چاپ

 
عنوان: ای دار ایمان رهگشا
نام و نام خانوادگي: مجتبي،  منصوري كرمانشاهي
نوع نوشته: كتاب كيفيت اثر: تأليف
موضوع:  حج ناشر: سازمان دانش آموزی فارس ستاد عمره
زبان اصلي: فارسي محل نشر: شیراز
عنوان به زبان اصلي: سال نشر: 1387
   دريافت فايل پيوست
چكيده:
مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
ازآنجا که حدیث مبارک ثقلین را خاصه و عامه از رسول خدا (ص) روایت کرده اند و این حدیث شریف امامت ، خلافت و مرجعیت ائمۀ معصومین علیهم السلام را ثابت و قطعی نموده برای افراد عاقل و با انصاف جای هیچ شک و تردیدی باقی نگذاشته که هدایت ، سعادت و نجات مسلمانان منوط به پیروی از اهل بیت علیهم السلام و اطاعت از آنان است .
اما بعد ازرحلت پیامبر(ص) اتفاقاتی رخ داد كه موجب تفرقه و انحراف بین مسلمانان شد و نتیجه آن پیدایش مذاهب مختلف بود که منجربه دوری ازمکتب اهل بیت علیهم السلام شد. در موسم حج و عمره حاجیانی كه از سر تا سر جهان در این كنگره بزرگ شركت می كنند از پیروان این مذاهب بوده هر كدام اعمال خود را مطابق مذهب فقهی خویش انجام می دهند.
دراین سفربا مشاهدۀ رفتار اهل سنت ، سٶالاتی در ذهن شیعیان ، شكل می گیرد كه به دلیل عدم آگاهی از دیدگاه فقهی آنان ، سبب بروز مشکلات ، رنجشها و سوء تفاهماتی خواهد بود بعلاوه شیعیان مایلند از وجه اختلاف عقاید واعمال خود با اهل سنت مطلع شوند.
زائرین در حرمین شریفین با مسایلی روبرو می شوند که ضروری است ضمن حفظ وحدت رویه با آمادگی اخلاقی وروحی ازفرصت ایجاد شده بهره برداری نمایند تمام این موارد سبب شد که اهداف ذیل در مجموعۀ حاضر دنبال شود.
1- شناخت عربستان سعودی
2- پیدایش مذاهب اربعه و فرقه وهابیت
3- اعلام رسمی مذهب جعفری درایران
4- پاسخ به برخی ایرادات مطرح شده از سوی اهل سنت
5-احکام فقهی تشیع و تسنن در قالب پرسش و پاسخ

توجه به این نكته ضروری است كه در طرح سٶالها و پاسخ به آنان ، اختصار در کلام ،اکتفا به مقدارضرورت وحوصله جوانان در نظرگرفته شده است و اکثر مطالبی كه در پاسخ به سٶالات آمده از منابع اهل سنت استخراج شده تاضمن مستحکم کردن مبانی فکری و اعتقادی جوانان حوزه داوری وقضاوت آنان را نیز وسعت بخشد.
شایسته است با روحی والا و عزمی راسخ ،اندیشه ، رفتار و گفتارمان را مطابق اهداف اهل بیت علیهم السلام قرار داده و زینت آنان باشیم .
«یا ایُهَا الذینَ ٲمنوا ادخُلوا فی السِّلم کافۃً ولا تتبّعوُا خُطُوات الشیطان انه لکم عدومبین »
ای کسانی که ایمان آوردید همگی به اطاعت خدا درآیید و گامهای شیطان را دنبال نکنید که او برای شما دشمن آشکار است. بقره /208
این مجموعه جهت ارتقاء سطح علمی قشر دانشجو و دانش آموز تدوین شده است.



مجتبٰی منصوری








بخش اول:
شناخت عربستان سعودي






‌ شناخت عربستان سعودی
یكی از آداب سفر، شناخت مکانهایی است که انسان قراراست بسوی آنها سفر کند و هر چه اطلاع وآگاهی بیشتر شود ، با آسودگی و آرامش بلکه با ادب واحترام لازم پا به این سفر می گذارد .
عربستان سعودی، از آن جهت كه دو شهر مهم مدینه منوره و مكه مکرمه در آن واقع شده و سفر به آن دیار، بعد زیارتی و عبادی پیدا می كند نیاز به عنایت و توجه مضاعف دارد .
جغرافیای طبيعي :كشورعربستان درجنوب غربی قاره آسیا در منطقه خاورمیانه قرارگرفته و چون از مشرق با خلیج فارس ، از مغرب با دریای سرخ و از جنوب با اقیانوس هند نزدیک است به آن شبه جزیزه نیز می گویند .
این كشورازشمال به اردن وعراق واز جنوب به جمهوری یمن و عمان واز شرق به کویت ، بحرین ، قطر وامارات عربی متحده و خلیج فارس واز غرب به دریای سرخ محدود می شود.
عربستان از نظر جغرافیائی به چهار منطقه ارتفاعات غربی ، نجد ، احساء و قطیف و صحراهای شن زار تقسیم می شود.
منطقه نجد درمرکزعربستان واقع شده وقسمت اعظم آن را فرا گرفته و منطقه احساء و قطیف در ساحل شرقی کرانه های خلیج فارس قراردارد.
از سوی دیگرعربستان به سه ناحیه تهامه ، نجد و حجاز تقسیم شده است .
تهامه از ساحل دریای سرخ تا نجران امتداد دارد و چون در این منطقه گرمای شدید وآفتاب سوزان است و باد نمی وزد زندگی را مشکل کرده به همین جهت به آن تهامه می گویند .
نجد به سرزمین مرتفع می گویند همان ناحیه ای که موطن آل سعود و کانون شکل گیری آئین وهابیت است .
شهر ریاض پایتخت عربستان در این ناحیه واقع شده است.
حجاز در شمال غربی عربستان درمناطق کوهستانی واقع شده وچون رشته کوه های بلند این منطقه ، دو طرف خود را از هم جدا نموده ، مانع ارتباط آن دو با یکدیگر شده است به آن منطقه حجاز می گویند .
شهرهای مقدس مکه ، مدینه ونیز یَنْبُع ،جدّه وطائف در آن قرار گرفته است .
عربستان به سیزده استان تقسیم شده ودررأس هرمنطقه ،امیری به حکم پادشاه نصب می گردد.

نژادمردم عربستان
نژاد آنها سامی است ، از دیر بازمورخان ، اعراب را به دو دسته بائده و باقیه تقسیم کرده اند اعراب بائده اقوام نابوده شده مثل قوم عاد و ثمود را گویند .
واعراب باقیه آنهائی که باقی مانده اند و به دو دسته تقسیم می شوند عاربه و مستعربه.
اعراب عاربه یعنی اعراب خالص واصیل و اعراب مستعربه اعراب ناخالص و پیوسته با دیگران را می نامند. ساکنان منطقه جنوبی عربستان ، خود را از نژاد ” یعرب بن قحطان“ فرزند پنجم نوح (ع) و عرب خالص معرفی می نمودند از همین جهت به قحطانیان شهرت یافته اند ولی ساکنان منطقه شمالی و مرکز شبه جزیزه را از نژاد عدنان نواده حضرت اسماعیل می شناسند و آنان را عدنانیان می خوانند
قحطانیان را اعراب عاربه وعدنانیان را اعراب مستعربه می نامند.

مهاجرت
مهاجرت اتباع بیگانه به این کشور نیز روندی رو به فزونی داشته است.
تعداد خارجیان مقیم این کشور طبق اظهار وزیر کار عربستان بالغ بر هفت میلیون نفر است بیشتراین مهاجرین برای کار ازکشورهای آسیایی و آفریقایی آمده اند وتعدادی از کشورهای غربی می باشند .

دین ، زبان و خط رسمی
دین رسمی این کشور اسلام است . 85%مردم آن سنی مذهب و 15% شیعه می باشند.
زبان و خط رسمی این کشور، عربی می باشد که از زبان و خطهای سامی است پس از زبان عربی ، در ادارات دولتی ،مراکز تجاری و دانشگاهها ،از زبان انگلیسی استفاده می شود.
علاوه بر آن دو، زبانهای مختلفی همچون اردو پشتو، ترکی استانبولی و... در میان مهاجرین رایج است .
پرچم ،نشان و روز ملی
پرچم مستطیل شکل عربستان به رنگ سبز است ودر وسط آن بر فراز شمشیری به خط ثلث و به رنگ سفید نوشته شده است ” لااله الاالله محمد رسول الله“ نشان رسمی آن کشور، یک نخل خرما در میان دو شمشیر است که یکدیگر را قطع کرده اند .
روز ملی عربستان سعودی اول میزان برابر 23 سپتامبر هر سال است .
تقویم ، تعطیلات و ساعت
تقویم رسمی عربستان سعودی که تقویم ام القری خوانده می شود طبق ماه های دوازده گانه هجری قمری تنظیم شده و ایام سال 354 روز است اول محرم آغاز سال و آخر ذی حجه پایان سال آنان محسوب می گردد
تعطیلات رسمی سالیانه ، به مناسب عید فطر از بیست و پنجم ماه مبارک رمضان تا پنجم شوال و به مناسبت عید قربان از پنجم تا پانزدهم ذی حجه می باشد .

ساعت کار
ساعت کار در بیشتر دوایر دولتی از ′7:30 صبح آغاز ودر ′30/14 پایان میيابد به هنگام برگزاری نماز همه اماکن دولتی و تجاری تعطیل اند، اختلاف ساعت این کشور با ساعت جهموری اسلامی ایران ،در پائیز و زمستان 30 دقیقه ودر بهار و تابستان 1 ساعت و30 دقیقه است.
واحد پول عربستان ،ریال است که یک دلار معادل 75/3 ریال می باشد. مقیاس اندازه گیری در آن کشور متر و نظام وزن آن بر اساس کیلو گرم است.

وضعیت اجتماعی
در جامعه کنونی عربستان می توان دو گرایش وگروه عمده را مشاهده نمود سنت گرایان و تجدد طلبان .

گروه سنت گرایان : معتقد به حفظ ارزشهای بومی و اسلامی اند و با هر نوع نفوذ فرهنگ غربی و خارجی مخالفت می کنند.
گروه تجدد طلبان : حضور گسترده کارشناسان و اتباع خارجی، برقراری ارتباطات وسیع سیاسی با غرب ،اعزام افراد برای تحصیل به خارج از کشور برای جوانان که تحت نفوذ ماهواره فیلم و نوار به مظاهر غربی روی آورده اند، در عربستان قشری متجدد و خواهان تغییر و تحول اوضاع اجتماعی و سیاسی پدید آورده است در این کشور به دلیل نفوذ افکار وهابیت ،رفتن زنان به قبرستان ممنوع است مردم در مرگ کسی نمی گریند ، مجالس ترحیم و فاتحه وجود ندارد، بلکه تنها پس از مرگ هر فرد ، مردم به منزل وی رفته و به بازماندگان تسلیت می گویند.



وضعیت زنان
برابر قوانین عربستان ازدواج زنان عربستان با مردان بیگانه ممنوع است مگر با مجوز دولت ،که به ندرت صادر می شود . در مورد رعایت پوشش نیز سختگیری صورت می گیرد ، پوشاندن دستها و صورت برای دختران پس از دوران ابتدائی اجباری است رانندگی برای زنان ممنوع است.
در این کشور امکانات آموزشی برای مردان و زنان یکسان نیست در بعضی از دانشگاههای عربستان از ثبت نام زنان خودداری می شودودر برخی رشته ها فقط مردان حق ثبت نام دارند زنان از دریافت بورس برای تحصیل در خارج از کشور محرومند .

مدارس
مدارس عربستان در هر دو بخش پسران و دختران به دو نوع تقسیم می شوند : دولتی و ملی
دولتی : در مدارس دولتی ثبت نام رایگان و کلیه هزینه ها و امکانات آموزشي از سوی دولت پرداخت می شود . محصلان این مدارس اغلب از افراد متوسط و قشر کم در آمد جامعه هستند
ملی : این مدارس با دریافت شهریه های مختلف از امکانات و کیفیت بالاتری برخودار می باشند اکنون دوران تحصیل در این کشور 12 سال است که بجز پیش دبستانی به 3 مرحله ”ابتدایی“ از 6 تا 12 سالگی”متوسط یا میانی“ از 12 تا 15 سالگی ” ثانویه یا دبیرستان“ از 15 تا 18 سالگی تقسیم می شود.
سال تحصیلی در عربستان از اوایل مهر ماه آغاز ودر اوایل تیره ماه به اتمام می رسد.
سال تحصیلی به دو دوره نیم سال اول و دوم تقسیم می گردد ، پس از نیم سال اول ،تعطیلات ”اجازة الربیع“ به مدت دو هفته آغاز می گردد افزون بر آن به مناسبت عید فطر و عید قربان هرکدام بیست روز تعطیلند .

مطبوعات
در کشور عربستان مطبوعات زیر نظر دولت است در مسایل سیاسی اغلب نویسندگان به وسیله دولت تغذیه می شوند و خط مشی خود را از دولت می گیرند سر دبیر و نویسندگان از نشر مطالب انتقادی خود داری می کنند و خط فکری دولت را تبلیغ می کنند .

اقتصاد
اقتصاد عربستان بر محور نفت و فرآورده های آن بنا شده است پس از نفت مسافرت گسترده حجاج به آن کشور و در آمد حاصله از بر گزاری مراسم حج و بازار پر فروش کالا درآن ایام ، نقش مهمی در اقتصاد این کشور ایفا می کند.



مذهب حاکم برعربستان
اکثر مردم این کشور از اهل تسنن می باشند و کشور براساس مذهب وهابیت اداره می شود بیشتر مردم نجد پیرو مذهب حنبلی و منطقه حجاز بیشتر مالکی مذهب اند .
شاید به همین دلیل بود که آئین محمدبن عبدالواهاب که بیشتر بر اصول اعتقادات و آرای فقهی حنبلی تکیه می کرد،ابتدا در میان مردم نجد انتشار یافت . در شهر مدینه منوره ومنطقه ی الشرقیه تعداد نسبتاً قابل توجهی از شیعیان امامیه زندگی می کنند ودر عسیر و نجران نیز گروهی از اسماعیلیه وجود دارند.












مکه و پیامبران از حضرت ابراهیم (ع) تا خاتم الانبیاء (ص) :
قرآن کریم در سوره نازعات از گسترش یافتن زمین سخن به میان آورده است . برابرروایات پدیدارشدن خاک و گسترش زمین از محل کعبه در مکه آغاز شده است.
یکی از سر فصل های مهم تاریخ عربستان ،هجرت حضرت ابراهیم (ع) به این کشور و باقی نهادن همسر و فرزندش حضرت اسماعیل (ع) در این سرزمین است که نقش و تاثیر زیادی در تحولات بعد بر جای گذاشت مکه همچون مناطق دیگر عربستان ،خشک و تفتیده بود به فرمان خداوند حضرت ابراهیم (ع) هاجر و اسماعیل را به بیابان بی آب و علف مکه آورد و خود به دیار قدس باز گشت ،بادعا و اشک مادر , در زیر پای کودکِ تشنة ابراهیم چشمة زمزم جوشیدن گرفت ، قبیله ج‍رهُم که در آن نزدیکی ها می زیست از رفت و آمد مرغان هوائی به پیدایش آب در آن حوالی پی برده ، بدان منطقه کوچ کردند.
با این دگرگونی ، وادی بدون آب و کِشت مکه به تدریج آباد گردید و به صورت شهر در آمد.
کم کم شهر مکه به سبب نزدیکی به دریای سرخ و واقع شدن بر سر راه ارتباطی با یمن ، همچنین به علت داشتن ارتباط بازرگانی با شام و فلسطین ، اهمیت زیادی یافت .
به فرمان الهی ، حضرت ابراهیم و اسماعیل بنیانهای کعبه را در آن سرزمین برافراشتند و با سردادن ندای توحید ، مردمان را به انجام مناسک حج توحیدی فرا خواندند.
از آن زمان سالیان بسیار گذشت ، حضرت موسیٰ (ع) و عیسیٰ (ع)در منطقه فلسطین و قدس شریف برانگیخته شدند ولی درسرزمین تفتیدة عربستان ، پیامبری مبعوث نگشت ، در نتیجه به مرور زمان ، خرافات و بت پرستی در میان قبایل این سرزمین رواج یافت و جز پیروان اندک حضرت ابراهیم بقیه قبایل عرب به بت پرستی روی آورند و تعداد کمی نیز به آئین یهود و مسیحیت پیوستند و روشنفکران نیز به پرستش اجرام آسمانی پرداختند .
مناسک توحیدی حج همچون سنتهای نیکوی دیگر تحریف شد و به سوت و کف زدن در کنارخانه کعبه و طواف به صورت عریان بدل گشت.

از ظهور اسلام تا آل سعود
مهمترین سرفصل تاریخ عربستان ،بعثت خاتم پیامبران حضرت محمد ص و ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی در این کشور است .
هدایت قبایل پراکنده ای که در میان امواج تیره و طوفان سهمگین خرافات ،عادات ناپسند اخلاقی ،بت پرستی ،پرستش اجرام آسمانی ،یهود و مسیحیت تحریف یافته و اختلافات و جنگ و خونریزی غوطه می خوردند، مسئولیت بسیار سنگینی بود که با بعثت ، بر دوش مبارک آخرین پیام آور الهی قرار گرفت .
این مسئولیت بزرگ ،تلاش و کوششهای فراواني را لازم داشت و زحمات بسیار و طاقت فرسائی را پیش رو نهاد .
پیامبر گرامی اسلام ص پس از تحمل سختیهای فراوان در مکه ، به مدینه مهاجرت کردند و با متحدساختن قبایل متخاصم زیر پرچم اسلام، زمینه لازم تشکیل حکومت فراگیر اسلامی را فراهم آوردند .
تشکیل حکومت نبوی،شهر مدینه و عربستان را از اهمیت فزاینده ای بر خودار ساخت این اهمیت بی بدیل تا زمان سه خلیفه نخستین ،ابوبکر ،عمر ،عثمان ادامه یافت ،اما پس از انتقال پایتخت خلافت اسلامی توسط امام علی(ع )به شهرکوفه به تدریج از اهمیت عربستان کاسته شد و پس از شهادت آن حضرت نیز پایتخت کشورهای اسلامی در دوره امویان بعد از عباسیان حاکمان مصر (اخشیدیون ، اخیضریون ، قرامطه، فاطمیون )و بعد از آنان سلجوقیان ، ایوبیان ، ممالیک وعثمانیان در منطقه حجاز حکم می راندند و از سال 1342هجری قمری تا کنون ال سعود حکومت منطقه عربستان را بدست گرفته اند.
عبدالعزیز بن عبدالرحمان (ال سعود) در سال 1342 ﻫ.ق/1924 م . لشکری بزرگ به حجاز برد و بعد از کشتارهای طائف و مدینه ، ملک حسین ، شریف مکه را که به نفع فرزندش علی کناره گیری کرده بود، شکست داد و شهر مقدس مکه و مدینه و سایر بلاد حجاز را تصرف کرد.











بخش دوم :

پیدایش مذاهب اربعه
و فرقه وهابیت







پیدایش مذاهب اربعه و فرقه وهابیت
مذاهب چهار گانه :
پس از رحلت پیامبر اسلام ( ص ) وبا مسایلی که در زمینه خلافت بوجود آمد رفته رفته وبه مرور زمان مکتب ها وگرایش های گوناگونی بوجود آمد که عمده این مکتب ها وگرایش ها ، بر دو رویکرد محوری شکل گرفتند .
1- اصحاب حدیث : آنها اهل حجاز بوده و پیروان مالک ابن انس ، محمد ابن ادریس شافعی ، سفیان ثوری ، احمد بن حنبل و داود بن علی اصفهانی اند .
اصحاب حدیث اهتمام خود را در بدست آوردن احادیث ونقل آنها وبنای احکام بر نصوص دینی گذارده اند اصحاب حدیث تا مادام که خیر ویا اثری وجود دارد ، هیچ نوع قیاسی را بکار نمی برند .
2- اصحاب رأی : آنها اهالی عراق بودند اینان که پرآوازه ترینشان ابوحنیفه است بیشتر اهتمام خود را بکار برده ، قیاس ومعنایی که از احکام استنباط می شد معطوف نموده وحکم رویدادها را بر آن مبتنی میکردند آنها (قیاس جلی را ) بر خبرهایی که نقل واحدی دارند مقدم میداشتند .
در زمان عباسیان گسترش مذاهب فقهی به شکل بی رویه ای ادامه می یافت وخلفاء بنی عباس مردم را به علماء اهل سنت وپیروی از آنان ترغیب میکردند و هدف اصلی آنها این بود که مردم را از رفتن بسوی ائمه اهل بیت علیهم السلام باز دارند وپایه های حکومت خود را محکم کنند .
تا آنکه علمای اهل سنت چاره را درآن دیدند که این مذاهب را در چند مذهب محدود سازند . مبلغی تعیین گردید تا پیروان هر مذهب با پرداخت آن ، مذهب خود را رسمی کند.
در این میان تنها چهار مذهب توان پرداخت چنین مبلغی را داشتند و مذاهب حنفی ، مالکی ، شافعی وحنبلی بدین گونه اعتبار و رسمیت حکومتی یافتند و دیگرمذاهب از گردونه رواج خارج شدند وشاید بتوان بقای مذاهب دیگر را در توانمندی علمی بنیان گزاران، پاسداران علمی پر شمار و گرایشات مذهبی برخی دولتمردان بسوی آن مذاهب دانست .

