، ۱۰۲؛ المناقب، ۴/۶۸.

[30] . بحارالانوار، ۹۶/۳۶۳.

[31] . اقبال‌الاعمال، ۶۴؛ بحارالانوار، ۹۸/ ۸۲.

[32] . المحاسن، البرقى، ۳۹۶/۶۷؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۱۴۰/۱۳۰۴۹؛ بحارالانوار، ۹۶/۳۱۷.

[33] . اقبال‌الاعمال، ۲۶۰؛ وسائل‌الشیعه، ۱۰:۳۱۷؛ بحارالانوار، ۹۸/۱۸۶.

[34] . من‌لایحضره‌الفقیه، ۴:۵۵/۵۰۸۹؛ تهذیب‌الاحکام، ۱۰:۹۴/۳۶۲؛ وسائل‌الشیعه، ۲۸:۲۳۱/۳۴۶۳۲.

 
نوشته شده در روز ساعت 12:49:15 ب.ظ توسط محمدامين پوراميني نظردهيد (0)
12345678910
صفحه اصلي
يادداشت
دانستنيهاي حج
مقررات حج
گفتگو
مقالات
معرفي كتاب
مؤلفان روحاني
وبلاگ
پيوندها
درباره ما
ارتباط با ما
1,012 تعداد روز
2,922,025 تعداد كل

حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت - معاونت امور روحانيون
طراحي و پياده سازي: مركز كامپيوتر بعثه مقام معظم رهبري