مذهب حنفی :
قدیمی ترین مذاهب فقهی اهل سنت و بنیان گزارآن ، ابوحنیفه نعمان بن ثابت است او در سال 80 ﻫ .ق در کوفه متولد شد.
ابوحنیفه در خلافت منصور از کوفه به بغداد فراخوانده شد تا قاضی القضاتی آن جا را بر عهده گیرد ولی مقاومت اودر برابر این خواست خلیفه موجب شد او زندانی شود و سرانجام در سال 150 ﻫ . ق. در همان زندان در گذشت .
مذهب حنفی در زمان خلافت ها رون و پس از وی بدل به مذهب رسمی خلفای عباسی گردید. بعدها مذهب حنفی ،مذهب رسمی خلافت عثمانی هم شد.
این مذهب از نظر شمارپیروان در بین مذاهب اسلامی رتبه نخست را داراست .
این مذهب بر ترکیه ،آلبانی ،مسلمانان شبه جزیره با لکان ،براهل تسنن غیر کرد عراق ،افغانستان ،ترک نشینهای آسیای میانه ، قفقاز و سرزمینهای مجاورآن وهندوستان غلبه دارد نیمی از مسلمانان سرزمین شام شامل کشورهای سوریه و لبنان حنفی بوده ودر سرزمین فلسطین سومین مذهب است پیروان این مذهب در مصر هم پر شمار است و به صورت محدود در ایران ، حجاز ،یمن و شام وجود دارند.
اساس اندیشه فقهی ابو حنیفه بر هفت اصل کتاب خدا ،سنت رسول، سخنان صحابه ، قیاس ، استحسان ،اجماع و عرف استوار بود.

مذهب مالکی :
این مذهب دومین مذهب اهل سنت از نظر قدمت و سومین آن از نگاه قلمرواست ،موسس این مذهب ”مالک بن انس اصبحی“ از طبقه سوم فقیهان تابعی مدینه است او در سال 90 ﻫ .ق در مدینه تولد یافت و بیشتر زندگانی خود را در مدینه سپری کرد و مدتی نیز شاگرد امام جعفر صادق علیه السلام بود.
مالک در برابر خلفا سیاست آرامی را دنبال می کرد و از عباسیان نا خشنود بود و همین سبب گرایش امویان اندلس به او گشت امروزه مذهب مالکی در قسمتهای شمالی آفریقا ، الجزایر ، تونس ، در قسمتهای کوهستانی مصر ، سودان ،کویت ، قطر ، بحرین غلبه دارد ودر فلسطین و عربستان هم به ویژه منطقه احساء به صورت محدودتر ادامه حیات می دهد.
مالک علاوه بر کتاب ، سنت ، فتاوی صحابه ، اجماع ، قیاس ، استحسان ، مصالح مرسله و استصحاب ، عمل اهل مدینه را در زمره منابع دینی یاد کرده است .
مالک ظاهر قرآن را بر سنت مقدم می داشت ، طعن بر اصحاب رسول خدا (ص) را زشت شمرده و آن را جرم بزرگ می دانست ، به نظام «استخلاف » اذعان داشت و قرآن را قدیم و به جبر باور داشت .
او در سال 180 ﻫ.. ق در مدینه وفات کرد ودر بقیع دفن شد .

مذهب شافعی :
از نظر قدمت ، سومین مذهب فقهی اهل سنت است بنیان گزار آن «محمد بن ادریس شافعی » در سال 150 ﻫ. ق در شهر غزّه از شهرهای فلسطین متولد شد او پس از سفر به مکه و بعد به مدینه در بیست سالگی در شمار شاگردان مالک بن انس در آمد و از طرفی شافعی در بغداد با محمد بن حسن شیبانی فقیه معروف حنفی آمد و شد علمی داشت سرانجام به آن انجامید که او مذهب نوینی ،که میانه و حد وسط مذهب حنفی و مذهب مالکی است یعنی مکتب اهل حدیث که در حجاز رایج بود پدید آورد .
شافعی ، نخستین کسی است که در اصول فقه و آیات احکام دست به تصنیف زده و از اختلاف احادیث به سخن پرداخته است ، اوعلاوه برفقه در شاعری ، قرائت ، نجوم ، تیراندازی ، دستی بلند داشت .
اوعلاقه شگرفی به اهل بیت نشان می داد تا آنجا که برخی از مردم براین محبت بسیار به او خرده گرفته اند و او در پاسخ ، این شعر را انشاء کرد که :
«اِنْ کانَ رَفْضَاً حُبَّ آل محمّدٍ فَلْیَشهَدِ الثََّقََلان اِنّی رافضّّی»
" اگر دوستی آل محمد رفض به شمار می آید پس انس و جن رفض مرا گواه گردند "
او در فسطاط مصر در سال 204 ﻫ.ق دیده از جهان بر گرفت .
این مذهب هم اینک بر دشتهای مصر ،فلسطین و مناطق کُرد نشین غلبه داشته و بیشتر مسلمانان اندونزی ، مالزی ، فیلیپین ، هند ، چین ،استرالیا ، اکثریت اهل تسنن ایران نیمی از مسلمانان یمن از پیروان آن به شمار می آیند این مذهب دومین مذهب اهل تسنن عراق بوده ودر حجاز رقیب مذهب حنبلی است .

ویژگیهای فقهی مذهب شافعی:
1- سنت تفصیل دهنده قرآن است .
2- نسخ کتاب به سنت پذیرفتنی نیست .
3- اجماع پس از کتاب و سنت حجت شمرده می شود .
4- اقوال صحابه حجتی بر احکام الهی بوده و بر قیاس مقدم است .
5- اجتهاد به رای ممنوع است .
6- مصالح مرسله یعنی وضع کردن قوانین براساس مصلحت امت در شمار منابع فقهی قرار ندارد .

مذهب حنبلی
این مذهب در میان مذاهب فقهی اهل سنت از نظر پیدایش و پیروان در رتبه چهارم است . موسس این مذهب « احمد بن محمد بن حنبل شیبانی » است که در سال 164 ﻫ .ق در بغداد زاده شد .
او ابتدا نزد قاضی ابویوسف (حنفی) به فراگیری فقه پرداخت و تا زمانی که شافعی به مصر نرفته بود شاگردی او می کرد ، اصرار او بر آفریده نبودن قرآن ، اورا رو در روی دولت عباسیان قرار داد .
او مذهب جدیدی را در فقه بنا نهاد که بنیادهای آن بر پنچ اصل استوار بود: کتاب ا... سنت رسول ا...(ص) فتاوی صحابه پیامبر، گفته برخی از صحابی که با قرآن سازگارمی نمود و تمامی احادیث ضعیف .
اوآن قدر در استناد به حدیث مبالغه می کرد که بزرگانی همچون طبری و ابن ندیم اورا از مجتهدان ندانسته اند مهمترین اثر ابن حنبل ،کتاب «مُسند» اوست که دربردارندة سی هزار و اندی روایت است که در شش جلد به چاپ رسیده است.
او در سال 241 ﻫ . ق در بغداد در گذشت .
برخی از آرای ابن حنبل در عرصه کلام سیاست و فقه عبارت است از :
1- او در نصوص که گویای تشبیه یا تجسيم و رؤیت حق تعالی بود تأویل را روا نمی دید.
2- معنی صحابی در نزد احمد معنائی فراگیر داشت و هر که را ولو در ساعتی با پیامبر به سر آورده بود به او صحابی گفته می شد.
3- خلافت امام علی بن ابیطالب (ع) را خلافتی معتبر و دینی می شمرد از فضایلی که برای حضرت علی ( ع ) در مسندش یاد کرده بر می آید که احمد ، حضرت علی (ع) را سر آمد صحابی در فضیلتها می دانسته است .

مهم:
جایگاه امیر المؤمنین (ع) از دیدگاه احمد بن حنبل:
در تاریخ است که : روزی جمعی در مورد خصوصیات اخلاقی صحابه از احمد بن حنبل سؤال کردند و او شروع به توصیف صحابه کرد و نام یک یک آنها را آورد ، امّا به حضرت علی (ع) هیچ اشاره ای نکرد ا زاو سؤال کردند ای احمد همه را توصیف کردی اما از علی نگفتی پاسخ داد ، شما از صحابه ی پیامبر سؤال کردید نه از نفس پیامبر ، علی جزء صحابه نیست بالا تر است ، نفس پیامبر است و این مطلب را قرآن می فرماید: در سوره ال عمران آیه 61 در جریان مباهله با مسیحیان نجران :
«فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندعوا ابناء نا و ابناءکم و نساءنا و نساء کم و انفسنا و انفسکم » .
پس هر کس با تو در مقام مجادله برخیزد دربارهٴ عیسی بعد از آنکه به وحی خدا به احوال او آگاهی یافتی بگو بیایید ما وشما با فرزندان وزنان خود ، با هم به مباهله برخیزیم تا دروغگو وکافران را به لعن وعذاب خدا گرفتار سازیم .
در این آیه شریفه از اهل بیت تعبیر به «انفس » و«نساء» و«ابناء» کرده یعنی این چند تن را ازمیان همه ی مردان وزنان وفرزندان ، خصوص اهل بیت را جان رسول خدا(ص) وزنی که منتسب به رسول خدا (ص) است وفرزندان رسول خدا (ص) خوانده و خدای تعالی در کلمه «انفسا» علی (ع) را مانند نفس پیامبر دانسته است.
4- او تارک نماز را کافر دانسته و قتلش را واجب می دید.
5- اواطاعت پیشوای پیروز را لازم دیده هر چند که آن پیشوا ستمکار باشد.
مذهب حنبلی در عربستان مذهب نخست است 4/1 مسلمانان شام حنبلی هستند ودر فلسطین ، مصر، عمان و افغانستان پیروان کم شماری دارد.

















بخش سوم :
اعلام رسمی مذهب
جعفری در ایران








اعلام رسمی مذهب جعفری در ایران

شاه خدابنده يازدهمين پادشاه « ايلخانيان » كه در سال 709 به مذهب شيعه گرويد ومذهب جعفري رابطور رسمي در ايران اعلام نمود ، نامش سلطان محمد بود . شيعيان كه مورد عنايت او بودند ، اورا خدابنده ناميدند . اين پادشاه روشن ضمير ، در مذهب اهل تسنن بود ،تا آنكه بر اثر بحث علامه حلّي با علماي اهل تسنن به مذهب شيعه گرويد و حتي دستور داد نام سه خليفه را از سكه برداشتند ودر تشويق وتعميم مذهب شيعه كوشش فراوان كرد . در سكه هاي جديدي كه به دستور او درست كردند در يك طرف آنها نام مقدس رسول خدا (ص)و ائمه طاهرين (ع) را نقش نمودند .

معروف است سلطان محمد خدابنده را زوجه اي بود كه به او تعلّق خاطر بسيار داشت پس به جهت امري او را سه طلاق در يك مجلس گفت ( وازاين كارش پشيمان شد ) بزرگان مذاهب را خواست تا چاره اي بيانديشند ، آنها گفتند رجوع به آن زن و ازدواج با آن نياز به مُحلل دارد ( بايد با شخص ديگر ازدواج كند و بعد او را طلاق بدهد ) و پس از آن سلطان مجاز ازدواج با آن زن مي باشد. سلطان گفت : آيا مذهبي در اسلام هست كه رجوع به آن زن را بدون مُحَلل جايز بداند ، گفتند تنها مذهب شيعه است كه( ميگويد سه طلاق در يك مجلس واحد بدون رجوع، يك طلاق محسوب مي شود و اگر صيغه طلاق در حضور دو شاهد مرد عادل نباشد باطل است ) . سلطان نشان ايشان را خواست گفتند چند نفر از علماء درحِلّه ميباشند كه رئيس ايشان علامه حلّي است .
پس سلطان بانهايت جلال ، امر به احضار علامه كرد و مجلسي را از تمام علماء ترتيب داد ، علماي اهل تسنن هر يك به مناسبت مقام خود در جاي مناسب مجلس نشستند ، علامه حلي وقتي كه وارد مجلس شد ، كفش خود را بدست گرفت و سلام كرد و رفت ونزد سلطان نشست ، علماي سني اعتراض كردند و گفتند ، ما نگفتيم كه رافضي ها ، كم عقلند ؟ ديديد دانشمند آنها چقدر احمقانه وارد مجلس شد و وقت ورود ترك ادب نمود و شاه را سجده نكرد . علامه فرمود : مگر رسول خدا عالي ترين مقامها را نداشت پس چرا مردم او را سجده نمي كردند ، زيرا كه سجده براي غير خدا جايز نيست بلكه طبق دستور اسلام احترام وتعظيم به «سلام » كردن است خداوند ميفرمايد :
" فاذا دخلتم بيوتاً فسلّموا علي انفسكم تحيه من عند الله مباركۃ طيبۃ "
گفتند چرا در حريم شاه نشستي ، ادب را مراعات نكردي فرمود : در مجلس جز حريم شاه خالي نبود ، گفتند چرا كفشهاي خود را به دست گرفته ، همراه خود آوردي ودر جلوي پادشاه گذاشتي اين كار بي ادبي جسورانه اي است علامه فرمود : ترسيدم كفشهايم را طايفه حنيفه به سرقت برند چنانكه رئيس آنها ابوحنيفه كفش پيامبر (ص) را دزديد علماي حنفي گفتند اين تهمت را نزن ، ابوحنيفه هنوز در زمان رسول خدا متولد نشده بود ، تولد او بعد از صد سال از رحلت پيامبر (ص) بود . علامه فرمود فراموش كردم مالك اين دزدي راكرد علماي مالكي فرياد برآوردند كه بين مالك و پيامبر بيش از صد سال فاصله بود علامه فرمود اشتباه كردم شافعي اين دزدي راكرد علماي شافعي گفتند كه تولد شافعي روز وفات ابوحنيفه بوده ، اين تهمت را نزن علامه فرمود پس احمد ابن حنبل كفش پيامبر را دزديد علماي حنبلي منكر شدند و به اين ترتيب همه اقرار كردند كه احدي از ائمه اربعه اهل تسنن (ابوحنيفه ، مالك ابن انس ، شافعي ‌،حنبلي ) در زمان حيات پيامبر (ص) نبودند در اين هنگام مغز مطلب بدست علامه رسيد و خطاب به سلطان فرمود علماء اقرار كردند كه اين چهار نفر در زمان پيامبر(ص) نبودند پس اين چه بدعتي است كه اين ها درآوردند ودر ميان مجتهدين خود اين چهار نفر را انتخاب نموده و اگر مجتهدي از آنها اعلم وافقه واتقي باشد ولي فتوايش بر خلاف فتواي آنها باشد ، به قول او عمل نمي كنند .
در حالي كه جامعهٴ شيعيان ، مذهب خود را از اميرمؤمنان علي (ع) گرفته اند كه آن جناب جان رسول خدا (ص) و برادر و پسر عمو و وصي آن حضرت بوده است بعد فرمود چون طلاق شما بدون حضور دو شاهد عادل بوده باطل است . در همان مجلس نور تشيع در قلب سلطان تابيد و اظهار تشيع كرد .

تذكر : فرقه اي كه فعلاً حاكم بر حرمين شرفين است ، فرقه وهابيت كه شاخه اي از مذهب حنبلي است .















امروزه بحثهای علمی که بین افراد از ناحیه وهابیان مطرح می شود متفاوت است .
1- عده ای در پی کوبیدن طرف مقابل اند .
2- عده ای دنبال اظهار وجود و بیان فضل خویش اند .
3- عده ای در پی روشن شدن حق می باشند آن هم بدور از تعصب و لجاجت .
دسته اول و دوم قابلیت بحث کردن را ندارند زیرا حقیقت برای آنها بی معنا ست فقط گروه سوم شایسته مباحثه اند «اُدعُ الی سبیل ربّک با لحکمۃ و الموعظۃ الحسنۃ»
در این سفر برای زائرین محترم فرصتی پیش می آید تا با آشنایی با مذاهب دیگر و بر خورد نزدیک باپیروان آنها درباره اصول مذهبی خود بیشتر تأمل کنند و رفتار آنها را با اهل بیت (ع) مطابقت داده و به مذهب برگزیده خود پایبند تر شوند.

پیشینه وهابیت:
مشهور این است که محمد بن عبدالوهاب پیشوای مذهب وهابی در سال 1115 در شهر کوچک عُيَیْنه از شهرهای حجاز دیده به جهان گشود و در سال 1207 وفات کرد.
پدرش از قُضات حنبلی بود ودر کودکی به اودرس می داد : اودر کودکی علاقة شدیدی به مطالعة کتابهای ابن تیمیه وابن قیم جوزی که هر دو در قرن هشتم می زیستند داشت و خمیر مایه افکار خود را از آن دو گرفت .
بسیاری نوشته اند که پدرش در همان سنین جوانی ،فهمیده بود که او اشتباهات فکری فراوانی دارد و از آینده او نگران بود و پیوسته اورا سرزنش می کردو برحذر می داشت.
او سفرهای زیادی کرد مدتی به مکه و مدینه و سپس به بصره رفت و از آنجا به ایران آمد و مدتی در اصفهان نزد دانشمندی بنام میرزا جان اصفهانی درس خواند سپس به قم رفت و مدت کمی در آنجا ماند و بعد به قلمرو حکومت عثمانی و شام و مصر رفت .
سپس به جزیرة العرب (نجد) باز گشت و به اظهار عقاید خود پرداخت . نخست گروهی به مخالفت با او بر خاستند و از شهر حریمله بیرونش کردند و او به شهرک عینیه رفت خبر افکار نادرست او به امیر احساء و قطیف (سلیمان بن محمد )رسید و او به حاکم عینیه (عثمان) دستور داد اورا به قتل برساند ولی چون عثمان نمی خواست آلوده قتل او گردد دستور به اخراج او از شهر داد.
سرانجام او به شهر درعیه پناه برد حکمران منطقه مردی از قبیله" غنیزه " بنام "محمد بن سعود" بود شیخ محمد با او ملاقات کرد و افکار خود را عرضه داشت و به او قول داد به کمک وی می تواند بر تمام سرزمین نجد مسلط شود.
"محمد بن سعود" جد اعلای پادشاهان سعودی احساس کرد می تواند از وجود محمد بن عبدالوهاب برای توسعه قلمروی خود کمک گیرد زیرا یک عده جوان پر جوش و خروش اطراف اورا گرفته و سر بر فرمان او بودند و آنها نیروی خوبی برای پیشبرد اهداف ابن سعود محسوب می شدند .
ابن سعود قول حمایت و دفاع از شیخ را به دو شرط داد نخست اینکه شیخ با دیگری جزاو رابطه برقرار نکند دیگر اینکه خراجی را که همه ساله از اهل شهر درعیه دریافت می کند باز هم دریافت دارد شیخ اولی را پذیرفت ولی دومی را تلویحاً رد کرد و گفت امید است فتوحات و غنایم زیادی پیش از خراج درعیه نصیب تو گردد اما نباید فراموش کرد که غنایمی را که شیخ محمد انتظار آن را می کشید دردرجهٴ اول اموال مسلمانان حجاز و مکه و مدینه و سپس سایر کشورهای اسلامی بود که از او پیروی نکرده بودند زیرا او همه را غیر از پیروانش مشرک می پنداشت و خون واموال آنها را مباح می شمرد.
پیروان محمد بن عبدالوهاب به شهرهای مختلف حجاز حمله کردند و برای ترویج و هابی گری ودر واقع کشور گشائی دست به کشتار و خونریزی عجیبی زدند و اموال زیادی را به تاراج بردند.
بعد از وفات محمد بن عبدالوهاب پادشاهان سعودی برنامه های اورا دنبال کردند و دایرهٴ حکومت خود را گسترش دادند و بر تمام نجد و حجاز سلطه یافتند .
از جمله اعمال بسیار وحشتناکی که در تاریخ وهابیت ثبت شده و حتی مورخان و هابی نیز به آن اعتراف کرده اند قتل عام عجیب مردم طائف و از آن وحشتناکتر قتل عام مردم عراق وکربلا بود .
وهابی ها در تاریخ 1216 به بعد (حدود ده سال بعد از فوت محمد بن عبدالوهاب ) به منظورجلب غنایم وکشورگشائی ودر ظاهر برای نشر توحید (توحید به زعم خودشان ) چند بار به کربلا و نجف حمله کردند یک بار با استفاده از فرصتی که بخاطر ایام زیارتی امام علی (ع) پیش آمده بود و بسیاری از اهل کربلا ، به نجف مشرف شده بودند ، حمله غافلگیرانه ای به کربلا کردند دیوار شهر را خراب نمودند
و به شهر وارد شده و هزاران نفر از مردم را به قتل رساندند و هر چه بر سر راه خود یافتند غارت کردند .
به حرم امام حسین (ع) که نفایس زیادی داشت حمله ور شدند وآن را ویران کردند و تمام جواهرات و نفایس را با خود بردند .

پیمانی که بین محمد بن سعود ومحمد بن عبدالوهاب بسته شد به پیمان مصحف (قرآن ) و سیف ( شمشیر ) معروف شد که یکی حکومت را به دست گیرد و دیگری اموردینی را ادره کند اگر به پرچم نشان عربستان دقت کنید به نحوی به این دو مطلب اشاره شده است .
محمد بن عبدالوهاب که پیرومذهب حنبلی بود از آغاز نقشه گمراه ساختن دانش پژوهان را در سر داشت ولی ،از ابراز افکار خود امتناع می ورزید .
دانش پژوهان گرد آمد ه از روستا های اطراف از عدم تقیّد او به تلاوت قرآن و دیگر سخنان او به برخی از افکار وعقاید انحرافی اش پی برده ، آنها را مبتنی بر انکار نبوت می دانستند وبر او طعنه می زدند وتقبیحش می کردند .
محمد بن عبدالوهاب سرانجام اشتغال به تدریس را رها کرد و به حوالی نجد و حجاز ،که تخم فساد و تباهی در آن به دست مسیلمه کذّاب پاشیده شد بود کوچ کرد و آیئن تازه ای بیرون از شرع مقدس نبوی اختراع نمود.
او اعتقادات باطلی سرهم کرد و بدوی های سبک مغز و بادیه نشین های خیره سر را از راه راست منحرف ساخت و ناراضی های موجود در قلمرو اشراف مکة معظمه را به دور خود جمع کرد و سرانجام در صدد اشغال حرمین شریفین بر آمد.

عباس محمود عقاد می گوید : بزرگترین مخالف شیخ محمد ، برادرش شیخ سلیمان صاحب کتاب " الصواعق الالهیه " است او سخنان برادرش را به شدت رد می کند و می گوید : اموری که وهابیان آن را موجب شرک و کفر می دانند و آن را بهانه مباح شدن مال و جان مسلمانان می پندارند در زمان ائمه اسلام به وجود آمده بود ولی از هیچ یک از ائمه اسلام شنیده و روایت نشده است که مرتکبین این اعمال را کافر یا مرتد دانسته و دستور جهاد با آنان را داده باشند و یا اینکه بلاد مسلمانان را آن گونه که شما می گوئید:بلاد شرک و دارالکفر نامند.
نخستین کتابی که از سوی علمای شیعه بر رَد عقاید محمد بن عبدالوهاب نوشته شد " منهج الرشاد" است و مؤلف آن شیخ بزرگوار مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء که در سال 1228 در گذشت . پس از این شخصیت نقدهای علمی فروانی به تناسب حرکتهای و هابی گری در منطقه نگارش یافته و قسمت مهم آنها چاپ شده ولی اکنون حرکتهای وهابی بر اثر ثروت هنگفتی که وهابیان از طریق فروش نفت به چنگ می آورند ، افزایش یافته و سال و یا حتی ماهی نیست که از طرف آنان ، به گونه ای به مقدسات اسلام حمله نشود و هر روز به نحوی آثار اسلامی از بین نرود چیزی که حرکت آنها راتند ساخته همان اشارتهای پشت پرده اربابان غربی آنهاست که از وحدت مسلمین بیش از کمونیسم بین المللی می هراسند و چاره ای جز این نمی بینند که به بازار مذهب تراشی و دین سازی داغی بخشند و بخشی از پول نفت را که به دولت وهابی (سعودی )می پردازد از این طریق نفله کنند و سرانجام از وحدت مسلمین به شدت جلوگیری نمایند و آنها را مشغول تکفیر و تفسیق یکدیگر سازند .
تشیع : جز پذیرش اسلام با اعتقاد به ولایت بلا فصل امیرمؤمنان علی علیه اسلام چیز دیگری نيست .
تشیع به معنای پیروی از پیامبر در تمام آنچه که آورده است می باشد و از آن جمله ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام و فرزندان اوست و تشیع به این معنا عین اسلام است .


شیعه در معرض اتهام :
متأسفانه پیروان اهل بیت علیهم اسلام در طول تاریخ به علل و انگیزه های مختلف سیاسی مذهبی مورد اتهام وافترا قرار گرفته اند و مطالب ناروا و بی اساس فراوان به شیعیان که پیروان واقعی قرآن مجید و سنت رسول خدا( ص) هستند به عنوان روافض (کسانی که از دین خارج شده اند ) نسبت داده شده و این شرایط در بعضی از مقاطع تاریخ مانند دوران بنی امیّه ، بنی مروان و بخشی از دوران خلفای بنی عباس و نیز در دوران بعضی از سلاطین عثمانی که بخش عمدة کشورهای اسلامی را در اختیار داشتند از حدّت وشدت بیشتری برخوردار بوده و این اتهامات ومطالب دروغ و بی اساس ، نه تنها در زبان عموم رواج داشته بلکه در متن کتابها و تألیفات زیادی نیز منعکس گردیده و از این طریق از شیعیان اهل بیت قیافۀ وحشتناکی ارائه داده اند و آنان گروهی دور از فرهنگ قرآن و اسلام و مُخرّب قرآن و سنت معرفی شده اند.
مهمترین کتابی که بر ضد شیعه نوشته شده کتاب «منهاج السُّنه» ابن تیمیه است که در قرن 8 ﻫ .ق با دید تعصب و عنادی که بر وی حاکم بود این کتاب را تألیف کرد و چون افکارواندیشه محمد بن عبدالوهاب الهام گرفته از فکر و اندیشه و بر گرفته از تألیفات ابن تیمیه است لذا تألیفات او از نظر وهابیان دارای جایگاه ویژه ای است ودر سطح دنیای اسلام به قیمت نازل و حتی رایگان منتشر می شود.
محتوای این کتاب چهار جلدی ، سراسر هوچیگری و خلاف گوئی بر ضد شیعه است او می گوید :
1- شیعیان ،گروهی هستند که تجاوز به مال و ثروت عموم مردم و همه مسلمانان را حلال می دانند .
2 - شعیعان ، ریختن خون همه مسلمانان را جایز می دانند .
3 - شیعیان ،از میان فرشتگان جبرئیل را دشمن می دارند زیرا معتقدند که او از طرف خدا مأمور بود وحی را به علی بن ابیطالب برساند ولی به اشتباه یا از روی دشمنی به جای علی (ع) به پیامبر (ص) فرود آورد .
4- از آنجا که شیعه با عشرة مبشره (ده تن از یاران رسول خدا(ص) که طبق حدیث اهل سنت پیامبر بشارت بهشت به آنها دادند ) مخالف بوده و با آنها دشمنی دارند با بکار بستن کلمهٴ عشره یعنی عدد ده و انجام دادن هر کاری که در آن عدد ده باشد نیز مخالف هستند و آن را ناروا می دانند حتی از ساختن بنائی که دارای ده ستون وده پایه باشد خود داری می کنند.
5- عقلای مسلمان اتفاق نظر دارند که در میان اهل قبله از نظر جهل و ضلالت و دروغ و بدعت و آمیختگی با هر شروبدی ودور بودن ازهر خیرو نیکی هیچ گروهی درحّد روافض نیست .
(درسی سال اخیر بیش از پنج هزار جلد کتاب بر ضد شیعه نوشته شده )پس باید همه برای دفاع از کیان شیعه بپاخیزند و همت خویش را در زدودن این اوهام و تهمتهای ناروا در بر طرف ساختن این دیدگاههای نادرست بکار بندند.



تهمت تلویث کعبه
از اقداماتی که برای موهون ساختن شیعه به وقوع پیوسته ، اتهام آنان به تلویث کعبه است یعنی آنان را متهم کرده اند که " العیاذ بالله " طبق عقیده ای که دارند کعبه را با نجاست آلوده ساخته اند و حتی گروهی از شیعیان را با این اتهام در دوره های گذشته سنگسار و گروه دیگر را گردن زدند.
در ذی حجه سال 1322 ش حادثه قتل ابوطالب یزدی به اتهام آلوده کردن بیت شریف رخ داد واقیعیت ماجرا این بود که : هنگام طواف شیخ ابوطالب یزدی دچار حالت تهوّء می شود و برای اینکه دایره مطاف آلوده نشود لباس احرام را جلوی دهان خود می گیرد . چندین تن از طواف کنندگان او را دستگیر کرده و به پلیس تحویل می دهند ودر محکمه شهادت می دهند که او قصد تلویث کعبه را داشته است (واین شبهه برای شهود از همان ذهنیت غلط و سابقهٴ بدبینی نسبت به شعیه که شیعیان معتقد به تلویث کعبه هستند بوجود آمده است)و حکم به قتل او صادر می شود.

مواجۀ فرقهٴ وهابیت با انقلاب اسلامی ایران
از آنجا که وهابیت مکتبی است که در قرن هشتم توسط ابن تیمیه حرانی پدید آمد. وی بر خلاف سنت رسول خدا هرگز ازدواج نکرد و بر اثر افکار انحرافی اش به حکم علماء چهار بارزندان رفت .از طرف بزرگان اهل سنت از مذاهب گوناگون مورد انتقاد قرار گرفت و تکفیر شد و بعداً بوسیلهٴ محمد بن عبدالوهاب تبلیغ شد هدف این مکتب تفرقه افکنی میان مسلمانان و تکفیر همگان به جز یاران خودش بود .
از طرفی پیروزی انقلاب اسلامی که پیروائمه اهل بیت علیهم السلام می باشند سبب شد تا اندیشمندان جهان ونویسندگان وپژوهشگران به فکرشناخت مکتب اهل بیت (ع) برآیند و واقعیت را از نزدیک لمس کنند .
رویکرد جهانیان به شناخت این مکتب ، مایه ترس و هراس صهیونیست ها و قدرتمندان جهان در رأس آنها امریکا و هم پیمانان آنان شد و از آن ترسیدند که این فکر و اندیشه در منطقه گسترش یابد و درنتیجه حکومتهای دست نشاندة آنان را متزلزل سازد .
در همین راستا دست به دامن فرقه های ساختگی و مذاهب گمنام و اقلیتهای فکری و مذهبی شدند تا از این طریق بتوانند چهرهٴ مکتب اهل بیت علیهم السلام را مخدوش سازند و مانع از نشر افکار آزاد خواهانة آن گردند در میان این مذاهب ساختگی ، وهابیت نقش عمده ای را ایفا کرد زیرا نام اسلام را برخود داشت واز نظر قدرت مالی و دیگر امکانات نیزمی توانست در این مورد کار ساز باشد لذا پس از انقلاب اسلامی کار گزاران این آئین ساختگی در مورد تشیع به نشر کتابها و مقاله های فراوان و مصاحبه ها و برنامه های تلویزیونی پرداختند که هدف از آن ارائه تصویر غیر منطقی و غیر قابل قبول از تشیع بود.
اما طبق این مَثَل " از قضا سرکنجبین صفرا فزود " همین موج گستردهٴ ضد تشیع ، گروهی از دانشمندان و واقع گرایان را به این فکر انداخت که از نزدیک با این مکتب آشنا شده بدانند چه پیش آمده که این هیاهو بر ضد این مکتب براه افتاده است.
گروهی نیز از نزدیک با علماء و دانشمندان شیعه تماس گرفته و حقیقت را جویا شوند و سرانجام به دروغ پردازی های آنها پی می برند وبه تدریج «یدخلون فی دین ا...افواجاً»
" دسته دسته به دین خدا در آیند" به همین رو بدون اینکه گامی از طرف علمای شیعه برداشته شود موج شناخت تشیع در مصر و اردن و دیگر کشورهای عربی حتی اروپا و امریکا براه افتاده است و قلوب جوانان پاکدل با مهر و مکتب اهل بیت (ع) لبریز گشته و گاهی از نویسندگان مزدور و هابی بیزاری می جویند.
آنها سؤالاتی را مطرح می کنند که پایه و اساسی ندارند و چون فقه شیعه پویاست علماء دین به تمام سؤالات آنها پاسخ داده اند پس روش صحیح این است که اگر سؤالی پیش آید آن را از اهل علم و ذکر بپرسند همانطور که قرآن فرموده :
«فاسألوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون »
" از اهل ذکر بپرسید اگر نمی دانید" .
تا آنان بر قرآن و سنت عرضه کنند و حقیقت را بازیابند .
« فان تنازعتم فی شیء فردّوه الی الله والرسول ان کنتم تؤمنون بالله والیوم الاخر ذلک خیرٌ و احسن تأویلاً »
" و چون در چیزی کارتان به گفتگو و نزاع کشد به حکم خدا و رسول بازگردید اگر ایمان دارید به خدا و روز قیامت این کاربرای شما بهتروخوش عاقبت ترخواهد بود" .
























بخش چهارم :
پاسخ به برخی ایرادات
مطرح شده از سوی اهل
سنت








1- منظور از شیعه چیست و از چه زمانی بوجود آمده است؟
شیعه یعنی پیرو «وَ اِن من شیعتِهِ لَاِبراهیم» یکی از پیروان نوح ابراهیم است ودر اصطلاح به گروهی می گویند که پیرواهل بیت (ع) هستند و معتقدند رسول خدا(ص) جانشین خود را به امر الهی تعیین کردند و این نامگذاری پیروان علی(ع) به شیعه از زمان خود پیامبر(ص) آغاز شده ودر روایات فراوانی حاکی از آن است که آن حضرت این نام را برپیروان علی (ع) نهاده است محدثان و مفسران نقل می کنند زمانی که آیه «اِنََّّ الذینَ اٰمَنوا وَعَملوا الصالحاتِ اُولئک هُم خَیْر البَرَّیۃِ» «آنان که ایمان آورده وعمل نیکو انجام داده اند ،آنان بهترین مردم هستند " فرود آمد
پیامبر (ص) رو به علی (ع ) کرد وفرمود:" مقصود از این عبارت تو وشیعیانت می باشید که روز قیامت خشنود و پسندیده هستید ".
در مقابل گروهی مقام خلافت را انتخابی دانسته و ابوبکر را برگزیدند.
2- چه دلیلی برای پیروی از شیعه است؟
طبق حدیث ثقلین ، حدیث سفینه و حدیث منزلت رسول خدا( ص) می فرماید اگر می خواهید هدایت شوید باید پیروی از اهل بیت کنید که عِدل (برابر) قرآن هستند و از قرآن فاصله نمی گیرند.
حدیث ثقلین : قال رسول الله(ص) : «الاایها الناس ، فانّما اَنََا بََشَرٌ یوشکُ اَنْ یأتیَ رسولُ ربّی فَاُجیبُ ، و انا تارک فیکم ثقلین ،اولهما کتاب الله فیه الهُدی والنور، فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به - فحث علی کتاب الله ورغّب فیه ثم قال – واهل بیتی اُذَکِِّرُکُم اللهَ فی اهل بیتی ،اُذکرکم اللهَ فی اهل بیتی ،اُذکرکم اللهَ فی اهل بیتی »
رسول خدا(ص) فرمود :" ای مردم من بشری بیش نیستم و نزدیک است مأمور و فرستادة پرودگارم بیاید و من دعوت اورا اجابت کنم ومن در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم ومی روم .
یکی کتاب خدا که در آن هدایت و نور است ، کتاب خدا را بگیرید و به آن چنگ زنید – و پیامبر بر عمل به کتاب خدا تأکید نمود آنگاه فرمود- واهل بیت من ،خدا را درباره اهل بیت خود متذکر می شوم" ،این جمله را سه بارتکرار فرمود.
حدیث سفینه : قال رسول الله (ص): «مَثَلُ اهل بیتی کَسَفینَة نوحِ من رَکَبها نجیٰ و من تَرَکَها هَلَک »
رسول خدا(ص) فرمود : "مثل اهل بیت من درمیان شما مثل کشتی نوح است، کسی که برآن سوار شد نجات یافت و آن کس که تخلف ورزید و عقب ماند هلاک شد و غرق گردید“ .

حدیث منزلت : قال رسول الله (ص) :«اَمٰا ترضیٰ اَنْ تکونُ منّی بمنزلة هارون من موسی الّا انّه لا نبّی بعدی» رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) فرمود: " آیا خشنود نمی شوی که تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی باشی ، جزاینکه پس از من پیامبری نیست ".
حدیث ثقلین به روایتی دیگر : قال رسول الله (ص): «انی تارکٌ فیکم ما ان تمسّکتم به لن تضلّوا بعدی ،احد هما اعظم من الاخر کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی ،لن یفترقا حتی يردا عَلَیَّ الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیها »
رسول خدا( ص) فرمودند : " من در میان شما دو چیز به ودیعت و امانت می گذارم مادامی که به آن تمسک بجوئید ،هرگز گمراه نمی شوید یکی از دیگری بزرگتر است . کتاب خدا که ریسمان رحمت آویزان از آسمان بسوی زمین است و دیگری عترت و اهل بیتم و این دو هرگزاز هم جدا نمی شوند تا در حوض به من می پیوندند بنگرید چگونه با امانتهای من رفتار می کنید".

3- واقعه غدیر چیست وآیا دلالت برخلافت بلا فصل علی بن ابیطالب (ع) دارد ؟
به یقین حادثهٴ غدیر خم یکی از وقایع عظیم تاریخ اسلام و سند روشنی است بر ولایت و رهبری امیرمؤمنان علی علیه السلام ،خلاصهٴ جریان آنکه جابر و ابن عباس و ابوهریره و ابن مسعود و ابوسعید و دیگران روایت کرده اند که خداوند رسولش را فرمان داد که علی (ع) را به پیشوائی امت نصب کند و پیامبر را بیمی ازمردم در دل بود که تاب آن را نیاورند پس این آیه نازل شد:
«یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالتک والله یعصمک من الناس»
" ای پیامبر آنچه از خدا بر تو نازل شد برخلق برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت واداء وظیفه نکرده ای و خدا تورا از شروآزار مردمان محفوظ خواهد داشت " .

این آیه به هنگام بازگشت از حجة الوداع در18 ذی حجه در سرزمین جُحفه فرود آمد .
از آنجا پیامبر به غدیر خم محل جدا شدن راههای مدینه و مصر و شام بود فرود آمده درنگ نمود تا عقب مانده ها ازراه رسید ه و آنانکه پیشتر بودند برگردند . در این هنگام بپاخاسته خطا به ایراد نمود بدین گونه که حمد و ثناِء خدا را گفت و مردم را پند و اندرز داد آنگاه فرمود:
" که نزدیک است که فرا خوانده شوم ومن اجابت کنم و هر آینه من و شما همه مسئولیم حال شما چه می گویید ؟"
پاسخ گفتند:
" گواهی دهیم که تو پیامت را رساندی و اندرزدادی و خدا تورا پاداش نیکو بخشد "
سپس فرمود :
"آیا گواهید که خداوند یکتاست ،محمد بنده و پیام آور اوست و بهشت و دوزخ حق است ؟"
پاسخ گفتند
" آری چنین گواهی دهیم "
پس فرمود:
"خداوندا گواه باش"
وادامه داد "بشنوید ای مردم من از شما پیش گرفته و شما در حوض بر من وارد آئید .... ودر آنجا من از شما از ثقلین خواهم پرسید . حال بنگرید که چگونه پاس می دارید آن دورا "
فریادی بلند شد که ای پیامبر خدا چیست ثقلین ؟
فرمود : یکی از آن دو کتاب خداست که یک سوی آن به دست خدا و سوی دیگرش در دستان شما است بدان چنگ زنید تا گمراه نشوید ودر آن تغییر ندهید و دیگری عترتم یعنی اهل بیتم می باشند خداوند لطیف خبیر مرا با خبر ساخته که این دواز یکدیگر جدا نشوند تا در حوض برمن وارد آیند و من درباره آن دو از خدا خواهم پرسید هان ای مردم ! برآن دو پیش نگیرید که هلاک شوید و عقب نمانید که بازهم هلاک شوید و به ایشان نیاموزانید چه آنکه از شما داناترند .سپس فرمود :
" اَلَسْتم تعلمون اِنّی اولی بالمومنین من انفسهم ؟"
پاسخ گفتند: چنین است ای پیامبر خدا. در این هنگام دست علی بن ابیطالب را گرفته و چندان بلند کرد که مردم سپیدی زیر بغل آن دو را دیدند و فرمود :
«ایها الناس الله مولای و اَنَا مولاکم . فمن کنتُ مولاه فهذا علیٌ مولاه ،اللهم والِ مَن والاه و عاد من عاده و انصرمن نصره و اخذل من خذله و احب من احبّه و ابغض من ابغضه » .
سپس فرمود : « خدواندا گواه باش » هنوز پیامبر(ص) وعلی(ع) جدانشده بودند که این آیه نازل گشت :
« الیوم اكملتُ لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا ».
" امروز کامل کردم برای شما دین شماراو تمام کردم برشما نعمت خود را و پسندیدم برای شما دین اسلام را " .
و پیامبر، خدا را تکبیر گفت بر کامل گرداندن دین و تمام نمودن نعمت و خشنودگشتن پرودگار بر رسالت او و ولایت علی ودر این جا بسیاری و از جمله عمر خطاب به علی علیه السلام تبریک گفتند :«گوارا باد برتو ای فرزند ابیطالب که مولای من و هر مرد و زن مؤمنی گشتی »
4- اگر شیعه حق است چرا در اقلیت است ؟
هیچ گاه اکثریت نشانه حقانیت و اقلیت نشانه خلاف آن نیست در طول تبلیغ پیامبران ،از زمان حضرت نوح (ع) تا عصر حضرت خاتم (ص) مؤمنان در اقلیت بودند .
اگر تعداد جاهلان عالَم را نسبت به عالمان عالَم ملاحظه کنید به این امر پی می برید و از طرفی چون تفکر شیعه را حاکمان به نفع حکومت خود نمیدانستند مروّج فکر شیعه نبودند بلكه مخالفت شدید هم می کردند قرآن درباره پیروی از اکثریت به پیامبر هشدار می دهد و می فرماید:
« اِن تُطِعْ اکثَرَ من فی الارض یضلّوک عن سبیل الله »
"اگر از اکثریت مردم روی زمین پیروی کنی تو را از راه خدا گمراه می کنند."
در جای دیگر می فرماید : "و ما اکثَر الناس و لو حرصت بمؤمنین "
"هر چند بکوشی اکثریت مردم ایمان نمی آوردند "
چین وهند که پر جمعیت ترین کشورها هستند اکثریت مردم آنها مادی گرا و بت پرست هستند.

5- طبق نظر شیعه مفهوم و معنی اسلام چیست ؟
اسلام به دو معنی آمده:
یکی گفتن شهادتین که بوسیله آن شخص در جُرگه مسلمانان واقع می شود و خون و اموال و خانواده او محترم و محفوظ می شود و دوّم در بیان امیر المومنین(ع) در نهج البلاغه آمده است که اسلام به معنای تسلیم است یعنی خضوع در برابر اوامر و نواهی الهی و دستور العمل های قرآن ورسول خدا (ص) ،اما درپاره ای از تاریخ فراوان داریم که بعضی از اطرافیان رسول خدا ص که عنوان صحابه برآنها اطلاق می شد در مواردی به دستورات پیامبر عمل نکرد ند وحتی اعتراض هم کردند مثلا وصیت رسول خداص رادرمورد جانشین وخلیفه ی بعد از او نادیده گرفتند و خلافت را غصب کردند و چون اطلاع آنها ازدین کم بود حرامهائی را حلال و حلا لهائی را حرام کرده و کارهای خود را تفسیرو توجیه کردند و شیعه نسبت به چنین کسانی اعتراض دارد آیا می توان تصور کرد که خلفای اول و دوم جانشین بعد از خود را تعیین و انتخاب کنند اما رسول خدا (ص) جانشین خود را تعیین نفرماید ؟

6- چرا شیعیان با اهل سُنت اختلاف پیدا کرده اند؛ سر چشمه اختلاف کجا و ازچه زمانی شروع شده است؟
سر چشمهٴ اختلاف و زمان پیدایش آن به حسب ظاهر آن وقتی است که رسول الله (ص) در بستر بیماری و در حال احتضار بود وعده ای از رجال که در بین آنها عمر بن خطاب نیز بود نزد آن حضرت جمع بودند درصحیح بخاری هفت روایت با اندک تفاوتی نقل شده .
که رسول الله (ص) در آن حال بیماری : فرمود بیایید وکاغذی بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید ، عمر بن خطاب گفت : درد بر رسول الله غلبه کرده است و کتاب خدا نزد ما موجود است وهمان کتاب خدا ما را کفایت می کند ، همین که عمراین حرف را زد ،بین حاضرین اختلاف افتاد و کار به نزاع وخصومت کشید و هر کس چیزی گفت ،بعضی گفتند کاغذ بیاوریم تا رسول خدا(ص ) بنویسد ، برخی حرف عمر را زدند و همهمه و سر و صدا بالا گرفت ،حضرت فرمود «قوموا عنّی » از نزد من بر خیزید ودور شوید سزاوار نیست نزد من با هم نزاع کنید ،ابن عباس خارج شد و سخت گریه می کرد و می گفت همه این مصیبتها از اینجا شروع شد که نگذاشتند رسول الله( ص) نامه بنویسد و بین او و نوشتن نامه حایل شدند.


نکات مهم :
1- رسول الله (ص) کسانی را که دور بسترش جمع بودند و همه مسلمانان را در معرض ضلالت و گمراهی میدید به حاضرین خطاب کرد و فرمود : بنویسم تا هرگز شما گمراه نشوید.
2- وقتی نامه رسول الله ص نوشته نشد ،قهراً حاضرین یعنی کسانی که گرد بسترش جمع بودنداز ضلالت و گمراهی مصون نماندند .
( چون آنچه طبق فرموده حضرت آنها را از گمراهی نجات می داد همان نامه بود که نوشته نشد)
3- اختلاف درهمان جلسه و از همان زمان شروع شد «فاختلفوا» .
4- نزاع و کشمکش و خصومت و دشمنی از همان موقع ودر همان جلسه شروع شد .
5- حرف عمر و سرو صدا ها پس از آن ،چنان رسول الله(ص) را با آن حال بیماری ،ناراحت کرد که فرمود از نزد من بروید وآنان را طرد کرد « قومواعنّی ».
6- ابن عباس که خود حاضر و ناظر ماجرا بود و از سوئی اهمیت آن نوشته را می دانست و می فهمید شدیداًً از وضع پیش آمده گریه می کند و از حوادث تلخ و تأسف باری که بعدها دامن گیر اسلام و مسلمانان می شود ناراحت است و تصریح می کند که همهٴ گرفتاریها و همه مصیبتها از حایل شدن بین رسول الله ص و نوشتن آن حضرت بوجود آمد .

منابع این روایات : "کتاب الجزیة و الموادعه" باب اخراج الیهود ص 527 ،ح 3168
کتاب المغازی باب مرض النبی (ص) ووفاته ص 754/ح4431،4432
کتاب المرض ص 1004 ،ح 5669
صیصح بخاری كتاب الاعتصام با الکتاب والسنه ص 1266 /ح 7366
7- اگر امامت از اصول است چرا قرآن در این مورد سخن نگفته است ؟
شيعه عقیده دارد که مدیریت جامعه پس از پیامبر(ص) باید به انسانی واگذار گردد که رهبریت سیاسی ،مرجعیت دینی و ولایت تکوینی داشته باشد و آیاتی که امامت را مطرح می کند از این قراراست:

1-آیه ولایت :
«انّما و لیُّکم اللهُ و رسولُه والذین امنوا الذین یُقیمون الصلوةَ و یُٶتون الزکوةَ وهُم راکعون»
”ولی و سرپرست شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند همان کسانی که نماز بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند “
(این آیه در شأن حضرت علی( ع) در موقعی که در رکوع انگشتر خود را به فقیر صدقه دادند نازل شد )


2-آیه اوالامر :
« یا الیها الذین امنوا اُطیعوا اللهَ واطیعوا الرسولَ و اولی الامر منکم .. .»
" ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید از فرمان خدا و رسول وصاحبان امر از طرف خدا ورسول ..."
فخر رازی می گوید از اینکه اولوالامر در کنار خدا و رسول قرار گرفته باید گفت که صاحبان این منصب معصوم از گناه و پیراسته از خطا بودند زیرا گذشته از این که در کنار دو فرد معصوم (خدا و پیامبر) واقع شده اند باید با آن دو همگون باشند .

3-آیه اکمال:
:« الیوم اکملتُ لکم دینَکم و اتممتُ علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً »
مفسران و گروهی از محدثان ، نزول این آیه را در حجة الوداع (در روز غدیر خم ) روزی که حضرت علی (ع) به مقام امامت منصوب گشت ،یاد آور شده اند.

8- چرا نام امامان دوازده گانه در قرآن مجید نیامده است ؟
روش آموزش قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است ، تشریح مصادیق و جزئیات غالباً برعهده پیامبر گرامی می باشد رسول خدا نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود بلکه در تعیین آن نیز مأموریت داشت. «و انزلنا الیک الذکرَ لِتبيّنَ لِلنّاسِِِِ مانُزَّل الیهم و لَعَلّهُم یتفکَّرون »
وما قرآن را نازل كرديم به تو تا بيان كني براي مردم وآنچه را فرستاده شده باشد كه با عقل وفكر بكار بندند.
قرآن بسان قانون اساسی است. انتظار این که همه چیز در آن آورده شود کاملا بی مورد است . نماز،روزه ،زکات که از عالی ترین فرایض اسلام است بطور کلی در قرآن وارد شده وتمام جزییات آنها از سنَّت پیامبر گرفته شده است . روش های قرآنی در مقام معرفی افراد متفاوت است گاهی وضعیت ایجاب می کند که فردی را به نام معرفی کند :« و مُبَشَّراً برسول یأتی من بعدی اسْمُهُ احمَد »
گاهی با عدد معرفی کند : «لقد اَخَذ اللهُ میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشرا نقیباً ... »
و گاهی فرد را با اوصاف معرفی کند : «الذین یتبعون الرسولَ النبیَّ الاُمِِّی الذی بجدونَهُ مکتوباً عند هم فی التوراة و الا نجیل یأمُرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنکر ... »
چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده گانه سبب می شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند چنانچه این مسئله دربارهٴ حضرت موسی رخ داد و و درباره حضرت مهدی (عج) نیز چنین بود و خانهٴ حضرت عسکری (ع )مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند پیامبر گرامی در دوران حیات خود تصریح فرموده اند که پس از ایشان 12 نفر به خلافت خواهند رسید که همگی از قریشند و عزت اسلام در سایه خلافت آنان خواهد بود .

9- آیا اعتقاد به امامت دوازده تن در عهد رسالت وجود داشته یا بعداً پیداشده است ؟
چنین اعتقادی در عصر پیامبر(ص) مطرح بوده ولی آشنایی به اسامی و هویت آنان به تدریج انجام گرفته است زیرا هر امامی وصی و امام بعدی رامعین و معرفی نمود.
دلایل قاطع نشان می دهد که پیامبر(ص) امامت و رهبری علی (ع) رادر مواقع مختلف و به ویژه در روز غدیر اعلام کرد ، همچنانکه امامت وپیشوائی دو نور دیده خود حسن (ع) و حسین(ع) را درعصرخود مطرح کرده و فرموده است «حسن وحسین هردو پیشوای امتند خواه زمام امور را رسماً بدست بگیرند و خواه خانه نشین باشند». پس از شهادت حسین بن علی (ع) و رسوائی خلافت امویان دیدگان امت متوجه فرزند وی امام سجاد (ع) شد و پس از وی امام باقر و امام صادق (ع) احیا گر سنت پیامبر گشتند و به همین ترتیب تا امام دوازدهم همچنانکه رسول خدا ( ص) فرموده بود:
" یملک هذه الامۃ اثناعَشَر خَلیفهً کَََعَدَد نُقَباء بنی اسرائیل" زمام امور این امت را دوازده جاشنین من به دست می گیرند که تعداد آنان با تعداد نُقباء بنی اسرائیل برابر است .

10- مهدی آل محمد کیست و چرا در انتظار او هستید؟
از مسایلی که شرایع آسمانی برآن اتفاق نظر دارند مسألهٴ مصلح جهانی است که در آخر الزمان ظهور می کند و نه تنها جامعه اسلامی بلکه جامعه یهود و نصاری منتظر آمدن این عدل گستر جهان هستند در این مورد پیامبر گرامی نیز گفتاری دارند که محدثان اسلامی آن را نقل کرده اند. می فرمایند: اگر از روزگار به جز یک روز باقی نماند همانا خداوند مردی از خاندان من بر می انگیزد تا جهان را پر از عدل و داد کند چنانچه از ستم پرگردیده است .
مهدی موعود به امر الهی در سال 255 ﮬ .ق به دنیا آمد و هم اکنون بسان سایر افراد به زندگانی خود ادامه می دهد به صورت ناشناس . مساله طول عمر حضرت ،عنایت الهی است مانند طول عمر حضرت نوح. خدایی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد حتی در علم طب وزیست شناسی برای عمر انسان حدّی معین نشده است وحضرت خضر و الیاس هنوز زنده اند .

11- چه دلایلی بر خلافت و جانشینی علی(ع) (بلا فصل ) ارائه می دهید؟
در سه مرحله پیامبر خدا (ص) زمینه را برای خلافت حضرت علی(ع) فراهم کردند
1- حادثه یوم الدار وقتی که آیه نازل شد که بستگان رسول خدا به اسلام دعوت شوند و« انذر عشيرتک الاقربین »
در آنجا بعد ازدعوت به اسلام فرمود هر کس پیشتاز شود در قبول اسلام و مرا در این امر یاری کند او وزیر و جانشین من است این کلمات را سه مرتبه تکرار کرد هیچ کس جواب نداد مگر علی علیه اسلام بعد فرمود بدانید که علی برادر من ، وزیر و خلیفه من بعد از من است پس از او اطاعت کنید.
2- در جریان تبوک که حدیث منزلت را فرمود که قبلاً به آن اشاره شد (سوال 2)
3- در جریان غدیر که حدیث غدیر را فرمود ... ( من کنت مولاه فهذا علیٌ مولاه ....)

12- آیا از دیدگاه اسلام ،دین از سیاست جدا نیست ؟
اگر سیاست را به معنای تدبیر امور زندگی یک جامعه از طریق اصول صحیح اسلامی ( یعنی در پرتو قران وسنت)در زمینه های گوناگون تفسیر کنیم ، جزء دین بوده و هرگز از دین جدا نمیشود . بهترین شاهد برپایی حکومت اسلامی از طرف رسول خدا( ص) است حضرت پس از هجرت به مدینه یک سپاه نیرومند تشکیل دادند و پس از استقرار حکومت اسلامی با اعزام سفیران و ارسال نامه با سَران ممالک ارتباط برقرار کرده و با آنان پیمان اقتصادی ، سیاسی و نظامی بستند .
13- چرا امامان خود را معصوم می دانید؟
در حدیث ثقلین عترت پیامبر(ص) به عنوان قرین قرآن قلمداد شده و به حکم مقارنت هر دو از نظر عصمت یک نواخت هستند چون در ادامه فرمود این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا درکنار حوض کوثر برمن وارد شوند شیعه معتقد است کسی که مرجعیت دینی به عهده اوست (تبیین ، تفسیر و حفظ دین ) و او ادامه دهنده کار انبیاء است و مرجعیت سیاسی و ولایت تکوینی دارد باید الگو باشد و عصمت یعنی دوری از خطا ، گناه و شهوات در تمام مراحل زندگی که اگر عصمت نباشد اعتماد مردم به پیامبر یا امام صورت نمی گیرد و در نتیجه هدایت حاصل نمی شود پس حکمت الهی از یک طرف و هدایتی که در کار انبیاء است و بنا ست انسان ها را به کمال رسانند و لطف الهی از طرف دیگر اقتضا می کند که خداوند برای هدایت انسانها زمینه قطعی فراهم کند و این به جز عصمت حاصل نمی شود
1 « انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیراً »



14-آیا عقیده شعیه دربارهٴ اهل بیت غلوآمیز نیست ؟
غلو به معنای تجاوز از حدومرز است مثلاً پزشک عمومی به عنوان متخصص قلب و عروق معرفی شود .
« یا اهل الکتاب لا تَغُلوا فی دینکم »
ای اهل کتاب در دین خود غلووزیاده روی نکنید (چه غلوی بالاتر از اینکه بشرراخدا و فرزند خدا بدانند) غالی کسی است که امامان را از مقام عبودیت وبندگی فراتر ببرد و آنها را خدا ویا مصدر افعال خدا بپندارد . مثلاً بگوید تدبیر نظام آفرینش به دست آنهاست آنها رازق ،محیی و ممیت می باشند به عقیده شیعیان ،اگر در یک مورد خاص ودر پرتو دعای آنان تحولی در جهان آفرینش رخ دهد ویا بیماری شفا پیدا کند همگی باذن خدا بوده و شبیه کارهای معجزه آسای حضرت مسیح (ع) می باشد واین به خاطر موقعیتی است که آنان نزد خدا دارند. حضرت علی (ع) می فرماید: "ما جایگاه میانه وحد وسط هستیم ،عقب ماندگان باید به ما ملحق شوند و تند روان غلو کننده باید به سوی ما برگردند " .

15- آیا اعتقاد به قدرت غیبی اولیای الهی مایه شرک است ؟
در صورتی که متکی و مستند به قدرت وارادهٴ خدا باشد مایهٴ شرک نخواهد بود و اولیای الهی به اذن خداوند تنها وسیله تجلی و بروز آن قدرت بی پایان می باشند و از خود استقلال ندارند بلکه هم در هستی خویش وهم در اِعمال سلطه غیبی متکی به پرودگار بزرگ هستند . 1« وماکان لرسولٍ اَنْ یأتیُ بآیةٍ الا باذن الله »
و هيچ پيامبري نبوده كه به اذن خدا ، كتاب و معجزه اي بياورد.
خدواند به حضرت موسی فرمان داد که عصای خود را بر صخره سنگی بزند تا چشمه هایی از آب گوارا جاری گردد .
" واذ استسقی موسی لقومه فقلنا اضرب بعصاک الحجر فا نفجرت منه اثنتاعشرة عیناً "
وقتي كه موسي براي قوم خود طلب آب نمود ما به او دستور داديم كه عصاي خود را برسنگ بزن پس دوازده چشمه آب از آن سنگ بيرون آمد.

و یا سلطهٴ غیبی حضرت عیسی « اِنّی اَخْلُقُ لکم من الطین کهیئه الطیر فانفخُ فیه فیکون طیراً باذن الله و أبرئی الا کمه والابرص واُحی الموتی باذن الله »
بدرستي كه من از گل مجسمه مرغي ساخته و بران نفس قدسي بدمم تا به امر خدا ، مرغي باشد و كور ما درزاد و مبتلای به پیسی را به امر خدا شفا مي دهم و مردگان را به امر خدا زنده كنم ...
و یا قدرت حضرت سیلمان «و ورث سیلمانُ داوود وقال یا ایهاالناس عَلّمنا منطق الطیر واوتینا من کل شیء انّ هذا لَهُو الفضل المبین "
و سليمان كه وارث ملك داود شد، به مردم گفت كه ما را زبان مرغان آموختند و از هر گونه نعمت عطا كردند اين همان فضل و بخشش آشكار است.

ملاک توحید و یکتا پرستی آن است که همه نیروها را در جهان به خدا منسوب بدانیم و اورا سرچشمه تمام سلطه ها و حرکتها تلقی نمائیم .

16- آیا شیعه قائل به علم غیب داشتن ائمه است چرا؟
بلی چون خدواند می فرماید : (در آخر سوره جن)« وعالم الغیب فلا یظِهرعلی غیبه احداً الاّ من ارتضی »
خدواند کسی را مطلع برغیب نمی کند مگر کسی را بپسندد واز او راضی باشد (حال او پیامبر باشد یادوست خدا باشد) مثلاً جناب یعقوب از فرسنگها فاصله ،بوی یوسف را می شنود و از وصال نزدیک خبر می دهد.
" انی لَاَجِدُ ریحَ یوسف لولا اَنْ تُفَنِّدون" من بوی یوسف را می شنوم اگر مرا تخطئه نکنید
حضرت عیسی گفت من به شما خبر می دهم که چه می خوردید و چه چیزهائی رادر خانه ذخیره می کنید
رسول خدا ص : خبر شهادت امیر مومنان (ع) را به دست بدبخت ترین انسانها خبر می دهد ،مرگ ابوذر در تنهائی را می گوید امیرمومنان ع از غرق شدن شهر بصره ،مسلط شدن معاویه بر سرزمین عراق ،کشته شدن خوارج خبر می دهد.

17- آیا میتوان متوسل به غیر خدا شد و حاجت از غیر خدا خواست ؟
معنای توسل این نیست که حاجتمان را از خدا نمی خواهیم همانطور که خود فرموده "وابتغوا الیه الوسیله "
پیامبر (ص) و اهل بیت را واسطه قرار میدهیم و میگوییم به برکت وآبروی ایشان حاجت مارا روا کن و از روح مطهر آنها تقاضا میکنیم همچنان که فرزندان یعقوب از او تقاضا کردند : " یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا " واو نفرمود شرک است فرمود : " سوف استغفر لکم "
وما چون میدانیم دعای آنها بهتراز ما اجابت میشود از آنها میخواهیم که دعا کنند . در قرآن توسل به اسماء (ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها ) ،توسل به اعمال صالحه ( واذ یرفع ابراهیم القواعد من البت و اسماعیل ربنا تقبل منّا )، توسل به دعای رسول خدا (ص) (وما کان الله لیعذبهم و انت فیهم ) ،و توسل به دعای برادرمومن (ربنا اغفرلنا ولا خواننا الذین سبقونا بالایمان ) آمده است.



18 – بوسیدن آستانه ودرو دیوار حرم شرک نیست ؟
خیرچون اگر شرک است شما چرا فرزندان وبستگان خود را میبوسید« الاعمال بالنیات » اگر حضرت بودند شما دست آقا را میبوسیدید یا نه ، یا عبای حضرت را ، الان هم به عشق حضرت ضریح را میتوان بوسید ومعیار شرک وبدعت قول وهابی نیست وباید برای حرمت آن دلیل آورد . شکی نیست که رسول خدا به هنگام طواف خانه خدا حجر الاسود را استلام مینمود ویا میبوسید . روایت زیادی داریم که صحابه پیامبر به آثار آن حضرت مانند لباس ، آب وضو ، ظرف آب ، موی حضرت ، تبرک میجستند و این شرک نیست زیرا شیعه آثار اولیای خداوند را مانند خود آنان مخلوق و آفریده خدا میداند و به پاس احترام به پیشوایان خود وپیشتازان دین خدا و به منظور ابراز محبت بی شاﺋبه خود نسبت به آنان بدان آثار تبرک میجویند . هنگامی که حضرت یوسف خود را به برادرانشان معرفی کرد فرمود : " اذهبوا بقمیصی هذا فالقوه علی وجه ابی یات بصیراً "
بروید و این پیراهن را روی صورت پدرم بیندازید تا بینا شود و آنها چنین کردند و نتیجه گرفتند .



19 – آیا لعنت کردن همان سَبّ و دشنام دادن است و نظر شیعیان نسبت به لعن وسب چیست ؟
لعنت به معنای دوری کردن از رحمت است گاهی این واژه از طرف خداوند است یعنی خداوند او را از رحمتش دور میکند مثل شیطان و گاهی از طرف مردم است یعنی شخص دعا میکند واز خداوند درخواست میکند که شخص یا گروهی ازرحمت او دور بماند واژه لعنت در قرآن کریم بسیار بکاررفته است : برای افراد دروغگو
« والخامسة ان لعنة الله علیه ان کان من الکاذبین »
برای افراد ظالم " الا لعنة الله علی الظالمین "
کسانی که پیامبر (ص)را اذیت نمودند :
" اِنّ الذین یٶذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنیا والاخرة "
خداوند شیطان وکسانی که (منافق ،کافر، فاسد ) و در مسیر شیطان قرار گرفته اند را لعنت کرده است .
اما واژه سبّ یعنی دشنام دادن و فحش دادن و شخصی را با کلمات زشت و رکیک مورد حمله قرار دادن است . خداوند اشخاصی رالعن کرده است ولی سب نکرده است و در قرآن میفرماید : " ولا تسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیرعلم "
(دشنام ندهید کسانی که غیر خدا را میخوانند پس دشنام دهند به خدا از روی دشمنی و بدون علم) و این نشانگر اینست که ارتکاب لعن جایزاست بخلاف سبّ که جایز نیست . آنچه در کتب تاریخی و حدیثی نقل شده بعضی از صحابه مرتکب گناه کبیره و بعضی تکرار گناه صغیره داشته و معصیت از آنها صادر شده مثلاً در جریان فتح مکه که حضرت پیامبر (ص) سعی داشتند نگذارند خبر حرکت مسلمانان به مکه فاش شود یکی از اصحاب به خاطر نجات خانواده اش آن خبر را فاش کرد .
داستان مسجد ضرار ، اصحاب نزد رسول خدا (ص) سرو صدا کردند آیه نازل شد :
" یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی ... " ، زنان پیامبر ایشان را اذیت كردند آیات سوره تحریم نازل شد.. پس لعنت، برائتی است نسبت به کسانی که فعل قبیح دارند ( تا فعل قبیح شایع نشود ) و اگر لعنت نباشد قبح عمل از بین میرود و تشویق بدکاری و بدکاران مي گردد.

20- آیا شیعه معتقد است اصحاب پیامبر (ص) همه کافرند مگر بعضی از آنها ؟
خیر این تهمت است شیعه قائل است به اینکه عدهٴ زیادی از بیعتی که در روز غدیر با امیرالمؤمنین(ع) کردند ، برگشتند و پیمان شکستند گروه عظیمی از اصحاب بر بیعت امام علی (ع) باقی مانده و پیشگامان تشیع بودند اینها صحابه صادق بودند و کسانی که از مسیر حق منحرف شدند (فاسق ،مشرک،منافق ) اینها صحابه غیر صادق بودند و شیعه می گوید اصحاب رسول خدا( ص )در عدالت مثل بقیه مردم هستند و ملاک در عدالت سیره عملی آنان است (پیشتازان نخستین، توبه /100) ،(بیعت کنندگان زیر درخت ،فتح /18) (مهاجرین ،حشر /8) ،(اصحاب فتح ،فتح /29) ،(اصحاب منافق ،منافقون /1)
(منافقون ناشناخته ،توبه /101)، (بیماردلان ،احزاب /12) .(گناهکاران ،توبه /102) . اهل سنت می گویند هر کس مصاحبت رسول خدا ص را درک کرده عادل است.
21-آیا شیعه به اصحاب پیامبر( ص) توهین می کند؟
خیر اما در مورد کسانیکه حضرت را دیدندولی عمل آنها خلاف دستور حضرت بوده آنها را قبول ندارند ،و کسانی که عمل آنها موافق عمل پیامبر ص بوده قابل احترامند و اهانت به این اشخاص به منزله اهانت به رسول خدا ص محسوب می شود چنانکه رسول خدا ص فرمود :
"مَنْ سَبَّ علیاً فکانمّا سبّی" هر کس به علی دشنام دهد مثل آن است که به من دشنام داده شیعه از کسانی که به حقوق اهل بیت (ع) تجاوز کرده و مقام و منزلت آنان را رعایت نکرده اند انتقاد می کند و اعمال آنها را با موازین اسلام می سنجد و این کاری است که خدواند در قرآن انجام داده است . ولید بن عُقبه را فاسق می خواند
گروهی که پیامبر ص را در خطبه نماز جمعه تنها گذارده و بسوی تجارت و لهو رفتند را نکوهش می کند

22- آیا شیعه معتقد است که خلفاء به حضرت زهرا (س) ظلم کرده اند؟
در صحیح بخاری در جریان خیبر قصهٴ فدک را نقل می کند که خلیفه اول حق حضرت را نداد و حضرت از او قهر کرد وتا زمان وفات با او سخن نگفت . در صحیح بخاری آمده که رسول خدا( ص) فرمود : فاطمه پاره تن من است پس کسی که فاطمه را به غضب در آورد مرا به غضب درآورده است
در حالی که خداوند فرموده : " اِنَّ الذین یُٶذوُن اللهَ و رسولَه لَعَنَهُم الله فی الدنیا و الاخره و اَعَدَّ لَهُم عذاباً الیماً "
آنان که خدا و رسول خدا ص را اذیت کنند خدواند آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده و از رحمت خود دور می فرماید و برای آنان عذابی با ذلت و خواری مهیا ساخته است.

23- آیا شیعه معتقد است که خلفاء گفته اند درب خانه حضرت زهرا (س) را آتش بزنند؟
استاد بخاری ابوبکر ابن بنی شیبه در كتاب خود بنام "المصَنَّف " نقل می کند جریان خلیفه دوم راکه آمد در خانه حضرت و گفت من نسبت شما و احترام شما را می دانم اما اگر در این محل تجمع کنیدخانه و اهلش را آتش می زنم .

24- معنای تقیه چیست؟
حفظ کردن جان یا مال خود یا دیگری ، و یا گفتن و انجام کاری برخلاف عقیده مثل جناب عمار یا سر « مَنْ کَفَر بالله مِن بعد ایمانه اِلاّ من اُکرِهُ و قلبُهُ مطمئنٌ با لایمان » هر آنکس بعد از اینکه به خدا ایمان آورده باز کافر شد ، نه آن کسی که به زبان و از روی اکراه کافر شود و دلش در ایمان ثابت باشد ....که این آیه درباره مخفی کردن عقیده اش نازل شد چون او را کتک می زدند و اذیت می کردند ولی قلبش بر خلاف زبانش بود. اما اگر صورت جهاد پیدا کرد و برای دین فایده داشت تقیه در کار نیست مثل قیام امام حسین (ع) حکومتهای اموی وعباسی از هر نوع تشکل شیعی و گرد آمدن شیعیان به دوریک امام وحشت داشتندو به هیچ قیمت آن را نمی پذیرفتند و لذا در دوران معاویه این تشکلها نابود شدند و شخصیتهائی مانند حجربن عدی و میثم تمار شهید شدند از این جهت امام برای حفظ باقی مانده شیعیان تقیه می کردند .
از طرفی اگر انسان تقیه نکند نمی تواند به وظایف خود و بیان حقایق و آگاه ساختن افراد مستعد بپردازد . حضرت ابراهیم به مشرکان می گوید «فقال انّی سقیم »
من بیمارم تا آنان حضرت را وادار به بیرون رفتن از شهر نکنند و حضرت بتواند بتها را در هم شکند.


25-آیا تقیه همان نفاق است؟
خیربلکه تقیه ضد نفاق است یعنی ظاهرش کفر وباطن او ایمان است اما نفاق ظاهرش ایمان وباطن او کفر است.

26- آیا بزرگداشت زاد روزاولیای خدا ، بدعت یا شرک است؟
خداوند فرمود" قُل لا اسئلکم علیه اجراً الاالمودة فی القربی "
یا رسول الله بگواز شما مزد رسالت نخواهم مگراینکه دوستی با نزدیکانم داشته باشید . پس مراسم بزرگداشت آنها جلوه ای ازعشق وعلاقه مردم به آنان است .
" فالذین امنوا به وعزّروه " اورا گرامی داشتند .

درجای دیگر میفرماید: " ورفعنا لک ذکرک " آیا ما نامت را بلند آوازه نساختیم . یکی از ابزارترفیع پیامبرنکوداشت میلاداوست وشادمانی به دور از هر نوع لهووگناه در روز ولادت ایشان است.
حضرت مسیح (ع) روز نزول مائده آسمانی رابرای یارانش عید معرفی می کند :
"ربّنا اَنْزِل علینا مائدۃً من السماء تکون لنا عیداً. . . "

27- آیا خواندن و صدا زدن دیگران مستلزم پرستش آنان و شرک است ؟
خیر در خواست بنده ای از بنده دیگر كه نه اورا خدا و رب می داند ونه مالک درامور مربوط به دنیا و آخرت بلکه اورا بنده گرامی و عزیز خدا می داند که به مقام رسالت یا امامت برگزیده و این شرک نمی باشد . رسول خدا (ص) در جریان بدر، کشته شده های قریش را صدا زدند .
در زیارت اهل قبور اموات را صدا می زدند " السلام علیکم يا اهل القبور".
همه مسلمانان در تشهد نمازها از دور و نزدیک رسول خدا( ص) را مخاطب قرار می دهند و به او سلام می کنند خداوند وعده فرموده که دعای حضرت را درباره بندگان خود بپذیرد «ولواَنَّهم اذ ظَلَموا انفسهم جاءوک فاستغفُروا الله واستغفرلهم الرسولُ لوجدوا الله تواباً رحیماً »
وهنگامی که به خود گناه وستم کردند ، از کردار خود توبه نموده به خدا وبه تو رجوع میکردند که برای آنها استغفار کنی و از خدا آمرزش خواهی ، البته خدا را پذیرنده توبه ومهربان می یافتند


28- چراشیعیان ازخاک کربلا شفامی طلبندو آن را برای شفا به بیماران خود می خورانند؟
چه اشکالی دارد همان خدائی که در عسل شفا قرار داده است "یخرج من بطونها شرابٌ مختلفٌ الوانُه فیه شفاءٌ للناس "
همان خدائی که در پیراهن حضرت یوسف اثر گذاشته و امر می کند آن را ببرند و روی چشمان پدرش بیندازند وخبرغیبی هم می دهد که چشمان پدرش با انداختن پیراهن روی آنها بینا می شود " اذهبوا بقمیصی هذا فَالَقوه علی وجه ابی یأت بصیراً " و نیز آن خدائی که قادر است در قسمتی از گاو ذبح شده اثری بگذارد که وقتی به انسان کشته شده می زنند زنده شود و قاتل خود را معرفی می کند : " واذ قال موسي لقومه ان الله یأمرکم ان تذبحوا بقرة. "
همان خدائی که در عصای حضرت موسی اثر می گذارد قدرت دارد که در خا ک کربلا اثر گذاشته و آن را برای بیمار شفا قرار دهد.

29 – آيا زيارت قبورپاكان مستحب است ؟
پيامبر خدا (ص) ميفرمايد : به زيارت قبور برويد كه مايهٴ ياد سراي آخرت است ، در جاي ديگر ميفرمايد : به زيارت قبور برويد زيرا در آن براي شما درس عبرت است .
امام رضا (ع) درباره زيارت بارگاه معصومين ميفرمايد : هر امامي عهد وميثاقي بر ذمه دوستان وشيعيان خويش دارد وزيارت قبور امامان ، بخشي ازعمل به اين تعهد است .
رسول خدا (ص) وقتي به بقيع ميرفتند مي فرمودند : درود برشما اي ساكنان خانه افراد با ايمان ،خداوند آنچه را به شما وعده داده فردا به شما عطا فرمايد شما ميان مرگ و رستاخيز به سر مي بريد وما نيز به شما خواهيم پيوست پروردگارا اهل بقيع غرقد رابيامرز
30- آيا زيارت قبور براي زنان ممنوع است ؟
زنان ومردان ، در زيارت قبورعزيزان خود و يا اولياي الهي حكمي يكسان دارند . در كتاب صحيح (مسلم ) آمده كه پيامبر (ص) كيفيت زيارت قبور را به عايشه آموزش دادند .
حضرت فاطمه پس از درگذشت پدر ، به زیارت قبر عموی خود در اُحد میرفت ودر کنار قبر او دو رکعت نماز میگذارد وگریه میکرد .وقتی که عایشه به مکه رفت به زیارت قبر برادرش عبدالرحمان رفت و دو شعر که حاکی از شدت تأثر او بود بر سر مزار برادر خواند وروایات جعلی که می گویند زیارت بر زنان تحریم شده برای ما قابل قبول نیست حتی آنها را توجیه کردند که حدیث منع زیارت زنان مربوط به زنانی است که بیشتر وقت
خود را در قبرستان گذرانده و از این طریق حقوق شوهر خود را پایمال میسازند زیرا پیامبر (ص) واژه " زوارات " بکار برده و همه ما میدانیم که این واژه صیغۀ ي مبالغه است .
31- آیا بنا بر روی قبور جایز است ؟
تاریخ گواهی میدهد که ساخت وحفظ بنا بر روی قبور اولیاء و انبیاء سنت دیرینه انسانی بوده و قبل از اسلام قبور انبیاء بنی اسراییل و غیره همگی دارای بنا بوده ، از طرفی آیین اسلام ابدی و جاودانی است وتا روز قیامت هدایت برای انسانها میباشد ونسلهای بعدی باید به اصالت آن اذعان کنند لذا برای تأمین این هدف باید پیوسته تمام آثار ونشانه های صاحب رسالت (مدفن وی وقبر همسران وفرزندان و صحابه ویاران و خانه هایی که در آنجا زندگی کرده و مساجدی که در آنها نماز گذارده ) را حفظ کنیم و از این طریق گامی در راه بقای دین در اعصار آینده برداریم .
« فی بیوتٍ اَذِن الله اَنْ تُرفَعَ و یُذکر فیها اسمُُه یُسَبِّحُ له فیها بالغُدُّو والاصال »
این چراغ فروزان در خانه هایی روشن است خدا رخصت داده که قدر و منزلت آنها والا گردد ونام او در آنها یاد شود در آن خانه ها بامدادان و شامگاهان تسبیح خدا گویند .
مقصود از بیوت خانه های پیامبران است نه مساجد و منظور از " ترفیع " رفعت ومنزلت وبزرگداشت آنها است و همه میدانیم که پیامبر گرامی (ص) در خانه خود بخاک سپرده شد یعنی در آن نقطه ای که خدا را یاد میکرد و ستایش مینمود . خانه وی به حکم این آیه دارای ارج واحترام بوده بلکه بخشی از بیوت و خانه های مدینه مدفن و آرامگاه شخصیتهای بزرگ است ودر یک کلام صیانت از قبور نشانه مهر ومحبت است وحفظ بناهای مربوط به اولیاء نوعی ترفیع بیوت آنهاست و صیانت ازآثار ، حفظ اصالتهاست و جای شک و تردید باقی نمی گذارد که بنای برقبور امری مطلوب است .
امام صادق (ع) فرمود : " پدرم از پدرش و او از حسین ابن علی و او از علی ابن ابی طالب (ع) نقل میکند که پیامبر(ص) فرمود : ای علی ترا در زمین عراق میکشند ودر آنجا به خاک سپرده میشوی ، علی (ع) میگوید به پیامبر(ص) عرض کردم : کسانی که قبرهای ما را زیارت کنند و در آبادی آن بکوشند و پیوسته به آنجا رفت وآمد کنند چه پاداشی دارند ، پیامبر(ص) فرمود : ای ابوالحسن خدا مرقد تو ومرقد فرزندان تورا بخشی از سرزمین بهشت و قسمتی از خاک آن قرار داده است و خدا دلهای انسانهای بزرگوار و برگزیده از بندگان خود را به شما علاقه مند ساخته است آنان اذیت و آزار را در راه شما پذیرا میشوند قبور شما را آباد میکنند و آنهم برای تقرب به خدا و اظهار دوستی به پیامبر(ص) .

32 – آیا نمازودعا در کنار قبر انبیاء و اولیاء مشروع است ؟
مسلمانان جهان چهارده قرن است که در کنار قبر پیامبر (ص) به پرستش خدا میپردازند اگر نماز در کنار قبور پیامبران مکروه ویا حرام و باطل است پس چرا احدی از صحابه و تابعان و علماء بر این مطلب اعتراض نکرده اند . حضرت فاطمه (س) روزهای جمعه
به اُحد میرفت و قبر عموی خود حمزه سید الشهدا را زیارت میکرد نماز میگذارد ودر کنار قبر او اشک می ریخت . همسر پیامبر (ص) عایشه سالیان درازی پس از آن حضرت زندگی کرد و در حجره ای که بدن پیامبر (ص) را در آن به خاک سپرده بودند نماز میگذارد و احدی به او چنین اعتراضی نکرد .
«حجر اسماعیل » آرامگاه هاجر و فرزند او ، اسماعیل (ع) است وهیچ یک از فقها فتوی نداده اند که نماز در حجر اسماعیل مکروه یا باطل است . نماز خواندن در قبرستان بقیع با وضعیت فعلی مناسب نیست ( گرچه باطل نیست ) و جای مناسب برای نماز ندارد . پس لازم است نمازهای اهدایی ائمه بقیع را در حرم شریف نبوی بخوانیم تا جای قیل و قالی نباشد .

33- آیا مذهب شیعه مذهب گریه و اندوه است ؟
مذهب شیعه مذهب حق طلبی وعدالت جویی و جهاد ومبارزه در این راه است . سرودن اشعار مذهبی همراه با اظهار عواطف و تأثر ، نوعی همدردی و همراهی با شهیدان راه حق است واز این طریق ، خواهان حفظ مکتب آنهاست . مکتبی که اساس آنرا فداکاری در راه دین و تن ندادن به ذلت و خواری تشکیل میدهد . اگر این مجالس تعطیل شود و یاد شهدا در هر سال تجدید نگردد مکتب ایثار و شهادت به فراموشی سپرده میشود . شیعیان با برپا کردن مجالس سوگواری در ماههای محرم و صفر ، منطق حسین ابن علی (ع) را که منطق همه شهداست ، احیا می کنند . گریه ما بر امام حسین (ع) به خاطر آن ظلمها وستمهایی است که بر وی روا داشته ودر دانه پیامبر (ص) با لب تشنه با 72 تن از یاران و خاندانش در کنار نهر آب جان سپرده است . گریه پیامبربرعموی خویش حمزه سید الشهداء ، نه بخاطر این بود که او با فرشتگان همنشین است ، بلکه به خاطر ستم ددمنشانه ای است که براو روا داشتند و هند جگر خوار ، همسر ابوسفیان دستور داده بود شکم او را پاره کنند و جگرش را بیرون آورند تا به دندان خویش آنرا بساید . پیامبر(ص) زنان مدینه را امرمیکند که برحمزه سیدالشهداء بگریند .


34- چرا شیعه به کتابهای دعا بیش از قرآن اهتمام می ورزد؟
در آموزه های دینی که از ائمه اهل بیت (ع) به ما رسیده چنین مطلبی که به دعا بیش از تلاوت قرآن باید بها داد وجود ندارد ، اما روایات زیادی در تأکید برقرائت و حفظ و تلاوت قرآن با صدای خوش رسیده است و در ایران اهتمام فراوانی به این امر در میان مردم حتی نونهالان پدید آمده است توجه ویژه به ادعیه ( رازو نیاز باخدا که از والاترین مراتب عبادت است "الدعا مخ العبادة " )
در میان مردم بیشتر در مورد دعای کمیل و ندبه است که بصورت دسته جمعی خوانده میشود و چنین توهمی را برای وهابیان ایجاد کرده که عنایت به دعا بیش از عنایت به قرآن است .

35- آيا نذر امام حسین (ع) شرک است؟
نذر فقط قرارداد بستن با خداست ونذر امام حسین (ع) یعنی کسی کار خيری را انجام دهد و ثوابش را هدیه می کند برای امام حسین (ع) که هیچ گروهی با این کار مخالف نیست ولی غالباً مردم به خاطر نا آگاهی ، یا خلاصه گوئی می گویند برای امام حسین (ع)،برای پیامبر(ص) در حالی که قصد شان این است آن کار خیر برای خداست وبرای تقرب به اوست اما ثوابش را هدیه می کند مثلاً مي گويد برای تقرب به درگاه الهی متعهد شدم حیوانی را ذبح كنم و ثواب آن را به امام حسین (ع ) اهدا کنم تا از این طریق به درگاه خداوندی تقرب بجویم شاید خداوند بیمارم را شفا دهد.

36- آیا همسران حضرت رسول (ص) جزء اهل بیت هستند؟
خیر در اصطلا ح شرعی منظور از اهل بیت افراد خاص هستند که درحدیث کساء آمده که حضرت در مورد آنها فرمود «انَّ هوٰلاء اهل بیتی » وآیه تطهیر درشان آنها نازل شده است «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً »

37- آیا شیعه همسران پیامبر را قبول ندارد؟
اینطور نیست . اما کسانی که به جنگ حضرت علی (ع) رفتند مانند جنگ جمل (که رسول خدا (ص) در مورد پنج تن آل عبا فرمود :" اَنَا حَرْبٌ لِمَن حاربتُم و سلم لمن سالمتُُم" ) شیعه به آنها اعتراض دارد .
در سوره تحریم /10 در مورد زنان حضرت لوط و حضرت نوح آیه آمده و خطای زن پیامبر نشانه ضعف پیامبر نیست.

38- آیا ازدواج دختر حضرت علی (ع) با عمر صحیح است و این نشانه صمیمیت است؟
از نظر منابع ، قطعی و مسلّم نیست و اگر هم باشد دلیل بر حسن اعتماد نیست و تمام پدر زنها با دامادها موافق نیستند واین طور نیست که همیشه یکدیگر را قبول داشته باشند و شاید که به خاطر علّتی بوده مثلاً دفع مفسدهٴ بیشتر چنانکه حضرت لوط برای پیشگیری ازیک گناه بزرگتر پیشنهاد داد كه دخترانش را به ازدواج قومش در آورد .
"هولاء بناتی هُنَّ اطهرُلکم " و معنا یش این نیست که به آنها اعتماد داشت و نظر حضرت علی (ع) در مورد خلفاء همه جا ثابت است و نیازی به این توجیهات ضعیف نیست . در هر حال نمی توان پذیرفت کسی که درب خانه زهرا( س) را آتش زد و متجاوزاست از دختر زهرا( س) خواستگاری کرده و پدر و کسان دختر با دست ودل باز ،دسته گل زهرا را به وی اهدا کرده باشند . خلفیه سوم دارای همسری مسيحی بنام نائله بود آیا این دلیل براین است که عثمان مسیحی شده است

39- آیا شیعه معتقد به تحریف قرآن است ؟
خیر هیچ زیاده و نقصانی در آن صورت نگرفته «انّا نحن نزّلنٰا الذکروانّا له لحافظون »1 قرآن بهترین متن ادبی است وزیربنای تفکر مسلمین است ، تنظیم وترتیب آن توسط شخص پیامبر(ص) با راهنمایی جبرئیل و به دستور خداوند انجام شد و حضرت متوجه بودند که امتهای قبل، دین و کتب خود را تحریف کردند لذا مردم را تشویق به قرائت و حفظ وتعلیم آن می کردند و ثوابهای خواندن قرآن را بیان نموده واین باعث شد كه معجزه ايشان نزد مردم اهمیت زیادی پیدا کند . اگر تحریف در قرآن راه یابد تمسک به آن موجب هدایت ورفع گمراهی نمی شود (در حالی که حدیث ثقلین به آن اشاره دارد ) و این نتیجه بانص روایت سازگار نیست.

40- بداء چیست؟
بداء ظهور بعداز خفاء است . همچنین به دگرگونی مسیر طبیعی سرنوشت یک انسان در پرتو رفتار صالح و پسندیدهٴ وي اطلاق می گردد . از نظرقرآن انسان در مورد سرنوشت خود دست بسته نیست " انّ الله لا یُغَیِّرمابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم "
بداء برای ما حاصل می شود نه برای خدا چون خود می فرماید " یمحوالله مایشاء و یُثبت وعنده امُّ الکتاب "1همانطور که مساله توبه و شفاعت انسان را از نومیدی و سردی زندگی نجات می دهد حقیقت بداء نیزموجب نشاط میگردد واورابه آینده ای روشن امیدوارمیسازد وهمیشه انسان باید در تمامی لحظات به خداوند توکل کند.
قوم حضرت یونس براثر نا فرمانی مستحق عذاب شدند و حضرت یونس به آنان از نزول عذاب خبر داد آنها رو به صحرا نهاده و گریه وزاری کردند و خداوند توبه آنها را پذیرفت و عذاب بر طرف شد .

41- حقیقت مُصحف امام علی( ع) را بیان کنید؟ و آیا مصحف با کتاب علی (ع) فرق می کند؟
مقصود از مصحف علی (ع) جمع آوری قرآن به ترتیب نزول است یعنی آن قرآنی که به دستور خدا و راهنمائی جبرئیل در زمان پیامبر تنظیم شده بود به ترتیب نزول نبود حضرت علی (ع) به دستور پیامبر بعد از وفات ایشان مشغول تنظیم قرآن به ترتیب نزول شدند و بعد آن را ارائه کردند اما مسلمانها نپذیرفتند (و این کوچکترین منافاتی با صیانت قرآن از تحریف ندارد)
کتاب علی (ع) چیزی است که امیرمؤمنان (ع) در حال حیات رسول خدا (ص) آنچه از پیامبر(ص) از حلال و حرام و دیگرمطالب می شنید ، همه را می نوشت و.این کتاب دست به دست در خاندان رسالت می گشت و احیاناً امام باقر(ع) وامام صادق (ع ) با مراجعه به آنها احکامي را بیان می کردند.

42- حقیقت مصحف فاطمه( س) چیست؟
مجموعه مطالبی که (اطلاعات عمومی راجع به مؤمنین و گذشته و حال و آینده و ساکنان زمین و آسمان ) آن فرشته جهت تسلی خاطر حضرت فاطمه در مرگ پدر فرموده و حضرت علی (ع) آن را نوشته اند و این ربطی به اعجاز و قرآن و تشریعات دین ندارد و راجع به حلال و حرام و احکام دین نیست و آن نزد حضرت علی (ع) و بعد هم به فرزندانش منتقل شد و امروز در دست امام زمان (عج) است.

43- سخن گفتن فرشته با دختر پیامبر(ص) فاطمه(س) چگونه قابل توجیه است ؟
سخن گفتن فرشتگان اختصاص به پیامبران ندارد بلکه انسان می تواند به درجه ای از کمال برسد که توان شنیدن صدای فرشتگان را پیدا کند و سخن گفتن فرشتگان با فرد نشانه نبوّت و رسالت اونیست. سخنان فرشته با مادرمسیح ، حضرت مریم در قرآن آمده است : « واذ قالت الملائکۃُ یا مریمُ اِنَّ الله اصطفاکِ وطَهّرکِ و اصطفاکِ علی نساء العالمین »1
و یا سخن گفتن فرشتگان با همسر حضرت ابراهیم ،جناب هاجر
«قالوا اَتَعْجَبینَ من امْرالله رحمت الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدٌ مجیدٌ »
به او گفتند آیا از فرمان و اراده خدا در شگفت هستی ، رحمت اووبرکات او برشما خاندان نبوت باد و چون حضرت فاطمه (س) از این کمال برتر برخوردار بودند یکی ازاسامی ایشان محدّثه روایت شده است .

44- چرا شیعیان فرزندان علی بن ابیطالب (ع) (حسن و حسین (ع)) را فرزندان رسول خدا( ص) می خوانند؟
قرآن فرزندان صُلبی انسان را فرزندان او میداند (اعم از دختريا پسر) مثلاً حضرت عیسی (ع) را از فرزندان حضرت ابراهیم (ع ) می شمارد در حالی که عیسی فرزند مریم است واز طریق مادربه ابراهیم می رسد. انعام /84 ،85 و یا آیه مباهله
«فمن حاجّک فیه من بعد ماجاءک من العلم فقل تعالو ندع اَبناءنا و اَنباءکم .... »
همه دانشمندان اتفاق نظر دارند که در روز مباهله امیرمؤمنان(ع) و فاطمه زهرا(س) و حسنین (ع) بودند پس مقصود از" اَبناءنا " در سخن رسول خدا (فرزندان ما فقط حسنین (ع) می باشند . در جای دیگر رسول خدا فرمود : "هذان اِبنای مَنْ اَحَبَّهما فقدا حبنّی " حسن و حسین (ع) دو فرزند من هستند هرکه آن دورا دوست بدارد مرا دوست داشته است .

45- چرا حضرت علی(ع) بعضی از فرزندان خود را بنام خلفاء گذاشتند؟
باید توجه نموده اسامی خلفای سه گانه ، اسامي مخصوص این سه نفر نبود بلکه این اسامی قبل از اسلام و بعد از اسلام در میان عرب شایع و رایج بود و این نامگذاری هرگز دلیل برعلاقه به مقام خلافت واداره کنندگان آن نیست و حسن اعتماد را نمی رساند.
در ایران ما شاه بنام "محمدرضا" منفورترین انسان بود ولي در عین حال این مانع از آن نبود كه اسم محمد رضا از نامهای رایج ومحبوب میان مردم نباشد .
بنابراین نمی توان بایک اسم گذاری همه آنچه که در تاریخ از ظلم و ستم بر اهل بیت (ع) آمده انکار نمود .

46- منظور از رجعت چیست؟
یعنی برگشتن وزنده شدن که بخش عمومی آن در قیامت است و خصوصی آن در همین دنیاست و خداوندی که قادراست درآخرت همه را زنده کند به طریق اولی می تواند در دنیا زنده کند.
مثل داستان عُزیرکه در قرآن آمده «فَاََماته الله ماۃ عامٍ ثم بعثه » خداوند اورا صد سال میراند وبعد اورا زنده کرد . یا جریان گاوبنی اسرائیل «فقل نضربوه ببعضها » (جزئی از بدن گاو کشته شده را به بدن آن مرده بزنید زنده می شود ). و یا معجزه حضرت عیسی در کتابهای اهل سنت است که از رسول خدا (ص) نقل می کنند که هر چه در امتهای قبل اتفاق افتاده مشابه آن در امت من رخ می دهد.
همزمان با نهضت جهانی مهدی موعود (ع) گروهی از انسانها پس از مرگ و پیش از روز رستاخیز به دنیا باز می گردند.

47- انسان فقط بنده خداست پس چرا شیعیان کلمات عبدالرسول ،عبدالحسین بکار می برند؟
کلمه عبودیت در معانی مختلف به کار می رود
1- عبودیت در مقابل الوهیت (به عبارتی مملوکیت انسان در مقابل خداوند است ) همان عبودیتی که حضرت مسیح فرمود :" اِنی عبدالله آتانی الکتاب و جَعَلنی نبیّاً "
من بنده خدایم او کتاب آسمانی به من داده و مرا پیامبر قرار داده .

2- عبودیت قرار دادی (که در میدان جنگ از پیروزی انسانی برانسان دیگر بدست می آید) « وانکحوالاَیامیٰ منکم و الصالحین من عِبادکم و اما ئِکم ...
"مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید ، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را ... "
در این آیه خداوند اسیران جنگی را بندگان و كنیزان مسلمان می داند ومی فرماید "عِبادکم واما ئِکم " در این جا کلمه "عبد" به نام غیر خداوند اضافه شده .

3- عبودیت به معنای اطاعت و و فرمانبرداری (در کتاب لغت آمده ) و الفاظ عبدالرسول و عبدالحسین به همین معناست یعنی مطیع ایشان زیرا اطاعت از پیامبر(ص) و اولی الامر واجب است . «اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامرمنکم » .
" اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولی الامر (اوصیای پیامبر) را" ، در نتیجه انسان می تواند در عین حالی که عبد خدواند است ، مطیع پیامبر (ص) و مطیع اوصياي پیامبر نیز باشد و این دو با هم منافاتی ندارند.

48- آیا صلح امام حسن (ع) با معاویه نشان دهنده حسن روابط اهل بیت با معاویه نبود؟
امام حسن (ع) خواهان صلح نبود بلکه بخاطر خستگی مردم عراق پس از سه جنگ جمل و صفین و نهروان از یک طرف و وجود عناصر متضاد در سپاه امام از طرف دیگر و خیانت فرماندهان او از طرف سوم سبب شد که صلح بر امام تحمیل شود.
امام حسن (ع) در یکی از سخنان خود فرمود"... اگر یارانی داشتم ، شبانه روز با او (معاویه ) می جنگیدم تا کار یکسره شود .

49- آیا ابوطالب با ایمان از دنیا رفت ؟
اتهاماتی که به ایشان نسبت داده اند پایه واساسی ندارد و بخاطر اهداف سیاسی برضد اهل بیت بوده امام صادق (ع ) فرمود : مَثل جناب ابوطالب در اُمت مَثَل اصحاب کهف بود که ایمان خود را پنهان می کردند و ایشان در تمام حالات تا زمان وفات بزرگترین حامی رسول خدا(ص) بود .
رفتار و گفتار او با پیامبربیانگر ایمان اوست و نقل اصحاب شاهد براین مدعاست .
مخالفان امیرالمؤمنین (ع) چون نقطه ضعفی در آقا پیدا نکردند که به ایشان ضربه بزنند به پدرایشان اشکال وارد کردند در حالي كه دفاعش از رسول خدا در برابر كفار ومشركين ، برخورد با جسارت كنندگان حضرت ، همراهي با رسول خدا در جریان محاصره اقتصادی برکسی پوشیده نیست .

50- آیا حضور شیعیان در جماعت اهل تسنن دلیل بر حقانیت اهل تسنن است؟
حضور شیعیان به منظور درک ثواب تألیف قلوب و نشان دادن وحدت مسلمانان در برابر کفارودشمنان اسلام و مسلمین است و دلیل بر حقانیت آنها نیست .
رسول خدا(ص) تاسال دوم هجرت به سمت بیت المقدس نماز می خواندند یهودی هائی که در مدینه و اطراف آن بودند گفتند دین ما یهودیها حق است و محمد (ص) دین یهود را قبول دارد و دلیل آنها این بود که رسول خدا (ص) به سمت بيت المقدس نماز می خوانند ولی طولی نکشید که خدواند با آیه شریفه« فَوَلِّ وجْهَک شطر المسجد الحرام .. .» روی خودرا به سمت مسجد الحرام بگردان (اشاره به تغییر قبله ) بطلان ادعای یهود را ثابت کرد. در جای دیگر خدواند به رسول الله (ص) امر می کند :«قل یااهل الکتاب تعالوا الی کلمۃ سواء بَیْنَنَا وَبَیْنَکم اَنْ لا نعبدَ الالله ولانُشرک به شیئاً » به اهل کتاب بگو بیایئد بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است با هم با شیم ودر یک صف بايستيم که جز خدا را نپرستيم .

51- چرا عده ای از اهل تسنن ، شیعیان را متهم به بدعت گذاری می کنند و خود را مبراّی از آن می دانند؟
اهل تسنن حجاز، بدعت را چنین معنی کرده اند :«بدعت ، هر چیز تازه است که در گذشته مانند نداشته است » عده ای از آنان مدعی هستند هرعملی که در زمان رسول خدا(ص) ودر عصرصحابه نبوده وانجام نداده اند نباید انجام داد و بطور کلی هر عمل دینی که بعد از رسول خدا( ص) واصحاب آن حضرت ،رایج شده و حادث و تازه است ، بدعت و حرام است و موجب شرک و کفروخروج از دین است و اگراینها را ملاک قرار دهیم باید بگوئیم برخی کارهایي که خود آنها انجام می دهند بدعت خواهد بود (زیرا در زمان رسول خدا(ص) و صحابه چنین اموری وجود نداشته )
1- نسبت شرک و کفردادن به مسلمانان (مسلمانان مدینه عثمان را کشتند و جنازه اش را در قبرستان یهودیان دفن کردند در عین حال یکدیگر را تکفیر نکردند و نسبت شرک و کفر به هم ندادند) .
2- اموری که نسبت به قبرستانهای بقیع ،اُحد ،ابوطالب مرتکب می شوند بدعت است (برای قبرستانها درودیوار گذاشته اند ، درب قبرستانها در ساعات محدودی بازاست،از زیارت کردن اهل قبور مانع می شوند ، تابلو داخل قبرستان و خارج آن نصب کرده اند ، مأمور در قبرستان گذاشته و زائرین را در مضیقه قرار می دهند)
3- نماز برمرده خواندن درمسجد الحرام و مسجدالنبی (بعد از نمازها معمولاً یک یا چند جنازه را داخل مسجدالحرام و مسجد النبی می آورند و برآنها نماز می خوانند ) .

4- سفره انداختن وغذا خوردن در مسجدالحرام و مسجدالنبی (ص) خصوصاً در ماه مبارک رمضان (هنگام نماز مغرب موقع افطار سفره های متعدد پهن می كنند)
5- راه دادن زنها هر روز چند نوبت برای زیارت قبوردر مسجد النبی و منطقه روضه (در حالی که خودشان رفتن زنها را به زیارت اهل قبور دربقیع و سایر جاها ممنوع و حرام می دانند) .
6- اذان گفتن قبل از طلوع فجر که گفتن آن به عنوان دستور شرع بدعت و حرام است .
7- گفتن " الصلواه خیرمن النوم" در اذان صبح .
8- با دست بسته نماز خواندن بدعت و حرام است.
9- سجده برفرش بدعت و حرام است .
10- درحال سلام دادن نماز صورت را ازسمت قبله برگرداندن بدعت و حرام است .
11- عدم رعایت اتصال صفها درنماز جماعت بدعت و مبطل نماز است .
12- نافله های شبهای ماه مبارک رمضان را به جماعت خواندن (به نام نماز تراویح) بدعت و حرام است .
13- روز جمعه برای نماز جمعه دو اذان گفتن بدعت و حرام است .
14- در نماز بر اموات چهار تکبیر می گویند .
(تمام اين موارد درزمان رسول خدا (ص) نبوده و جدید است )


52- آیه « و اعلموا انّما غنمتم من شیًٴ » در مورد غنایم جنگی است چرا از آن برداشت خمس می شود ؟
کلمه "غَنِم" چه کسی گفته فقط مربوط به غنایم است (غنم)در لغت یعنی رَبِحَ (سود کرد) و شامل موارد هفتگانه خمس می شود . حتی خود آنها می گویند باید خمس گنج را پرداخت ، پس معنای آیه شریفه 41سوره انفال چنین است: " بدانید هرگونه بهره و فایده ای بدست آوردید خمس آن برای خدا وبرای پیامبر و برای نزدیکان و یتیمان ومسکینان وواماندگان درراه است اگر به خدا و آنچه بربندهٴ خود در روز جدائی حق از باطل ، روز درگیری دو گروه (با ایمان و بی ایمان ) نازل کردیم ،ایمان آورده اید و خدواند برهر چیزی تواناست .

53- آیا رسول خدا (ص) درمورد ایرانیان نیز سخن گفته است ؟
در صحیح مسلم است که وقتی سوره مبارکه جمعه نازل شد و رسول الله (ص) اين آیه را قرائت فرمود «و آخرین منهم لّما یَلحقوا بهم » " و نیز بر جماعتهائی دیگر از ایشان که هنوز به آنها نپیوسته اند " مردی از حاضرین گفت : " یا رسول الله مراد از آخرین در این آیه چه کسانی هستند ..." حضرت فرمود : سلمان فارسی حاضر است ؟ پس دست مبارک خود را برسلمان گذارد و فرمود : "اگر ایمان در ثُرّیا باشد مردانی از اینها به آن دست می یابند "
درهمین کتاب ازابوهریره نقل می کند که رسول الله(ص) فرمود:" اگردین نزد ثُریا باشد مردی ازفارس یا مردانی ازفارس به آن دست می یابند ".























بخش پنجم:
احکام فقهی تشیع
و تسنن در قالب
پرسش و پاسخ




54- چرا شیعه در صلوات ،ال محمد را می آورد اما اصحاب پیامبر را نمی آورد؟
چون رسول خدا(ص) فرمودند این طور صلوات بفرستید وبعضي درصلوات گفتند " صلي الله عليه وسلم " آقا فرمودند اين طور صلوات نفرستيد بلکه بگوئید «الهم صل علی محمد وعلی ال محمد"
فرستادن درود بر والاترین انسانها ،عملی خدا پسندانه است که خداوند خود براین کار سبقت گرفته و فرشتگان و مؤمنان را فرمان داده که براو درود بفرستند :« اِنّ الله وملائکتَه یُصلون علی النبی یاایها الذین امنوا صلوا علیه وسلّموا تسلیماً »
بعد حضرت فرمودند : همانطورکه برابراهیم وال او صلوات می فرستید : " کما صَلّیتَ علی ابراهیم وال ابراهیم ". واین صلوات پائین ترین مرتبه اظهارمودت به خویشاوندان پیامبر(ص) است که خداوند درقرآن بدان امرکرده است.

55- آیا نماز جماعت واجب است؟
احمد بن حنبل می گوید تمام نمازهای پنچ گانه واجب است که با جماعت خوانده شود اما در فقه امامیه نماز جماعت مستحب موکد است بویژه صبح ومغرب .
به فتوای اکثرمراجع وقتی که در مسجد الحرام یا مسجد النبی (ص) نماز جماعت برپا می گردد مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید در نمازجماعت شرکت کنند . اهل تسنن روایتی ازعثمان بن عفان آورده اند که اگر کسی بدون عذرازمسجد خارج شود، (ودر نماز جماعت شرکت نکند ) اومنافق است لذا نسبت به این مسأله حساسیت خاصي دارند.

56- جمع خواندن نمازها (مثل ظهروعصر باهم ،مغرب و عشاء با هم ) برای چیست؟
چون رسول خدا(ص) هم درعرفات هم درمشعرالحرام در موقع بجا آوردن مناسک حج وهم در مدینه جمع بین نمازها کرده اند و این درکتاب صحیح مسلم آمده است .
احمد بن جنبل در مُسند خویش (1/221) از ابن عباس روایت می کند : پیامبر در مدینه در حالی که مقیم بود نه مسافر ،7و8 رکعت خواند (یعنی بین مغرب وعشاء و بین ظهر و عصر جمع فرمود.)
اهل سنت قائل به وقت مشترک نیستند و معتقدند که هرنماز فقط وقت مخصوص دارد مثلاً نماز ظهر وقت مختص آن از اول زوال است تا سایه شاخص به اندازهٴ آن گردد و نمی توان نمازعصررا دراین وقت بجا آورد درحالی که شیعه می گوید نمازهاي ظهروعصرو مغرب و عشاء علاوه بروقت مخصوص ،وقت مشترک نیز دارند که درآن وقت هر دو نماز جایز است.



57- چرا شیعه در وضو دستها را از بالا می شوید؟
هیچ کدام از اهل سنت فتوا نداده اند که این طور وضوگرفتن باطل است و مورد اختلاف از پائین به بالاشستن است. در سوره مائده آیه 6 آمده : «یا ایها الذین امنواذا قمتم الی الصلواۃ فاغسلوا وجوهكم وایدیكم الی المرافق »ای افراد با ایمان هرگاه برای نماز بپا خاستید صورت و دستهای خود را تا آرنج بشوئید یعنی باید دستها تا آرنج شسته شود نه کمترونه بیشتروآیه شریفه اشاره به کیفیت شستشوی دست نمی کند (که از بالا باشد یا از پایین ) و این عرف و عادت است که معمولاً از بالا به پائین می شویند مثلا اگر انسانی به نقاشي بگوید این اتاق را تا سقف رنگ کن هیچ گاه از پائین دیوار آغاز نمی کند بلكه از بالا شروع کرده تا به پائین برسد . (کلمه «تا» در زبان فارسی ، و یا «الی » در زبان عربی ناظر به بیان مقدار محل عمل است نه کیفیت انجام عمل )

58- چرا پاهای خود را بجای شستن مسح می کنید؟
در سوره مائده آیه 6 آمده «اذا قمتم الی الصلوه فاغسلوا وجوهَکم وایدیَکم الی المرافق و امْسَحوا برٶسکم واَرْجُلَکم الی الکعبین » یعنی دست بکشید به سرها و پاهایتان حنفی ها ترتیب در وضو را هم لازم نمی دانند . دوعامل سبب پیدایش انحراف از ظاهر آیه شده است ، یکی حکومتها مخصوصاً حجاج بن یوسف که اصرار می ورزید باید پاها شسته شوند زیرا آلودگی پاهای نماز گزاران که غالباً پابرهنه بودند بسیار ناراحت کننده بود و دیگر مصلحت اندیشی را برظهورآیه مقدم کردند.

59- ترتیب و نظم در صفوف نماز جماعت اهل سنت را بیان کنید؟
در فقه اهل سنت وارد شده که انسان هنگام شروع نماز خوب است نظر افکند به سمت راست خود وبگوید " اِسْتَووا یرحَمُکم الله " یعنی صف را مساوی و منظم کنید و بعد نظر به سمت چپ اندازد و همین را تکرار کند و باید کتفها باهم مساوی و پاها دریک ردیف باشند .
امام جماعت خوب است قبل از شروع نمازاین کاررا انجام دهد و بگوید «اعتدلوا وسوّوا صفوفكم» آنها اتصال صفوف را در مکان واحد لازم نمی دانند اما شیعیان سعی می کنند جائی بایستند که اتصال برقرار باشد.

60- کیفیت اذان واقامه اهل سنت را بیان کنید :
اذان اهل سنت « حیّ علی خیر العمل» (2 مرتبه ) ندارد و دراذان صبح بجای آن «الصلواۃ خیرٌمن النّوم» می گویند . دراذان و اقامه شیعه به عنوان شعار 2 مرتبه «اشهد انّ علیاً ولی الله » گفته می شود اقامه اهل سنت به جز «الله اکبر» و «قد قامت الصلوۃ» بقیه همه یک مرتبه گفته می شود اما شیعه همه جملات را دو مرتبه می گوید مگر «لااله الا الله » آخر که یک مرتبه گفته می شود .
یک ساعت پیش از وقت نماز صبح اذان گفته می شود.(برای خواندن نماز شب ) .اذان دوم زمانی است که فجر طلوع می کند (ودر این اذان «الصلوه خیرٌ من النوم » گفته می شود) و موقع خواندن نمازصبح است آنها وقت شرعی مغرب را هنگام غروب قرص خورشید می دانند که بعضی از فقهای شیعه هم چنین نظری دارند و بعضی می گویند وقت مغرب موقعی است که سرخی طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود از بین برود.

61- آیا گفتن "اشهد ان علیّا ولی الله" بدعت نیست؟
بدعت اضافه کردن آن چیزی است که دردین نمی باشد اما اگر جزء دین قرارنداد این بدعت نیست . مثلاً شهادت بوحدانیت که میدهد می گوید جلّ جلاله، شهادت به رسالت که می دهد صلوات می فرستد و شهادت به ولایت حضرت علی (ع) می دهد اما نه به قصد جزئیت در اذان که این صحیح است بلکه مستحب است دراثبات اینکه حضرت علی (ع) ولی خداست گذشته از حدیث متواتر غدیر، روایات متواتری که پیامبر (ص) کراراً فرموده است : «یاعلی انت ولی کلّ مؤمن » .
قرآن مجید برولایت حضرت علی (ع) تصریح کرده است و می فرماید : آیه ولایت :
«انما ولیکم اللهُ و رسولهُ والذین امنوا الذین یقیمون الصلواة ویوتون الزکاة وهم راکعون "
"تنها ولی و سرپرست شما خداست و پیامبراو و آنها که ایمان آورده اند و در حال رکوع زکات می دهند ".

با توجه به اینکه پس ازرحلت رسول خدا( ص) امیرالمؤمنین رابطور کلی کنار گذاشته بودند تا جائی که نفرین را هم برآن حضرت روا می داشتند فرزندان ایشان برای اینکه یادشان را زنده نگهدارند و مقام وموقعیت ایشان را در اسلام بیان کنند این جمله را شعار خود ساختند.

62- چرا شیعیان در اذان و اقامه ذکر« حیّ علی خیر العمل »را اضافه می کنند ؟
در اذان شیعه ، پس از "حیّ علی الفلاح " دوبار «حیّ علی خیر العمل » گفته می شود . در روایات ائمه اهل بیت (ع) این جمله جزء اذان معرفی شده در حالی که در اذان کنونی اهل سنت چنین جمله ای نیست ،روایات و شواهد زیادی وجود دارد که این جمله جزء اذان بوده حتی در عصر ابوبکر نیز به همین شیوه اذان می گفتند و چون در عصر خلیفهٴ دوم « مصلحت اندیشی » رواج بیشتری داشت ، چه بسا برحکم خدا در قرآن و سنت مقدم شمرده می شد . او دستور داد که گفتن "حیّ علی خیر العمل را ترک کنید تا مردم به بهانه اینکه نماز بهترین عمل است ، جهاد را ترک نکنند ". و عُمر نخستین فردی بود که این فصل از اذان را (که در زمان رسول خدا (ص) جزء اذان بوده است ) ترک کرد .

63- چرا شیعیان در اذان صبح جمله " الصلواةُ خیرٌمن النوم" نمی گویند ولی اهل تسنن آن را می گویند ؟
درفقه شیعه ودر روایات اهل بیت (ع) این جمله وجود ندارد واز نظر محققان بعداً به اذان اضافه شده ، مالک در کتاب موطأ نقل می کند موذن عمر سراغ او آمد تا اورا برای نماز ببرد اورادرخواب یافت او گفت "الصلوة خیٌر من النوم" نمازبهتراز خواب است .
عمر از این جمله خوشش آمد و گفت آن را در ندای اذان صبح قراردهید در فقه حنبلی به این جمله تثویب (چیزی که نبوده بعدها حادث شده ) می گویند.

64- چرا شیعه دست بسته نماز نمی خواند؟
طبق نظر تمام فرقه ها نماز بادست باز صحیح است ، مالکی می گوید بهترآن است که نماز واجب رابا دست باز بخواند وروایت آنها درصحیح مسلم آمده که دستور به این کارداده شده و از رسول خدا (ص) نقل کرده اند و اگر هم به عنوان ادب و احترام باشد درهر قوم وملتی ادب واحترام فرق می کند مثلاً ژاپنی ها ، چینی ها ،آفریقائی ها و اروپائی ها به یک نحو ادب و احترام نمی کنند و این باعث می شود صورت نماز بهم بخورد.
امام صادق (ع) می فرماید :" این عمل تکفیر است (یعنی تعظیم در مقابل پادشاهان ) و نباید انجام شود" امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود :" مسلمان دستهایش را در نماز جمع نمی کند ودر حالی که در مقابل خدای عزّوجلّ ایستاده است تشبّه به اهل کفر (یعنی مجوس ) نمی ورزد " .

از رویات استفاده می شود که مستحب است درحال ایستادن دستها را روی رانها بگذارند.

65- چرا از مهر استفاده می کنید ؟
مهر غیر از خاک نیست و سجده برخاک طبق نظر همه صحیح است و باید به چیزی سجده کرد که سجده برآن صحیح است و زمان رسول خدا( ص) اگر حصیر بوده از شاخه های نخل بوده که سجده برآن صحیح است نه مثل قالی یا موکت و یا خوردنی یا پوشیدنی فرمودند: «جُعِلَتْ لی الارضُ مسجداً و طهوراً»
(برای من زمین محل سجده و طاهر کننده قرار داده شد) و خاک کربلا اگر از خاکهاي دیگر افضل نباشد کمتر هم نیست . به جهت رعایت نظافت و سهولت جابجا نمودن و همراه داشتن خاک ،آن را به صورت مهر در می آورند تادر نماز برآن سجده کنند .
فرق است بین «السجود لله » و«السجود علی الارض » به عبارتی ما با سجده برزمین به خدا سجده می کنیم و سجده مابر مُهر وتربت است نه برای مُهر و تربت .
امام صادق (ع) فرمود: چون سجده خضوع واطاعت برای خداوند است ، شایسته نیست بر خوردنی ها و پوشیدنی ها صورت گیرد زیرا دنیا پرستان بردگان خوراک و پوشاکند در حالی که انسان به هنگام سجده در حال پرستش خدا بسرمی برد پس سزاوار نیست پیشانی خود را برآنچه که معبود دنیا پرستان خیره سراست قرار دهد.

66- آیا " بسم الله" جزء سوره است و باید آن را بلند گفت؟
در فقه شیعه " بسم الله الرحمن الرحیم "جزء سوره می باشد (جزء سوره های قرآن است مگر سوره برائت)و بلند گفتن آن در نمازهای جهریه واجب است ودر بقیه مستحب می باشد اما اهل تسنن می گویند «بسم الله » جزء سوره نیست پس واجب نیست آن را بگویند بلکه مستحب است و بعد هم می گویند امام جماعت نباید «بسم الله » را بلند بگوید بلکه باید آهسته قرائت نماید.

67- چراشیعیان بعد ازتمام شدن سوره حمد«آمین » نمی گویند و اهل تسنن می گویند ؟
احکام اسلام توقیفی است یعنی باید به همان کیفیتی که شارع مقدس دستور داده است انجام داد و جایز نیست چیزی کم وزیاد کرد ودر خصوص گفتن " آمین" در نماز ثابت نشده که رسول خدا (ص) يا ائمه (ع) آمین گفته باشند بلکه در روایات معتبر است که امام صادق (ع) فرمود :
هر گاه پشت سر امام جماعت نماز می خوانی و اوسوره حمد را خواند بگو « الحمد لله رب العالمین » و" آمین " نگو .
در فقه شیعه آمین جزء نماز نیست و گفتن آن بعد از حمد به قصد جزئیت ، بدعت است و بنابر مشهور موجب بطلان نماز است ولی اهل تسنن "آمین" رابعد از حمد مستحب می دانند.


68- چرا اهل تسنن در نماز جماعت بعد از رکوع توقف طولانی دارند و بعد به سجده می روند ؟
چون ذکر بعد از رکوع آنها طولانی است «سمع الله لمن حمده ، ربّنا و لک الحمد ،حمداً طیباً کثیراً مبارکاً فیه مِلاءُ السموات و مِلاءُ الارض و مِلاءُ ما شئتُ من شیء » و امام جماعت این ذکر طولانی را می گوید موجب می شود زائرانی که اطلاع ندارند به سجده روند و این موجب نا هماهنگی در صفوف جماعت می شود .

69- جلسه استراحت چیست وآیااهل سنت آن را انجام میدهند؟
بعد ازسجده دوم دررکعت اول و سوم ونیز بين هردوسجده لازم است اندکی استراحت کنیم سپس برای رکعت بعدی قیام نمائیم که به این عمل "جلسه استراحت " گویند . درفقه شیعه این عمل لازم است اما دربین اهل تسنن دراین مسئله اختلاف است وحنبلیها می گویند لازم نیست بلکه مستحب است وپس ازسجده بلافاصله بر می خیزند.مامیتوانیم جلسه استراحت را انجام دهیم به طوری که ناهماهنگی در جماعت ایجاد نشود.



70- چرا شیعیان درتمام نمازها قنوت میخوانند اما اهل تسنن بطورمحدودی ودرموارد خاصی قنوت میخوانند ؟
در کتابهای شیعه روایات معتبری ازرسول اکرم (ص) وائمه (ع) وارد شده بر استحباب وفضیلت قنوت درتمام نمازها و شیعیان طبق آن روایات عمل کرده ودرتمام نمازها قنوت میخوانند .
ولی اهل تسنن باوجود روایات معتبری که رسول خدا(ص) درنمازها خصوصاً مغرب وعشاء قنوت میخوانده اند در عین حا ل اختلاف نظر دارند و" قنوت عندالنازله" (درصورت نزول بلا یا بروزهرمشکلی برای مسلمانان) راجایز میدانند وچنین استدلال میکنند:
طبق نقل مورخان پیامبراسلام (ص) گروهی از مسلمانان را برای دعوت قبیله"بنی سلیم" به اسلام نزد آنان فرستاد ولی آنان مبلغان اسلام را ناجوانمردانه کشتند(فاجعه بئرمعونه)ازاین رو پیامبر بمدت یک ماه در نمازهای صبح ، ظهر،عصر ،مغرب وعشا قنوت میگرفت وآنان را لعن ونفرین میکرد بعدازآن مسلمانان از این روش پیامبرپیروی می کردند وهنگام نزول بلا ویا بروزگرفتاری ومشکل بزرگ برای مسلمانان درنمازقنوت می گرفتند ودرآن برای پیروزی ورفع گرفتاری مسلمانان دعا، وبردشمنان اسلام لعن ونفرین می کردند.اهل سنت گاهی قنوت را پس از رکوع بجا می آورند.

71- تجافی چیست وآیا اهل سنت تجافی دارند؟
اگر انسان در رکعت دوم به جماعت برسد واقتدا کند( وبه عبارتی بین مأموم وامام جماعت یک رکعت اختلاف باشد مثلاً امام جماعت رکعت دوم وماموم رکعت اول باشد) فقهای شیعه فرموده اند احتیاط آن است که موقع خواندن تشهد انگشتان دست وسینهٴ پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند به این عمل تجافی می گویند و اهل سنت چنین عملی را ندارند واگر در چنین حالتی به جماعت رسید یم به جهت تبعیت در جماعت آنان تجافی نکرده وبه حالت تشهد می نشینیم .

72- چرا شیعیان در حالت تشهد دستها را روی رانها می گذارند وانگشتها را به هم میچسبانند اما اهل سنت انگشت سبّابهٴ خود را در حال تشهد حرکت می دهند؟
شیعیان آداب ومستحبات نماز را از روایات اهل بیت (ع) وعمل آنها گرفته ومطابق دستور رسول خدا (ص) عمل میکنند ولی اهل سنت بر خلاف این عمل می کنند وروایتی را از کتاب صحیح مسلم نقل می کنند که رسول خدا (ص) در تشهد نمازبا انگشت سبابه اشاره کرد .
اما درتوجیه ومقصود ازآن اختلاف دارند ودر کیفیت آن نیزباهم اختلاف دارند .
مالکی ها گفته اند : در حال تشهد مستحب است انگشت سبابه را بطور مکرّر حرکت داد .
حنفی ها گفته اند: در آخر تشهد در حال گفتن"لا اله" انگشت را به طرف بالا ببرند ودر حال گفتن"الا الله "پایین بیاورند (واین نفی الوهیت از غیر خدا واثبات الوهیت برای خدا با اشاره است).
حنبلی ها گفته اند:هنگام تلفظ نام خدا با انگشت سبابه اشاره کنند.
شافعی ها گفته اند:هنگام گفتن"الا الله" انگشت سبابه را بالا ببرند ودر تشهد اول تا وقت ایستادن ودر تشهدآخرتاسلام نمازهمچنان انگشت رابدون حرکت بالا نگاه دارند .

73- چرا شیعیان در حالی که صورتشان روبه قبله است فقط یک مرتبه سلام نماز را می دهند ولی اهل سنت صورتشان را به سمت راست وچپ بر می گردانند و دو سلام می دهند؟
در فقه شیعه ثابت و مسلم است که نماز گزار حتی در حال سلام نباید صورتش را از قبله برگرداند والاّ نماز باطل می شود ولی اهل سنت با توجه به روایتی که نقل می کنند (صحیح مسلم ،کتاب مساجد ،باب السلام للتحلیل /ح 582) مستحب می دانند که نماز گزار هنگام سلام صورتش را به سمت راست برگرداند و سلام دهد و باز صورت را به سمت چپ برگرداند و یک سلام دیگر بدهد ضمناً بعضی از آنها گفته اند یک سلام کفایت می کند ولی اکثرشان هردو سلام را واجب میدانند ودر عین حال اتفاق دارند که اگر کسی فقط یک سلام گفت نمازش باطل نیست امادر فقه شیعه چنین آمده : که مستحب است نماز گزار (چه جماعت چه فرادی )هنگام گفتن:" السلام علیکم ورحمة الله و برکاته" با گوشه چشم یا ابرو به طوری که صورت از قبله برنگردد به سمت راست اشاره کند و سلام دهد همچنین در نماز جماعت در صورتی که سمت چپ مأموم ،مأموم دیگری باشد مستحب است به همان نحو که گفته شد به سمت چپ اشاره کند و سلام نماز را بدهد (ولی این سلام دوم بر امام جماعت مستحب نیست)
لازم به ذكر است که در نماز فرادی می توانند به قلبشان خطور دهند که به دو ملک نویسنده اعمال سلام می کنند ودر نماز جماعت ، امام جایز است به قلبش خطور دهد که به دو ملک نویسنده اعمال وبه مأمومین سلام می کند و ماموم به قلبش خطور دهد که به امام جماعت و مأمومین سلام می کند .

74- آیا شیعیان پس از نماز سه بار می گویند
«خان الامین »؟
این نوعی دروغ بر پیروان اهل بیت است. یهودیان معتقد بودند که رشته نبوت باید در خاندان یعقوب پیوسته بماند و ازاین خاندان بیرون نرود ولی آنگاه که پیامبر گرامی (ص) با دلایل قطعی ظاهر شد به این فکر افتادند که جبرئیل را به خیانت متهم کنند و این شعار را سردادند : « خان الامین» یعنی او دروحی الهی خیانت ورزیده و به جای آنکه نبوت را در فرزندان اسحاق ابقاء کند ، به فرزندان اسماعیل منتقل کرده واز همین جهت ، یهود از دشمنان سر سخت جبرئیل امین است ، قرآن می فرماید:
« قُل مَن کان عَدُوّاً لجبرئیل فانّه نزّله علی قلبک باذنِِ الله مصدقاً لما بین يدیه و هُدیً و بُشرْی للمؤمنین »
بگو هر کس با جبرئیل دشمن باشد (دشمن خداست) و او مأموری بیش نیست که به اذن خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرده کتابهای پیشین را تصدیق می کند و مومنان را هدایت نموده و مایه بشارت است.
اما دشمنان وحدت اسلامی این مطلب را به شیعه نسبت می دهند و می گویند شیعه معتقد است که جبرئیل خیانت کرده و به جای اینکه علی را به مقام نبوت منصوب کند ، آنرا به پیامبر اسلام( ص) عطا کرده است . شیعه بعد ازسلام نماز دستها را بلند می کند و 3 مرتبه "الله اکبر" می گوید .
لذا باید به این نکته توجه داشت که پس از نماز گفتن «الله اکبر» جزو نماز نیست بلکه اولین تعقیب نماز است و هنگام گفتن تکبیرات دستها را بالا نیاوریم و یا اینکه جملات تکبیر را کمی بلند تر بگویم تا بشنوند و برخی توهمات آنان زدوده شود.




75- آیا هنگام بر پائی نماز جماعت ، نماز نافله باطل است؟ نماز واجب چطور؟
از نظر فقه امامیه باطل نیست مثل نماز فرادی که هنگام برپائی جماعت باطل نخواهد بود مگر اینکه وقت نماز واجب ضیق باشد که در این صورت باید نافله را ترک گفته و به نماز جماعت بپردازد .
در این رابطه فقهای شیعه می فرمایند : اگر در حالی که مشغول خواندن نافله است نماز جماعت برقرار شود و ترس آن داشته باشد که به جماعت نرسد مستحب است نافله را قطع کند و اگر مشغول خواندن نماز واجب فرادی است مستحب است عدول به نافله کند و سپس نافله را در دو رکعتی سلام بدهد و معلوم است که این در جائی است که ازنماز واجب بیش از دورکعت نخوانده باشد و اما اگر به رکعت سوم یا چهارم رسیده باشد دیگر جای عدول نیست .
اما در فقه حنبلی در صورت بر پائی جماعت نافله باطل است.

76- آيا نماز میت شیعیان و اهل تسنن با هم فرق می کند؟
در فقه شیعیان نماز میت 5 تکبیر دارد به این صورت که بعد از تکبیر اول شهادتین می گویند بعد از تکبیر دوم صلوات می فرستند بعد از تکبیر سوم طلب مغفرت برای مومنین و مومنات می کنند و بعد از تکبیر چهارم طلب مغفرت و دعا برای میت می کنند و بعد تکبیر پنجم را می گوید.
اما در فقه اهل سنت نماز میت چهار تکبیر دارد فعلا در مسجد النبی و مسجد الحرام رسم براین است که معمولاً نماز میت بعد از نماز واجب برگزار می گردد و مکبر قبل از شروع شدن نماز میت می گوید :
"الصواه علی المیت يرحمکم الله " (اعلان می کند که نماز میت برگزار می شود) از امام صادق(ع) روایت شده که سفارش کردند، شیعیان در نماز میت و تشییع جنازهٴ اهل تسنن شرکت کنند.

77- آیا خواندن سوره سجده دار در نماز جایز است؟
اهل سنت بنابر روایتی که در صحیح بخاری و مسلم است خواندن سوره سجده داررا در نماز جایز می دانند لذا غالباً در رکعت اول نماز صبح جمعه سورهٴ سجده دار می خوانند حضوصاً سوره (سی و دوم ) " الم تنزیل الکتاب" را مستحب می دانند و در وسط قرائت که آیهٴ سجده را می خوانند به سجده می روند ولی در فقه شیعه و روایات اهل بیت (ع) خواندن چهار سوره ای که سجده واجب دارد ( سجده، فصلت ،نجم ،علق ) در نماز های واجب جایز نیست و نباید بخوانند.
براین اساس هرگاه شیعیان با آنها نماز بخوانند ،چنانچه تبعیت کنند و همراه آنها به سجده بروند (در این صورت تعدد سجده پیش می آید) باید نماز را اعاده کنند ( طبق نظر اکثر مراجع تقلید )


78- نماز جمعه اهل سنت به چه صورت است؟
در فقه حنبلي نماز جمعه واجب است بُعد مسافت در آن مطرح نیست و مثل نمازهای دیگر قنوت ندارد. 2 رکعت است با دو خطبه ای که پیش از آن قرائت می شود .
خطبهٴ اول موعظه و نصیحت و خطبه دوم دعا و هرامام جماعتی هر چند غیر عادل می تواند امام جمعه باشد در صورتی که در شیعه چنین نیست . آنها فقط برای مردها نماز جمعه را واجب می دانند اما شیعه می گوید زن هم می تواند در نماز جمعه شرکت کند.
در فقه شیعه نماز جمعه واجب تخیيری است یعنی مکلف در روز جمعه مخیر است بین اینکه نماز جمعه بخواند ویا نماز ظهر، و نماز جمعه فضیلت بیشتری دارد.

79- چرا شیعیان نمازهای مستحبی شبهای ماه مبارک رمضان را به جماعت برگزار نمی کنند اما اهل تسنن آنها را به جماعت و به نام نماز تراویح برگزار می کنند؟
در فقه شیعه خواندن نماز مستحبی به جماعت بدعت و حرام است و فرقی بین نمازهای مستحبی شبهای ماه رمضان و غیر آن نیست ولی اهل تسنن نافله های شبهای ماه مبارک رمضان را به جماعت می خوانند و به آنها تراویح می گویند ( چون بعد ازهرچهاررکعت استراحت می کنند)
نماز تروایح در زمان رسول خدا( ص) و در حکومت ابوبکرو دراوائل حکومت عمر ، به جماعت برگزار نمی شد

مدتی از حکومت عمر گذشته بود یک شب ماه رمضان وارد مسجد شد دید مردم به طور پراکنده و فرادی نماز می خوانند ولی در گوشه مسجد چند نفر به جماعت می خواندند ،عمر گفت : اگر همه مردم نمازها را به جماعت بخوانند نمایانتر است و مردم را به امامت یک نفر جمع کرد ، شب وارد مسجد شد ، دید مردم نمازها را به جماعت برگزارمی کنند گفت این خوب بدعتی است . (نعم البدعة هذه )
البته در برخی از روایات آنها است که رسول الله (ص) دو سه شب نافله شب را در مسجد خواند و عده ای نمازها را با آن حضرت خواندند شب سوم و چهارم جمعیت زیاد شد ، رسول الله (ص) برای نماز نافله از منزل خارج نشد و بعد ازنمازصبح فرمود : من متوجه اجتماع شما شدم و اینکه نیامدم ، ترسیدم نافله شب را به جماعت خواندن بر شما واجب شود و تا رسول الله (ص) زنده بود نافله ها به جماعت برگزار نشد .
80- چرا شیعیان به محض اینکه اذان گفته می شود بدون فاصله نمازهای یومیه را می خوانند ولی اهل تسنن مقداری صبر می کنند بعدا از آن اقامه می گویند و نماز می خوانند؟
اهل تسنن چون خواندن نماز جماعت را واجب می دانند صبر کردن آنان بعد از اذان برای خواندن نماز نافله و جمع شدن نماز گزاران است و شیعیان نیز در مواردی که نافله ها رامی خوانند و بعد از گذشت مقداری از وقت ، نماز واجب را اقامه می کنند.

81- آیا طبق نظر اهل سنت اوقاتی از ساعات شبانه روز وجود دارد که نماز خواندن در آنها نهی شده باشد؟
از نظر فقه حنبلی نماز خواندن در دو موقع منع شده : یکی بعد نماز صبح تا بالا آمدن خورشید دیگری بعد از نماز عصر تا غروب آفتاب .
دلیل براین گفتار سخنی است که از ابن عباس نقل کرده اند: پیامبر (ص) نهی فرموده اند از نماز در این دو وقت .
در فقه امامیه برای نماز واجب و نافله اوقات خاصی ذکر شده است در آن دو وقت یاد شده نماز خاصی نیامده البته نماز تحیت مسجد ، نماز قضا و یا نماز نذر را می توان در هر زمانی خواند .
آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که هنگام یاد شده خواندن قرآن بهتر است .
نظر بعضی از فقها ی شیعه آن است که نماز خواندن در اوقات مذکور کراهت دارد ( ثواب کمتری دارد )

82- آیا عبور اشخاص از مقابل نماز گزار موجب قطع نماز او می شود؟
به اعتقاد شیعه و سنی مستحب است نماز گزار در مقابل خود ( بعد از محل سجده ) چیزی قرار دهد ( مثل عصا) تا حجابی باشد میان اوو کسی که از مقابلش عبور می کند .
و این مربوط به موقعی است که نمازگزار در معرض عبور شخصی از مقابل خود باشد.
اما اهل تسنن به دنبال این حکم گفته اند : « اگر کسی چنین حایلی بین خود و قبله قرار دهد، در صورتی که عابر از مقابلش بگذرد تا جائی که می تواند باید مانع از عبور او شود و اگر عابر در رفتن اصرار کرد ، با او بجنگد زیرا او شیطان است »
و از آنجا که آنان این حکم را بسیار جدی می گرفتند در گذشته زد و خوردهایی به وجود می آمده و گاهی ماجرا حتی تا محکمه و دارالاماره کشیده می شده.
با این وجود اکثر فقهای اهل سنت فتوا داده اند که نماز باطل نمی شود اما برخی از فقهای فعلی عربستان فتوا داده اند که عبور زن از مقابل نمازگزاری که حایل در مقابل خود قرار نداده و یا زن بین نمازگزارومحل سجده او عبور کند نماز باطل است و باید اعاده کند.
اما ، امامان شیعه چنین نظری ندارند و همه به یک مطب اشاره می کنند و می فرمایند:
« آن کس که برای او نمازمی گزارم به من نزدیک تر از کسی است که از مقابل من می گذرد » حضرت امام حسن عسکری(ع) در پاسخ از این سوال که آیا عبور اشخاص از مقابل نماز گزار موجب قطع نماز می شود فرمود: " نه چنین نیست که نماز از مقابل نمازگزار عبور کند بلکه نماز از آن سمت و جهتی می گذرد که نماز گزار بدان رو نموده است ( نماز گزار رو به خدا دارد و نماز به جهت و سمت خداست و از مقابل او نمی گذرد که اگر کسی از آنجا گذشت قطع گردد .

83- چرا شیعیان در حال طواف جامه احرام را بردوش می اندازند بطوری که دو شانه ودو بازو پوشیده می شود و با آرامش طواف می کنند اما عده ای از مردان اهل تسنن در حال طواف جامهٴ احرام را از زیر بغل راست برشانهٴ چپ می اندازند بطوری که شانه راست آنها برهنه می ماند و شانه چپ پوشیده می شود ،همچنین برخی از آنان در حال طواف هروله می کنند؟
عده ای از اهل تسنن بر مردها مستحب می دانند که در حال طواف جامهٴ احرام را به گونه ای که در سوال گفته شد بپوشند ودر چند شوط از طوافهای واجب هروله کنند .

ظاهراً منشأ این گونه طواف انجام دادن دستور رسول الله(ص) است که در سال هفتم هجرت ، عمرة القضاء انجام داد و همینکه با اصحاب وارد مسجد الحرام شدند مشرکین در اطراف مسجد نگاه می کردند . رسول الله( ص) به اصحاب دستور داد جامه احرام رااز زیر بغل راست بر دوش چپ بیندازند و هروله کنند (تند حرکت کنند) لیکن طواف با این کیفیت فقط در عمرة القضاء انجام شد ، آنهم به منظور اینکه مبادا دشمن خیال کند مسلمانان مبتلا به ضعف و خستگی هستند و رسول الله (ص) در حجة الوداع آنگونه طواف نکرد و به آن دستور نداد : ائمه علیهم السلام نیز آنگونه طواف نکرده و آن را مردود دانسته اند اما عده ای از اهل سنت همان کیفیت عمرة القضاء را دنبال کرده و می کنند .

84- آیا باید در میقاتها ودر حال طواف و سعی ، تلبیه ها و دعاها را با صدای بلند و دسته جمعی بخوانیم؟
این گونه رفتارها مبنای فقهی نداشته و فقط براساس عادت انجام می شود در حالی که باید آرام و بدون سرو صدا تلبیه ها و دعاها را بخوانند و خانمها در این امر باید بیش از آقایان رعایت کنند بهترین دعاها ،دعاهای باخشوع و مخفی است
" ادعوربکم تضرعا و خفیة انه لا یحب المعتدین " خدای خود را به تضرع وزاری و به صدای آهسته بخوانید که خداوند هرگز تجاوز کاران را دوست نمی دارد . رسول خدا (ص) فرمودند : " خیرالدعا (الذکر) الخفی و خیر الرزق مایکفی "
بهترین دعا و ذکر دعائی است که در خفا وبطور پنهانی انجام شود و بهترین روزی آن است که به اندازه کفاف باشد امام رضا (ع) فرمود : " دعوة تخفیها افضل عندالله من سبعین دعوة تظهرها " یک دعای مخفی نزد خدا افضل است از هفتاد دعای علنی
از روایات استفاده می شود که حق الناس مقدم برحق الله است خداوند متعال راضی نیست با خواندن دعا ، همراه با سروصدا ، دیگران ناراحت شوند و حواس زائرین پرت شود .
پس باید از دعا خواندن دسته جمعی و شعار گونه خصوصا همراه با زنها ،خوداری شود.








ای دار ایمان! رهگشا
بیت الرسول،
ای عاصمه ای قاصمه درمانده ام،درمانده ام
بی خانه ام
ای دار ابرار درگشا
بار گناه بر دوش من، درد و فغان در جان من
راهی بده، داخل شوم
افتاده ام
گمگشته ام،گم کرده ام
جایی بده
ای قلب ایمان! رحم کن،
جز شهر تو
شهری نماند،
جز نام تو
عشقی نماند


مولوی (دیوان شمس)





فهرست كتاب
مقدمه
بخش اول : شناخت عربستان سعودي
جغرافياي طبيعي .............................................................................2
نژاد مردم عربستان ..........................................................................3
مهاجرت .............................................................................................4
دين ، زبان و خط رسمي.................................................................4
پرچم ، نشان و روز ملي .................................................................5
تقويم ، تعطيلات و ساعت..............................................................5
تعطيلات رسمي سالانه .................................................................5
ساعت كار ........................................................................................5
وضعيت اجتماعي ...........................................................................6
وضعيت زنان ...................................................................................7
مدارس .............................................................................................7
مطبوعات..........................................................................................8
اقتصاد ..............................................................................................8
مذهب حاكم بر عربستان ............................................................9
مكه و پيامبران از ابراهيم (ع) تا خاتم الانبياء (ص) .............10
از ظهور اسلام تا ال سعود ..........................................................11
بخش دوم: پيدايش مذاهب اربعه و فرقة و هابيت
مذاهب چهار گانه .......................................................................14
جايگاه امير المؤمنين(ع) از ديدگاه احمد بن حنبل............20
بخش سوم : اعلام رسمي مذهب جعفري در ايران
پيشينة و هابيت ........................................................................27
تشيع ، شيعه در معرض اتهام..................................................32
تهمت تلويث كعبه ...................................................................35
مواجهه فرقه وهابيت با انقلاب اسلامي ايران ....................35
بخش چهارم : پاسخ به برخي ايرادات مطرح شده از سوي اهل سنت
1- منظور از شيعه ..................................................................40
2- دليل پيروي از شيعه .......................................................40
3- واقعة غدير .........................................................................42
4 – اقليت شيعه و بر حق بودن آن ...................................45
5- معني و مفهوم اسلام ......................................................46
6- علت اختلاف شيعيان با اهل سنت ..............................47
7- سخنان قرآن در مورد امامت ........................................49
8- علت نبودن نام امامان در قرآن ....................................50
9- اعتقاد به ائمه در زمان رسول خدا (ص) ....................52
10- مهدي آل محمد (ص) ................................................53
11- دلايلي بر خلافت حضرت علي (ع) ..........................54
12- جدا نبودن دين از سياست ........................................54
13- دليل بر عصمت امامان ...............................................55
14- غلو درباره اهل بيت (ع)..............................................56
15- اعتقاد به قدرت غيبي اولياء.......................................56
16- علم غيب ائمه (ع) ......................................................58
17- توسل به غير خدا .......................................................59
18- بوسيدن در و ديوار حرم ...........................................60
19- لعنت و دشنام دادن ..................................................61
20- اعتقاد شيعه دربارة اصحاب پيامبر(ص) .................62
21- جايز نبودن توهين به اصحاب پيامبر(ص) .............63
22- ظلم كردن خلفا به حضرت فاطمه (س) ................64
23- آتش زدن درب خانه حضرت فاطمه (س) ............64
24- معناي تقيه ..................................................................65
25- فرق تقيه با نفاق ........................................................66
26- بزرگداشت زاد روز اولياء ..........................................66
27- آيا خواندن ديگران پرستش است .........................67
28- خاك كربلا و شفاي آن ...........................................68
29- زيارت قبور پاكان ....................................................68
30- زيارت قبور براي زنان ............................................69
31- بنا ساختن روي قبور .............................................70
32- نمازخواندن و دعا كردن نزد قبور انبياء و اولياء71
33- مذهب شيعه و گريه...............................................72
34- اهتمام شيعه به كتابهاي دعا................................73
35- نذر امام حسين شرك نيست...............................74
36- همسران رسول خدا (ص) و اهل بيت (ع)........74
37- نظر شيعه نسبت به همسران پيامبر (ص)........74
38- ازدواج دروغين دختر حضرت علي( ع) با عمر.75
39- معناي شيعه درباره تحريف قرآن ......................76
40- معناي بداء .............................................................76
41- مصحف امام علي(ع).............................................77
42- مصحف حضرت فاطمه(س)................................78
43- سخن گفتن فرشته با حضرت فاطمه(س).......78
44- فرزندان علي(ع)، فرزندان پيامبرند ..................79
45- نام گزاري فرزندان علي (ع)بنام خلفا .............80
46- معناي رجعت........................................................80
47- بنده خدا بودن و اسامي عبدالرسول و... ........81
48- صلح امام حسن و روابط حسنه با معاويه .....83
49- دلايل ايمان ابوطالب .......................................83
50- حضور شيعيان در جماعت اهل سنت ...........84
51- اتهام شيعيان در بدعت گذاري ......................84
52- نظر شيعه در مورد خمس .............................................87
53- سخنان رسول خدا (ص) دربارة ايرانيان ....................87
بخش پنجم : احكام فقهي
54- طريقه صلوات ................................................................90
55- وجوب نماز جماعت .....................................................91
56- علت جمع خواندن نمازها .....................................................91
57-شستن دستها در وضو .............................................................92
58-مسح پاها در وضو ....................................................................92
59- ترتيب و نظم در صفوف جماعت .........................................93
60- كيفيت اذان واقامه اهل سنت .............................................93
61- گفتن " اشهدان عليا ولي الله : در اذان و اقامه ................94
62- گفتن " حي علي خير العمل : در اذان و اقامه................95
63- گفتن " الصلوة خير من النوم : در اذان صبح ..................95
64- نماز خواندن با دستهاي بسته ............................................96
65- استفاده كردن از مهر.............................................................97
66- جزئيت بسم الله ....در سوره...................................................98
67- آمين گفتن بعد از سورة حمد .............................................98
68- توقف طولاني بعد از ركوع در نماز اهل سنت...................99
69- جلسه استراحت .....................................................................99
70- قنوت در نماز هاي شيعيان .................................................99
71 تجافي..........................................................................................100
72- تكان دادن انگشت سبابه در حال تشهد............................101
73 – برگرداندن صورت به چپ و راست در موقع سلام نماز..102
74- گفتن خان الامين و داستان و آن........................................103
75- خواندن نماز نافله موقع بر پايي نماز جماعت....................105
76 نماز ميت شيعيان و اهل سنت..............................................105
77- خواندن سورة سجده دار در نماز........................................106
78- نماز جمعه اهل سنت ..........................................................107
79- نماز تراويح در ماه رمضان....................................................107
80- نماز خواندن شيعه بعد از اذان ............................................109
81- اوقاتي كه اهل سنت نماز خواندن را نهي كر ده اند ......109
82- عبور اشخاص از مقابل نماز گزار و قطع آن.....................110
83- بر دوش انداختن جامة احرام ...........................................111
84- بلند كردن صدا در حين اعمال .......................................112



فهرست منابع كتاب
1- وسايل الشيعه حُرعاملي
2- بحار الانوار مجلسي
3- اصول كافي كليني
4- عروة الوثقي سيد محمد كاظم يزدي
5- الغدير اميني
6- منهاج الصالحين خوئي
7- تحرير الوسيله امام خميني
8- رسالة عمليه امام خميني
9- حق جودحق شناس سيد شرف الدين موسوي
10- قصص العلماء ميرزا محمد تنكابني
11- راهنماي حقيقت سبحاني
12- ره توشه حج جمعي از نويسندگان
13- آيين و هابيت سبحاني
14- ره توشه هاي سفير محمد رضا موحدي
15- شيعه پاسخ مي دهد سيد رضا حسيني نسب
16- پاسخ هاي ما علي عطايي
17- تجلي وحدت محمد صادق نجفي
18- در ساحل تقريب سبحاني
19- وهابيت بر سر دو راهي مكارم شيرازي
20- تاريخ وهابيان ايوب صبري ، مهدي پور
21- آشنايي با مذاهب حسن ايدرم لاهيجي
22 فانوس در حج محمد حسين ابراهيمي
23- پاسخ جوان شيعي محمد طبري
24- بخش هايي از فقه تطبيقي پيشوايي ،گودرزي
25-صحابه و اهل بيت سبحاني
26- شناخت عربستان علي محمدي
27- نهج البلاغه سيد رضي
28- صحيح مسلم مسلم بن الحجاج القشري
29-صحيح بخاري محمد بن اسماعيل البخاري
30- سنن ترمذي محمد بن عيسي الترمذي
31- مستدرك حاكم محمد بن عبدالله ( حاكم نيشابوري )
32- سيره ابن هشام ابن هشام
33- مسند احمد احمد بن حنبل
34- مروج الذهب علي بن الحسين المسعودي
35- صحيح سنن ابي داود علي ناصر الدين الباني
36- منتخب كنز العمال علي متقي هندي
37- مجمع الزوائد علي بن ابي بكر هيثمي
38- المغني عبدالله بن احمد بن قدامه
39- تفسير نور الثقلين شيخ عبدالعلي بن جمعه العروسي
40- مسائل خلافيه و الرائي الحق فيها شيخ علي ال محسن
41- الفقه علي المذاهب الاربعه عبدالرحمان الجزيزي
42- صلاة المؤمن وهب القحطاني

www.Beseh-Rohani.ir